naser abbaspoor
1.4K posts


@VitaPoetica00 پیشترها کانالی داشتم بهنام «پویاییِ اندیشه»؛ ولی هر روز وقت نمیتوانستم نکتهای بگذارم، کمکم ازآن کار دست کشیدم.
فارسی

@NaserAbbas56069 جناب عباسپور کاش کانالی در تلگرام ایجاد کنید و مطالبتون رو اونجا هم بذارید.
فارسی

@LifeImageFarsi در جایی نوشتهام: کشتگر هم «عابِد» است و هم «کافِر»: «וְאָדָם אַיִן לַֽעֲבֹד אֶת הָֽאֲדָמָֽה / وِآدام اَیین لَعَوُد اِت هااَداما / و آدم بر خاک کار نکرده بود.». (پیدایش، 2، 5)، «و یُقالُ لِلزّارِعِ: کافِرٌ، لِأنَّهُ یُغَطِّي الحَبَّ بِتُرابِ الأرْض / و کشتگر را کافِر گویند...
فارسی

@alirnjbr به نقل از ابن مَیمون در فَرگَرد 12 از پارۀ سومِ دلالةُ الحائرین. وی این سخن را از کتاب «الهیّات» رازی نقل کرده که از بین رفته است و گویا ابن مَیمون بدان دسترسی داشته.
فارسی

@alirnjbr زکریای رازی گوید: «بدی در هستی بیش از نیکی است، و تو هرگاه آسایش انسان و خوشیهایش را در گذرِ زندگیاش، با دردها و رنجهای سخت و گزندها و زمینگیریها و بدشگونیها و اندوهها و سیهروزیها که بدو میرسد بسنجی، خواهی یافت که بودنِ وی – یعنی انسان – گرفتاری است و بدیِ سترگ.».
فارسی

@yavar1649921 در دینکرد گوید حکمت، اراده، کُنش و زمان - که از داراییهای اورمزد هستند - پایدار و بیدگرگونی (immuable / avartišnik) هستند، و آنچه دگرگونی و گسترش دارد، آمیختۀ کُنشِ محدود و زمانِ محدود است. «رویداد» نتیجۀ آمیختگی کُنش و زمان است. کُنش بهفرجام به رامش میرسد و زمان به بیمرزی.
فارسی

جالبه لایبنیتس مقداری درون سنت نوافلاطونی هم بود و قائل به دو نوع راستی(حقیقت) "راستی های ابدی" که در عقل مطلق خدا بود که بهش می گفتveritates rationis (راستی های عقل) و راستی های مربوط به زمان و امور واقع که بهش می گفت : veritates facti
(گزاره ۳۳ منادولوژی)
naser abbaspoor@NaserAbbas56069
@Conformistzone ارسطو برای آغاز «شناخت» نیازمندِ «limite / مرز» بود، و این «مرز» را به «مُحَرِّکِ أوّل / πρῶτον κινοῦν» داد تا پایۀ توضیحِ جهان را پی گذارَد؛ دینکرد (فَرگَرد 208)، همین «limite» را برای «زمان» نهاد (از راهِ حکمتِ همهآگاهِ اورمزد)، و از راهِ زمانِ مرزین برای کار (فعل / action).
فارسی

@Conformistzone ارسطو برای آغاز «شناخت» نیازمندِ «limite / مرز» بود، و این «مرز» را به «مُحَرِّکِ أوّل / πρῶτον κινοῦν» داد تا پایۀ توضیحِ جهان را پی گذارَد؛ دینکرد (فَرگَرد 208)، همین «limite» را برای «زمان» نهاد (از راهِ حکمتِ همهآگاهِ اورمزد)، و از راهِ زمانِ مرزین برای کار (فعل / action).
فارسی

@Conformistzone سخن من این است که این خط و زبان (پهلوی) «متنِ» کهن دارد، و «متن» همواره زایاییِ زبانی و واژگانی دارد، چه ریختپذیریِ پارسیِ دری ناگزیر بوده باشد و چه نباشد. متنهایی مانندِ دینکرد، جستارهای فلسفی دارند و درآن برای مفهومهای یونانی، معادلسازی شده است، پس با آن اندیشیدهاند.
فارسی

@Conformistzone گرچه بسیاری از متنهای یادشده پس از اسلام نوشته شدهاند، ولی پردازشِ نکتهها و مسئلههای مشترک، در آنها بهگونهای است که بههیچ رو نمیتوان گفت برگرفته از آیینِ نو است، بل وارونِ آن را میتوان نشان داد.
فارسی

@NaserAbbas56069 مسئله اینه که بیشتر این آثار که خودت هم به درستی اشاره کردی که نگارششون پس از ورود اسلام به ایرانه، عموما متون مذهبی هستن و فاقد روح عمومی اجتماع.
اصولا کتاب و سواد در محدوده حکومت داری و دیوان سالاری و طبقه متولیان دین معنا داشت نه میان مردم عادی.
به همین علت کتاب ها اندک بودن
فارسی


