
پروانه آبی
645 posts


@USMilitaryViews Hey you pay attention it's PERSIAN GILF not Arabic gulf😐
English

جاویدنام سارا ابراهیمی… دختر ایران.

فلات ایران@IranianPlateau
این دختر نه برای التماس، که برای نجاتِ آخرین بقایایِ وجدان در قلبِ ضاربش دست دراز کرد؛ اما دریغ که سنگ، لمسِ ابریشم را نمیفهمد. این دستِ کشیده شده، تا ابد گواه است که در این نبرد، چه کسی بر قلهی انسانیت ایستاد و چه کسی در درهی توحش سقوط کرد.
فارسی

@Psych0_analyst هر کسی شکست عشقی بخوره استدلالش از طرف مقابلش همینه، حتی اگ نیچه باشی
فارسی

@effyABC ببین کار بیمارستان خیلی سنگینه نمیدونی چ جون و انرژی از آدم میگیره، بار فیزیکیش یطرف، استرس مریض یطرف دیگه...بنظرم این اتفاق بخاطر بی مسئولیتی نبوده، بخاطر خستگی بوده و این زوج زندگی خوبی با هم دارن مهم اینه همه ما یاد بگیریم بهترین ورژن خودمون شیم و این اتفاق منجر ب این شد
فارسی


صاحبخونهمون یه خانم معلم هشتاد سالهی آلمانیه که نوه نداره. از اون هفتهای که برای عمل زانو رفتم، هر هفته یه روز میره پسر رو از مهد بر میداره و دو ساعت میبره خونهش و با هم بازی میکنن و تنقلات میخورن و یا ما میریممیاریمش یا خودش بچه رو میاره.
روزی که پسر دنیا اومد، گفت نزدیکترین چیزی که به عنوان نوه گیر من میاد، همینه.
عکس گذاشتم که بگم همه فرشهای خونهش ایرانیه

فارسی

@firoozshopcom قیمتارو تحت تاثیر ارز افزایش نده، دلم خوب میشه حتی اگ چشام بسوزه😄
فارسی

