Rahmatullah Nabil

6.7K posts

Rahmatullah Nabil banner
Rahmatullah Nabil

Rahmatullah Nabil

@RahmatullahN

UNHCR KBL(1995-2003), Former DIR of National Directorate of Security (NDS), Founder of Presidential Protection Service (PPS) & Help for Afghan Heroes (H4AH),

Afghanistan Katılım Temmuz 2012
600 Takip Edilen760.7K Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
این صدا، صدای یک کودک است؛ نه سیاست‌مدار است، نه فعال مدنی، و نه «دشمن طالبان». این صدای خفه‌شدهٔ نسلی‌ست که طالبان آگاهانه خفه‌اش می‌کنند. طالبان با تفنگ و معامله بر تخت نشستند، اما با بستن مکتب‌ها ثابت کردند که از کتاب، قلم و دخترِ آگاه می‌ترسند. آینده را به زنجیر کشیدند و نامش را «دین» گذاشتند. این دختر از قدرت نمی‌گوید، از سیاست نمی‌گوید؛ فقط دعا می‌کند که "مکتب‌ها باز شوند". و همین دعای معصومانه، کیفرخواست تاریخی علیه طالبان است. رژیمی که از آرزوی یک کودک می‌ترسد، مشروع نیست؛ این یک رژیمِ گروگان‌گیرِ آینده است. تاریخ طالبان را نه با شعارهای دینی‌شان، بلکه با اشک این کودکان قضاوت خواهد کرد. اشکی که بی‌تردید، نفرین ماندگار بر جهل و قساوت این ملاهای تاریک‌اندیش خواهد بود. این «امنیت» نیست؛ این حبس جمعیِ یک ملت است.
فارسی
17
21
237
24.6K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
The world has not forgotten this tweet by President Trump @realDonaldTrump⁩); at the time, it sparked serious debate and revealed uncomfortable truths about regional policies and responsibilities.
Rahmatullah Nabil tweet media
English
13
63
243
9.6K
Rahmatullah Nabil retweetledi
Derek J. Grossman
Derek J. Grossman@DerekJGrossman·
Pakistan has nuclear weapons and is seeking to achieve an ICBM capability that would bring the US within range. Osama bin Laden was also found hanging out in Abbotabad. What am I missing here?
Derek J. Grossman tweet media
English
1.7K
889
4.1K
275.2K
Rahmatullah Nabil retweetledi
Mariam Solaimankhil
Mariam Solaimankhil@Mariamistan·
I spoke at the European Parliament today about what Afghans are actually living through. Pakistan bombs our civilians. The Taliban erase our women. The world debates while Afghans bury their dead. Watch. Share. This is the truth they don’t want amplified.
English
334
716
2.8K
152.3K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
یارا، توکل می دی پر خدای وي؛ طالبانو ته به زه هم یوه غیرسیاسي مشوره ورکړم. هغه دا چې: د علماوو شورا راوغواړئ، یو «حسنه بدعت» وکړئ او د نورزیو له معزز قوم څخه یوه خورکی خپله امیره وټاکئ؛ والله چې تر دې اوسني بلا به یې غیرت او جرات زر چنده زیات وي! دغه د کوچلاغ پر "ملا نشت" چی په اصل کی د پاکستان د گټو ساتلو مامور دی، وطن مو پری تباه کړ او د وطن ریښې مو پری وچې کړې. د هوتک او ابدالی د تاریخ مخ مو پری تور کړ. نور نو، خوښه مو خپله و ما علینا إلا البلاغ
Rahmatullah Nabil tweet media
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN

