
Neo
2.7K posts




دوستانی که با هویت خودتون و یا اکانت وریفای شده مشغول درگیری با عوامل جمهوری اسلامی هستید: از اونجایی که این لاشیا ارزش این رو ندارن که شما به مشکل بیفتید پس به این نکات دقت کنید: - از انتشار آدرس و شماره تلفن افراد خودداری کنید. این کار داکسینگ هست و قابل تعقیب. - تیترهایی مثل "شناسایی کنید" دعوت به داکسینگ هست و حداقل در هلند ممنوع هست. - شما میتونید یک عکس یا ویدئوی در محیط عمومی از کسی رو منتشر کنید ولی وقتی بهش عکس یا آدرس صفحه لینکدین طرف رو وصل بکنید داکسینگ حساب میشه و قابل تعقیب هست حتی اگه طرف, اکانت عمومی داشته باشه. - حتی دعوت به تماس گرفتن با شرکت کسی برای اخراجش شامل داکسینگ هست پس مواظب باشید.

او گفت افغانستان ۹۳ درصد هروئین جهان را تولید میکند. تقریباً تمام آن هروئین به ایران و روسیه میرود و ما میخواهیم آنها به هروئین معتاد شوند. این جوامع آنها را ضعیف میکند ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ **جان کریاکو:** آیا میتوانم داستانی برای شما تعریف کنم؟ **تاکر کارلسون:** امیدوارم این کار را بکنید. ** جان کریاکو:** وقتی من بازپرس ارشد در کمیته روابط خارجی سنا از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱، اواخر ۲۰۱۱ ‼️بودم، آه... به جان کری، رئیس وقت، گفتم که میخواهم به افغانستان بروم تا یک مطالعه رسمی سنا در مورد محصول خشخاش هروئین انجام دهم. درست است؟ افغانستان در آن زمان ۹۳ ‼️درصد هروئین جهان را تولید میکرد. و بنابراین من به افغانستان پرواز کردم، به پایگاه هوایی بگرام رفتم. به آنها گفتم که باید به قندهار و سپس به لشکرگاه، که مرکز ولایت هلمند است، پرواز کنم و دارم این مطالعه را انجام میدهم. حالا، وقتی به لشکرگاه رسیدیم، همانطور که فرود میآیید، تا جایی که چشم کار میکرد، تمام چیزی که میدیدید خشخاش هروئین بود. و بنابراین گفتم که میخواهم به مزارع خشخاش بروم و میخواهم یک کشاورز پیدا کنم و میخواهم با او صحبت کنم. بنابراین من نیروهای امنیتی داشتم، یک مترجم داشتم، مترجم پشتو. ما فقط به سمت مزارع رانندگی کردیم و همانطور که انتظار میرفت با یک کشاورز خشخاش روبرو شدیم . و من یک سوال بسیار سادهلوحانه از او پرسیدم. گفتم، به جای خشخاش، چرا چیزهایی نمیکارید که دو فصل رشد دارند مانند گوجه فرنگی یا پیاز یا انار؟ و او اینطور پاسخ داد: آمریکاییها در سال ۲۰۰۱ به من گفتند که اگر به آنها بگویم اعراب کجا هستند، میتوانم هر چقدر که میخواهم خشخاش بکارم. من گفتم، کدام آمریکاییها به تو گفتند که میتوانی خشخاش بکاری؟ و درست همانطور که این سوال را پرسیدم، مسئول نظامی من بازویم را کشید و گفت، ما تحت تهدید هستیم، باید به پایگاه برگردیم. من هرگز پاسخی نگرفتم. ما به جیپ برگشتیم و آنها مرا به هلیکوپتر برگرداندند، من به بگرام پرواز کردم. **تاکر:** واقعاً. **مهمان:** واقعاً، مثل اینکه از یک فیلم سینمایی بیرون آمده باشد. بنابراین من به واشنگتن برگشتم و به بازپرس ارشد گفتم، گفتم، من اینجا به چیزی پی بردهام. این خوب نیست. بنابراین من همه آن را دقیقاً همانطور که جمعآوری کرده بودم نوشتم. خب، من یک دوست در سازمان مبارزه با مواد مخدر (DEA) داشتم. و با او تماس گرفتم، گفتم، گوش کن، من میخواهم مقالهای برایت بفرستم، کاملاً محرمانه (فقط برای خودت). من فقط میخواهم نظرت را در مورد آن بدانم قبل از اینکه آن را برای جان کری بفرستم. بنابراین او چند روز بعد با من تماس گرفت و گفت، رفیق، تو میدانی که قرار نیست این مقاله منتشر شود، درست است؟ گفتم چرا که نه؟ او گفت افغانستان ۹۳ درصد هروئین جهان را تولید میکند. تقریباً تمام آن هروئین به ‼️‼️‼️ایران و روسیه ‼️‼️‼️‼️میرود و ما میخواهیم آنها به هروئین معتاد شوند. این جوامع آنها را ضعیف میکند. و من هرگز نتوانستم آن را منتشر کنم.