شیما بخاطر بچه ها ۸ سالی کار نکرد و خونه نشین شد تا بچه ها رو خودش بزرگ کنه.
این اواخر هرازگاهی میرفت یه بیمارستان خیریه,نزدیک خونه و فقط درمانگاه مریض میدید ،چون توانایی کار توی اورژانس رو تو خودش نمیدید.
یه روز که شیما بیمارستان بود به من زنگ زد وگفت :
وااای استاد!
دکتر اورژانس نیامده !
با آرامش گفتم : خب به تو چه ؟!
گفت :تو باید کمک کنی ؟
گفتم : به من چه ؟
عصبانی شد و گفت :
مسخره بازی در نیار !
سوپروایزر به من گفته باید اورژانس رو هم کاور کنم تا دکترش برسه !!!
گفتم : خب به من چه ؟!!!
گفت : من استرس دارم، نمیتونم توی اورژانس کار کنم ، میفهمی ؟!
و ادامه داد : همه اش مسخره بازی …
قبلا گفتم ، این خوشمزه بازی هات رو ببر یه جای دیگه.
گفتم : خب آخه من چیکار کنم این وسط؟!
کفت :میدونم دیشب شیفت بودی ، خسته ایی،ولی با این حال حواست به موبایلت باشه ،
اگر مریضی اومد من زنگت میزنم تو راهنمایی کن … باشه ؟!
گفتم : حله ، برو بریم
پرسید: بچه ها کجان ؟
گفتم :دارن توی سالن بازی میکنن
گفت :غذاشون یادت نره ! نگیری بخوابی ها ….
گفتم باشه،
گوشی رو قطع کردم ،بالش رو گذاشتم زیر سرم و خوابیدم.
میدونستم اگه زنگ بزنه با صدای گوشی بیدار میشم.
تازه خوابم برده بود که توی عالم خواب بیدار متوجه شدم پسرام اومدن توی اتاق، یکم چرخیدن و رفتن.
بعد از اون هیچی متوجه نشدم تا دو سه ساعت بعد که یک دفعه از خواب پریدم ،
خواستم گوشی رو نگاه کنم ،ولی هرچی دست میکشیدم اطرافم گوشی رو پیدا نمی کردم !
با ترس از جا پریدم،
اطراف رو درست نگاه کردم ،
اثری از اثار گوشی نبود ،
علاوه بر اون صدای بچه ها هم بگوش نمی رسید!
خوونه ساکت و سنگین بود،
با استرس از تخت پریدم پایین،یه راهروی کوچیک رو رد کردم،
از چنتا پله اومدم پایین و وارد سالن شدم٫
بچه هام نبودن ، دویدم به سمت بالکن سالن ،در باز کردم و رفتم توی تراس ،از سر نرده، توی حیاط رو نگاه کردم ،
بچه ها داشتن کنار حوض بازی میکردن ،
خیالم از اونا راحت شد ،ولی گوشی کجا بود ؟!
ازشون پرسیدم :
بابا شما گوشی منو برداشتین ؟
بدون اینکه بالا رو نگاه کنن با قاطعیت گفتن : نه.
برگشتم توی سالن و اطراف رو نکاه کردم ،
گوشی کنار اسباب بازی بچه ها یه گوشه افتاده بود،
همینطور که به سمت گوشی میرفتم تپش قلبم بیشتر میشد.
خدا خدا میکردم که میسکالی از شیما روی گوشیم نباشه
بالاخره گوشی رو برداشتم و صفحه اش رو روشن کردم :
یا قمر بنی هاشم !
۱۵ تا میسکال دارم و کلی پیام…..
با عجله پیام ها رو باز کردم:
اولیش یه نوار قلب بود و یه شرح حال مختصر از مریض،
بقیه اش فحش بود و بد و بیراه که هر چی میرفت پایین تر دارک تر میشد ….
فهمیدم بد گندی زدم ، شیما سر یه مریض گیر کرده بود و من در خواب ناز بودم
اخرین زنگ و پیام ها مال یکساعت قبل بود !
دیگه لابد تا الان هر اتفاقی می خواسته بیافته ،افتاده بود…
فقط امیدواربودم بخیر گذشته باشه،
سریع شماره شیما رو گرفتم ،
جواب نمیداد،
پیام دادم جواب نداد.
چاره رو تو این دیدم که خودم برم بیمارستان،
بچه ها رو صدا زدم ،
لباش پوشوندم و سه تایی مثلِ لشکر شکست خورده خورده راهی بیمارستان شدیم،
تقریبا ۵ دقیقه پیاده رفتیم و رسیدم.
نگهبان دم در سلام و علیک کرد و گفت :
دکتر جان میخوایید بچه ها رو نبرید داخل ؟!
گفتم والا اگه شما میتونی اینا رو راضی کنی یه ثانیه از من جدا بشن ، من نوکرتم هستم!
خلاصه رفتیم تو،
اول رفتم سمت اورژانس ،دیدم آرامش کامل برقراره و پزشک اورژانس هم اونجاست.
برگشتیم سمت درمانگاه،اسم شیما روی تابلوی یکی از اتاق ها نوشته بود و چند نفر هم پشت درِ اتاق منتظر بودن.
با یه حالت معذبی معذرت خواهی کردم وگفتم :
«من مریض نیستم،یه سوال کوچیک از خانم دکتر بپرسم و زود میرم»
یکی گفت : همه سوال دارن اقا ! بشین سر شمارت بیا…!
به حرفش گوش نکردم و رفتم تو، از پشتِ سر شنیدم که یه فحشِ ملایمی هم داد!
شیما داشت مریض می دید،
سلام کردم و بچه ها دویدن سمتش،
تا منو دید گفت :
چرا بچه ها رو آوردی اینجا ؟!
مریض میشن …
گفتم :زنگ زدم جواب ندادین!
شیم گفت :بچه ها رو ببر خونه ، من ۲ساعت دیگه میام.
وقتی شیما برگشت خونه تا یک هفته سرسنگین بود،
کم کم برام گفت که مریض قلبی بوده ومجبور شده اعزامش کنه بیمارستان تخصصی قلب.
خب در واقع توی اون بیمارستان خیریه هم واقعا هیچ کاری غیر از اعزام مریض نمیشد بکنی.
شیما خیلی مغرور هست و این اتفاق باعث شد غرورش بشکنه
شاید عجیب باشه ولی هست دیگه.
بعد از اون شیما نشست درس خوند وهمون سال تخصص پوست قبول شد.
اینکار رو انجام داد که دیگه بخاطر ضعف هاش نخواد منت کسی رو بکشه،
حتی من که همسرش هستم
َ
فارسی