د ملا هیبت‌الله له ادرسه نږدې هره میاشت د «رعیت» لپاره د استنجا او استنشاق د طریقې په اړه فرمان صادرېږي؛ خو کله چې د پاکستان له لوري د افغانستان پر حریم؛ هماغه خاوره چې دوی یې «دارالاسلام» او «دارالاماره» بولي؛ سلګونه بریدونه او تېري کېږي، نه کوم غږ پورته کېږي او نه کومه فتوا صادریږي. دا معنا داره سکوت/ چوپتیا د افغانستان د خلکو مخې ته یو اساسي پوښتنه ږدي: څنګه ممکنه ده چې د «رعیت» د ژوند په وړو او شخصي چارو کې فرمانونه صادر شي، خو د هېواد پر حاکمیت او خاورې د تېري پر وړاندې حتی یو روښانه دریځ هم و نه نیول شي؟ افغانستان مخکې هم د همدې تکفیري ادبیاتو او د «دارالکفر/دارالحرب» په نوم په کنډوالو بدل شو؛ نن وېره دا ده چې د هېواد پاتې شوني به دا ځل د «دارالخوارج» په نوم او د همدې خطرناک منطق له مخې بیا قرباني شي. تریخ تناقض دا دی: کله چې یې په ګټه وه، هغه یې «امیرالمؤمنین» باله؛ خو نن هماغه کس په اسانه «د خوارجو مشر» او «اهل فتنه» بلل کېږي. ښايي وخت راغلی وي چې طالبان هم؛ که لا یې په روښانه توګه نه وي درک کړي؛ لږ تم شي او فکر وکړي چې څنګه د دین په نوم ذهنونه مغشوش او حقیقتونه بی بیځا وښودل شول. خو اساسي حل لاره لا هم روښانه ده: له «رعیت» څخه تېر شئ او «ملت» ته مخه کړئ. ځکه هغه هېواد چې خلک یې رعیت وبلل شي، نه به تلپاتې امنیت ولري او نه روښانه راتلونکی؛ خو هغه هېواد چې خلک یې ملت وي، بیا به دومره اسانه د تکفیر د فتواوو او د ورانولو د سیاست قرباني نه شي.