مهمتر از رسانهها، شفافیت درباره منابع مالی فعالان و گروههای سیاسی، یکی از ارکان بنیادین شکلگیری یک جامعه دموکراتیک است. همه مخالفان جمهوری اسلامی میتوانند با اقداماتی ساده، دخل و خرج خود را به صورت عمومی منتشر کنند. این کار شاید در ظاهر ساده باشد، اما در عمل گامی بسیار موثر در مسیر ساختن فرهنگ پاسخگویی و دموکراسی است. حتی اگر برخی منابع مالی، مانند ایرانیان ثروتمند تمایلی به علنی شدن نامشان نداشته باشند، میتوان بدون ذکر هویت، صرفا با عنوانهایی مانند «کمک شهروندان ایرانی» یا «ایرانیان خیر» به آنها اشاره کرد. امنیت در نهایت دلیل خوبی برای پنهان کردن جزئیات حساس است، اما نمیتواند به بهانهای برای حذف کامل پاسخگویی تبدیل شود. مساله اصلی این است که شهروندان پاسخ ۳ پرسش کلیدی را بدانند: ۱. هر گروه یا جریان سیاسی دقیقا چه میزان پول در یک بازه زمانی مشخص، مثلا یک سال گذشته، دریافت کرده است؟ ۲. منابع این پولها چه بودهاند؟ بهویژه اگر دولتهای خارجی، نهادهای بیرونی یا حتی سرمایه شخصی افراد در آن نقش داشته. ۳. این منابع دقیقا چگونه و در چه بخشهایی و به چه مقداری هزینه شدهاند؟ برای کسانی که مدعی دموکراسی و آزادی در ایران هستند، چنین شفافیتی نه تنها اعتبار سیاسی ایجاد میکند، بلکه به مشروعیت عمومی آنان نیز میافزاید. مهمتر از آن، دموکراسی را نمیتوان با ابزارهای غیرشفاف ساخت. راه رسیدن به جامعه آزاد، تمرین همین اصول بنیادین در دوران دوری از قدرت است. میانبری وجود ندارد.







خلاصه متن ویدیو برای عزیزان ایران: مدرسه قبلا ساختمون فرمانداری بوده توی منطقه نظامی که بعدا تبدیلش میکنن به مدرسه. ساختمون دو طبقه است و طبقه بالا دخترونه و پایین پسرونه بوده. اوایل فقط بچه های سپاهی ها بودن، بعد چون تعدادشون زیاد نبوده، آموزش پرورش دیگه معلم نمیداده و میگفته مدرسه رو ببندید، ولی مسئولا اصرار داشتن مدرسه بمونه پس میان مدرسه رو میکنن غیر انتفاعی و با تبلیغات زیاد دانش آموزای معمولی میگیرن. روز حادثه اولین موشک ها که میخوره بیت رهبری، معلما زنگ میزنن خانواده ها بیان بچههاشون رو ببرن، طبقه بالا از طریق یه سری راه پله میانی به طبقه پایین میرسیده ولی در ورودی مدرسه ها جدا بوده چون دخترونه پسرونه بوده، دخترای طبقه بالا بعد از اینکه میگن باید برید خونه میان پایین که برن دنبال داداشهاشون ولی نمیتونن چون در راه پله قفل بوده و این بچه ها نتونستن برن پایین، مجبور شدن برگردن خونه (این روایت رو همین دخترایی که زنده موندن گفتن)، بعد در اصلی مدرسه پسرونه هم قفل بوده و باز بچه ها نتونستن بیان بیرون. علت اینکه پسربچههای بیشتری هم کشته شدن همینه. حالا سوال خانواده ها اینه که چرا اصرار داشتن مدرسه بمونه و غیرانتفاعی بشه، چرا در راه پله و در مدرسه پسرونه قفل بوده؟ خانواده ها خیلی تحت فشارن و ناراحتن و نمیخوان خون بچه هاشون به نفع حکومت مصادره بشه.


خلاصه متن ویدیو برای عزیزان ایران: مدرسه قبلا ساختمون فرمانداری بوده توی منطقه نظامی که بعدا تبدیلش میکنن به مدرسه. ساختمون دو طبقه است و طبقه بالا دخترونه و پایین پسرونه بوده. اوایل فقط بچه های سپاهی ها بودن، بعد چون تعدادشون زیاد نبوده، آموزش پرورش دیگه معلم نمیداده و میگفته مدرسه رو ببندید، ولی مسئولا اصرار داشتن مدرسه بمونه پس میان مدرسه رو میکنن غیر انتفاعی و با تبلیغات زیاد دانش آموزای معمولی میگیرن. روز حادثه اولین موشک ها که میخوره بیت رهبری، معلما زنگ میزنن خانواده ها بیان بچههاشون رو ببرن، طبقه بالا از طریق یه سری راه پله میانی به طبقه پایین میرسیده ولی در ورودی مدرسه ها جدا بوده چون دخترونه پسرونه بوده، دخترای طبقه بالا بعد از اینکه میگن باید برید خونه میان پایین که برن دنبال داداشهاشون ولی نمیتونن چون در راه پله قفل بوده و این بچه ها نتونستن برن پایین، مجبور شدن برگردن خونه (این روایت رو همین دخترایی که زنده موندن گفتن)، بعد در اصلی مدرسه پسرونه هم قفل بوده و باز بچه ها نتونستن بیان بیرون. علت اینکه پسربچههای بیشتری هم کشته شدن همینه. حالا سوال خانواده ها اینه که چرا اصرار داشتن مدرسه بمونه و غیرانتفاعی بشه، چرا در راه پله و در مدرسه پسرونه قفل بوده؟ خانواده ها خیلی تحت فشارن و ناراحتن و نمیخوان خون بچه هاشون به نفع حکومت مصادره بشه.


میدونم بستر اینجا مناسب ویدیو ۵ دقیقهای نیست ولی این خواسته خانواده بچهایه که عزیزش رو از دست داده و تلاش داشت تا روایت واقعی شنیده شه، نه چیزی که حکومت میخواد بسازه. #مدرسه_میناب