World's Top 15 Countries With The Richest Histories 🏛️
1. 🇪🇬 Egypt
2. 🇬🇷 Greece
3. 🇮🇹 Italy
4. 🇫🇷 France
5. 🇬🇧 United Kingdom
6. 🇨🇳 China
7. 🇪🇸 Spain
8. 🇹🇷 Turkey
9. 🇮🇳 India
10. 🇯🇵 Japan
11. 🇷🇺 Russia
12. 🇩🇪 Germany
13. 🇲🇽 Mexico
14. 🇵🇹 Portugal
15. 🇸🇦 Saudi Arabia
Note: Ranking is based on heritage, cultural legacy, traditions, historical landmarks, and overall historical influence, evaluated among 10 key global perception factors.
Source: US News and World Reports.
English

@_callednil من ایرانم و با همه سختیهاش عاشق ایرانم حتی اگ از ایران برم، ایران قلبمه، انقدر بی ریشه نباشید، این خاک هر چقدرم لگد بخوره، ذاتش اصیل و محترم و ارزشمنده، هرگز فراموش نکن.
فارسی

@Badbunnyis @mohandespilotf1 همینکه بهت یادآوری کرد که در دل هر اتفاق بد، خیری نهفته هست، دیدگاهتو عمیقتر کرده و کارش درسته
فارسی

@mohandespilotf1 نمیگه حکمت بوده 😀
میگه یه نفعی اگه تونستی از توش دربیاری بُرد کردی. فلان چیز بده، اوکی، سودی برات داشته؟ اون سوده رو مد نظر قرار بده
فارسی

@zaneshoo ببخش ما را
ما در تربیت مردان خود کوتاهی کردیم
ما زن داری را به جوانان خود نیاموختم
فارسی

@bandbazmast هییییی مردم مردای قدیم ک چقدر عزت و احترام برا زن ایرونی قائل بودن، زن ایرونی تکه، خوشگل و بانمکه، دختر ایرونی....واقعا نسل مزخرفی هستید و روح و روانی برای دختر و زن ایرونی نذاشتید، لعنت ب این همه تباهی
فارسی

An innocent, hardworking young woman who did nothing wrong.
Killed just for being a “white girl”.
Lee Patriot Hood@Mofoman360
Does the murder of Iryna Zarutska still just break your heart 💔💔 She simply must NEVER be forgotten RIP Angel
English

@khodabiamorzash مسئولیت پذیری در برابر خانواده، احترام، عشق، محبت، چشم پوشی، جنم و جذبه
فارسی

این اعظم است، پس از ۹ سال تصویرش دوباره افتابی شده.
یک شب در بهار ۱۳۹۵ مردی وارد دفتر وکالت من شد وچادر شبی را که بر پشتش انداخته بود روی زمین گذاشت، در میان ان توده کوچک در هم فرورفته ای بود، به نام اعظم، زنی که بیست وپنج روز ، همسرش او در خانه اش،دست وپابسته شکنجه کرده بود، همه بدنش را با نیش چاقو بریده وبعد سوزانده بود، مو، ابرو ومژه هایش را اتش زده بود ،اورا در یک صندوق فلزی گذاشته وروی اجاق گاز بزرگ تک شعله گذاشته و سوزانده بود، درین بیست وپنج روز فقط با شلنگ در دهانش اب ریخته بود،همه اینها پیش چشم دو دختر چهار وشش ساله ،
اورا راهی بیمارستان کردیم، شوهرش دستگیر شده بود،بالاخره یک همسایه در ان بیغوله را زده وفریاد بچه هارا شنیده بود، وقتی به دادگاه رسیدم قاضی قرار کفالت صادر کرده بود بیست میلیون تومان، خودم هم نفهمیدم چطور داد وبیدادی براه انداختم که به بازداشت موقت تبدیل شد، با همراهی همکار دیگری، شوهر اعظم به بیست سال حبس ودیه محکوم شد واولین بار در ایران ، خشونت بر زنان از پرده برون افتاد وپیش چشم همه آفتابی شد.

فارسی

@5443355zahr @3Smileybear @jegarhayenarenj ببین! زشته که این کارها رو میکنی! واقعا زشته.. به خودم بگو چهار تا عکس از مهمونیای دورهمیای چیزی در اختیارت قرار بدم و
get a life واقعا. هیچکی به خودشم انقدر نمیپردازه. این وسواس رو جدی درمان کن 🙏


فارسی