PS
92
46
533
69.9K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
اگر ما چنین استدلال کنیم که چون این بیمارستان تداوی معتادین در کنار اهدافی قرار داشته که برای پاکستان «مشروع» پنداشته می‌شود، در واقع به توجیه کشتار غیرنظامیان از طرف طالبان کمک کرده‌ایم. این منطق، عملاً درِ توجیه را به روی تمام خون‌ریزی‌های بیست‌ساله، از جمله حمله چهارراهی زنبق و سایر مکان‌هایی که به کشتارگاه هموطنان مظلوم ما بدل شدند؛ می‌گشاید و ناخواسته به حملات طالبان مشروعیت می‌بخشد.
فارسی
1
0
18
3.6K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
۲/۲ این نه مشوره است و نه سیاست‌ورزی؛ این حداقلِ تعهد به انسانیت و زندگی آنعده از هموطنان مظلوم ما که از سراسر جغرافیای افغانستان (از اقوام مختلف) از جاهای مختلف به شمول مکان معروف پل سوخته جمع آوری شده بودند و برای برگشت به روند عادی زندگی انسانی دلبسته بودند و فامیل هایشان برایشان امید داشتند، ولو اینکه مکان آنها در پهلوی اهداف مشروع قرار داشته باشند، توجیه کنیم پس آنچه که در ایران و یا هم غزه میگذرد به ساده گی قابل توجیه است. و در پایان، نکته‌ای که شاید از همه مهم‌تر باشد: ما بیش از هر زمان دیگر نیازمند حفظ مرز میان اختلاف نظر و تخریب یکدیگرهستیم. اگر هر صدای متفاوت را فوراً در یکی از جبهه‌ها قرار دهیم و بر چسپ بزنیم، در عمل همان چیزی را تقویت می‌کنیم که از آن نگرانیم، یعنی محدود شدن فضای فکر و تحلیل؛ امری که متأسفانه نتیجه همین برچسب‌زدن‌هاست. در این پنج سال به‌روشنی دیدیم که چه بلایی بر سر دیاسپورای افغانستان، که همه از جبر و بربریت طالبان مجبور به ترک وطن شده‌اند، آمده است و تا چه حد آنان را پراکنده و از هم گسسته ساخته است. اگر یک شوخی تلخ کنم، باید گفت که متأسفانه ساختار و تشکیلات بسیاری از جریان‌های ضد طالبان، به همان شکل و شمایل اعلانات فوتی رادیو کابل درآمده است. من نه به دنبال عادی‌سازی جریان و‌پدیده ای ینام طالب بوده‌ام و نه خواهم بود، هر کاه به این نتیجه رسیدم در آنصورت نه از نظر سن وسال و نه هم از دید موقف سابقم در موقعیتی هستم که از زیبایی ها و مزایای کوچه ها و پسکوچه های دیار غرب/فرنگ به اصطلاح «enjoy» کنم، در آنصورت به آغوش وطنم خواهم برگشت و از زیبایی های آن لذت خواهم برد. اما در برابر ظلم، از هر آدرسی که باشد، چه طالب باشد و چه پاکستان یا آدرس دیگری سکوت نخواهم کرد، نه در گفتار، و نه در عمل، و نه در پشت پرده با خون ریخته‌شده هموطنانم، همکارانم و نیروهای امنیتی که قریانی روایت ها شدند، معامله خواهم کرد. با احترام عید تان قبل از قبل مبارک
فارسی
7
0
40
5.2K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
۱/۲ سرکار خانم نهایت محترم! در فدم اول، در یک اصل باید اتفاق نظر داشته باشیم: کشتار غیرنظامیان، آن‌هم در یک مرکز تداوی معتادین، نه قابل توجیه است و نه هم قابل سکوت و نه هم باید به سوژه سیاست ورزی تبدیل گردد . این یک خط اخلاقی است، نه سیاسی. هر تلاشی برای تبدیل این خط اخلاقی به «بازی روانی» یا «پروژه عادی‌سازی»، در واقع جابه‌جا کردن معیارهاست، و این خطرناک‌تر از خود واقعه در این حالت پریشان میهن ما است. شما از منظر «جنگ روانی» به موضوع نگاه کرده‌اید؛ اما با حفظ احترام به نظر می‌رسد میان تحلیل استخباراتی و مسؤولیت اخلاقی خلط صورت گرفته باشد. تحلیل برای فهم پیچیدگی‌ها است، اما اخلاق برای تعیین حد و مرز درست و نادرست تعریف شده است. اگر هر واکنش اخلاقی را به لایه‌های پنهان تقلیل دهیم، در نهایت به جایی می‌رسیم که هیچ جنایتی دیگر قابل محکوم شدن نمیماند، چون همیشه می‌توان آن را در چارچوب یک بازی بزرگ‌تر تفسیر کرد و جا داد. در مورد موقف من، شما به‌گونه‌ای سخن گفته‌اید که گویی تغییری مسیر داده است؛ در حالی‌که در تمام این سال‌های کاری، به‌ویژه در بیش از یک دهه پس از استعفایم، هیچ‌گاه دوگانه سخن نگفته‌ام و تحت تاثیر هیچگونه گرایش های متاسفانه مروج بین اکثر سیاسیون ما نرفته ام. اگر خلاف آن را باور دارید، لطفاً یک نمونه مشخص از تناقض در مواضعم ارائه کنید. نقد بدون مصداق، بیشتر به قضاوت شتاب‌زده شباهت دارد تا تحلیل و حتی میشود آنرا در غلاف عقده گشایی بیچاند (که این ابدا در شأن شما نیست و من در کل میگویم). نکته مهم‌تر این‌جاست: در چند دهه گذشته در افغانستان بارها دیده‌ایم که طرف‌های مخاصمه لزوماً تصمیم‌گیرندگان اصلی نبوده‌اند، بلکه بیشتر به‌عنوان وسیله و ابزار تحت پوشش های مقدس عمل کرده‌اند و استفاده شده اند . گاهی آنچه در ظاهر «جنگ واقعی» دیده می‌شود، در پشت پرده بخشی از یک بازی استخباراتی است؛ و گاهی نیز برعکس، آنچه بازی پنداشته می‌شود، در واقعیت به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل می‌گردد، که حد اقل دراین چند دهه بار ها مردم ما تجربه کرده اند و قیمت گزافی نیز پرداخته اند. این دقیقاً همان وضعیتی است که امروز نیز نشانه‌های آن دیده می‌شود، در این شکی نیست که طالبان دست پرورده پاکستان اند و با تغیر رویکرد منحیث وسیله تخریب و خشک کردن ریشه افغانستان بودند و خواهند ماند اما این هم یک حقیقت تلخ است که در این بازی های چند لایه مجموعه های دیگری را نیز نمیتوان برات داد؛ و ماشالله شما یک خانم فعال در عرصه سیاست و دارای تحرک، تجربه و درک هستید و به‌خوبی می‌دانید که من چه می‌گویم. . شما می‌پرسید آیا این یک «بازی» است یا «جنگ واقعی»؟ پاسخ من این است: در این جغرافیا، جنگ‌ها اغلب هم‌زمان چند لایه دارند؛ هم واقعی‌اند و هم بازی. اما این واقعیت پیچیده، ما را از یک اصل ساده معاف نمی‌کند: قربانی شدن مردم بی‌دفاع ما، همیشه واقعی است. این‌که چه کسی در کدام لایه چه محاسبه‌ای دارد، هرگز نباید ما را از محکومیت صریح این واقعیت بازدارد. در مورد طالبان، موقف من هیچ‌گاه مبهم نبوده است: پدیده ای بنام طالب بدون در نظر گرفتن نقش پاکستان قابل فهم نیست. اما این گزاره به معنای نادیده گرفتن مسؤولیت و کارکرد خود طالبان هم نیست. تردیدی نیست که پدیده ای بنام طالب دشمن گذشته، حال و آینده مادر وطن است؛ اما ساده‌سازی صحنه به یک روایت تک‌بعدی، همان‌قدر خطاست که فرو رفتن در توهمی که هر واقعیت را صرفاً «سناریو» بداند. بالعکس، موضع‌گیری اخیر من، طالبان را در هیاهوی تبلیغاتی‌شان به چالش کشیده است؛ نه آن‌گونه که تصور می‌شود، به نفع آنان تمام شده باشد. در غیر آن من این بازی به ظاهر پیچیده ولی واقعی را حد اقل از چندین دهه میدانم و از اراده و ظرفیت طالبان نیز مستند آگاهی دارم. این‌که محکومیت یک جنایت، فوراً به «مشروعیت‌بخشی» تعبیر شود، در واقع نوعی بی‌اعتمادی به شعور جمعی مردم است. مردم افغانستان به‌خوبی میان دفاع از انسانیت و حمایت از یک جریان متحجر و واپس گرا تفاوت قائل‌اند. ما نباید این مرز روشن را با تحلیل‌های بیش از حد پیچیده مخدوش کنیم. در مورد «مشوره دادن به طالبان»، اگر گفتن این‌که کشتار غیرنظامیان محکوم است و باید پاسخگویی وجود داشته باشد، مشوره تلقی می‌شود، آنگاه باید تعریف خود از مشوره را باید دوباره مرور کنیم.
Sahraa Karimi / صحرا کریمی@sahraakarimi

جناب نبیل گرامی! حمله و تجاوز پاکستان به خاک افغانستان از ریشه محکوم است. در این هیچ شک و شبه ای نیست. زبون باد آنانی که محکوم نکنند این تجاوز را. و می دانیم این جدال و بازی بین طالبان و پاکستان است و مردم همیشه تاوان می دهند. اما نمی‌توان از کنار نوشته شما و این پیامی که بسیار ماهرانه در نوشته تان طالبان را مخاطب قرار داده اید، تا دارای اراده واقعی شوند، به راحتی گذشت؛ شما که به‌عنوان رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان، که بخشی از ماموریت‌ تان جنگ روانی بوده است، آیا به این پرسش ها و گمان ها هم اندیشیده اید: که آیا فکر نمی‌کنید طالبان و پاکستان در استراتژی جنگ روانی‌شان تا حدی موفق عمل کرده‌اند که حتی وزرا، وکلا، سیاستمداران و رئیس استخبارات جمهوریت و… را، که سالها طالبان و پاکستان را دو روی یک سکه می‌دانستند، به این نتیجه رسانده‌اند که آنچه میان طالبان و پاکستان جریان دارد، بازی نیست؟ مثلا جنگ است؟! بنا بر برداشت شما، آیا ارتش و سازمان استخبارات نظامی پاکستان نمی‌دانند رهبران و فرماندهان طالبان کجا زندگی می‌کنند؟ چرا بینی هیچ ‌یک از آنها خون نمی‌شود، اما مرکز معتادین هدف قرار می‌گیرد؟ مردم ملکی هدف قرار می گیرند؟! در این مدت، طالبان کجای پاکستان را هدف قرار داده‌اند که شما به این « بازی» باورمند شده‌اید؟ آیا سکوت طالبان شک برانگیز نیست؟ آیا حتی یک گلوله در اسلام‌آباد، سند یا پنجاب شلیک شده است از طرف طالبان؟ همان چند شلیک هوایی و پراکنده طالبان از خطی که شما آن را فرضی می‌دانید و پاکستان مرز می‌خواند، هنوز فراتر نرفته است. این جنگ در ظاهرش بمباران است؛ شما بهتر از همه می دانید. در لایه های پنهانش اما بازی دیگری شاید در جریان باشد که مردم برای پایان بخشیدن به این وضعیت دست به سوی طالبان دراز کنند؟! که این خود یعنی طالبان را به عنوان مجری و مسوول و حاکمی که از افغانستان دفاع کند، به رسمیت بشناسند مردم. آقای نبیل اگر واقعا در جبهه مخالف طالبان ایستاده اید؛ این آدرس معتبر خودتان را به چپ راهه نبرید و وضعیت را از دید یک خبره و آگاه در امور استخباراتی شجاعانه بدون ترس از قضاوت دیگران تحلیل کنید. وارد بازی عادی سازی طالبان نشوید. و با سالها تجربه از آدرس معتبرتان به طالبان مشوره ندهید. به شما نمی زیبد. آدمی ناامید می شود اگر شما هم در بازار مکاره نقشی را ایفا کنید که تمامیت خواهان خواستارند. با احترام فراوان.

فارسی
31
7
153
31.2K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
پس از حملهٔ امروز در کابل، در صورت وجود ارادهٔ واقعی، این‌ها اهداف مشروع در خاک پاکستان به شمار می‌روند! بمباران امروز پاکستان بر کابل و کشته‌شدن صدها غیرنظامی در یک مرکز تداوی معتادین، لکهٔ ننگی است که هرگز از حافظهٔ مردم افغانستان پاک نخواهد شد. هدف قرار دادن بیماران و افراد بی‌دفاع نه «عملیات امنیتی» شمرده می‌شود و نه «مبارزه با تروریزم»؛ این نمونهٔ آشکار بی‌اعتنایی به جان انسان‌ها و نقض صریح اصول انسانی است. هیچ کشوری با کشتار غیرنظامیان نمی‌تواند به امنیت دست یابد. چنین اقداماتی تنها نفرت، بی‌اعتمادی و بی‌ثباتی را عمیق‌تر می‌کند. جامعهٔ جهانی نمی‌تواند در برابر چنین فاجعه‌ای خاموش بماند؛ جان انسان‌ها ابزار بازی‌های سیاسی نیست! پس از حملهٔ امروز در کابل، در صورت وجود ارادهٔ واقعی، این‌ها اهداف مشروع در خاک پاکستان به شمار می‌روند! ترمینال نفتی PARCO – محمودکوت 30.206° عرض شمالی 70.956° طول شرقی فاصله از افغانستان: حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ کیلومتر ولایت‌های نزدیک: قندهار، هلمند انبار نفت شکرپور (Oil Depot) 27.955° عرض شمالی 68.638° طول شرقی فاصله از افغانستان: حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ کیلومتر ولایت‌های نزدیک: نیمروز، هلمند کارخانه پروسس گاز و LPG اُچ 28.300° عرض شمالی 69.850° طول شرقی فاصله از افغانستان: حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر ولایت‌های نزدیک: قندهار، هلمند انبار سوخت لورالای (Fuel Depot) 30.370° عرض شمالی 68.600° طول شرقی فاصله از افغانستان: حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ کیلومتر ولایت‌های نزدیک: پکتیکا، زابل ترمینال ذخیره LPG کوهات 33.580° عرض شمالی 71.440° طول شرقی فاصله از افغانستان: حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰ کیلومتر ولایت‌های نزدیک: خوست، پکتیا!
Sky News@SkyNews

"According to preliminary statistics, so far more than 250 addicts under treatment have been killed and hundreds of others have been injured." @TOLOnews journalist Hamid Bahraam tells @SkyYaldaHakim his colleagues saw "bodies everywhere" at the Kabul rehabilitation hospital which was hit by Pakistani airstrikes, according to Taliban officials. The victims were drug addicts who had been brought for treatment. 🌍 trib.al/zff6Z7W #afghanistan #pakistan #kabul

فارسی
69
91
455
48.9K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
په کابل کی د ننی حملی څخه وروسته د پاکستان په خاوره کی د ریښتینی ارادی په صورت کی دا مشروع هدفونه دی! پاکستان له لوري نن پر کابل بمبار او د معتادینو د درملنې په یوه مرکز کې د سلګونو ملکي وګړو وژل هغه د شرم داغ دی چې د افغانستان د خلکو له حافظې څخه به هېڅکله پاک نه شي. د ناروغانو او بې‌وسه انسانانو په نښه کول نه «امنیتي عملیات» بلل کېدای شي او نه «د ترهګرۍ پر ضد مبارزه»؛ دا د انسان د ژوند پر وړاندې ښکاره بې‌پروايي او د بشري اصولو ښکاره سرغړونه ده. هیڅ هېواد د ملکي وګړو په وژلو امنیت نه شي تر لاسه کولای. دا ډول کړنې یوازې کرکه، بې‌باوري او بې‌ثباتي لا ژوروي. نړیواله ټولنه نشي کولی د داسې یوې فاجعې پر وړاندې چوپه پاتې شي؛ د انسان ژوند د سیاسي لوبو وسیله نه ده! په کابل کی د ننی حملی څخه وروسته د پاکستان په خاوره کی د ریښتینی ارادی په صورت کی دا مشروع هدفونه دی! PARCO د تېلو ترمینل – محمودکوټ 30.206° شمالي عرض البلد 70.956° ختیځ طول البلد له افغانستانه فاصله: شاوخوا ۴۵۰–۵۰۰ کیلومتره نږدې ولایتونه: کندهار، هلمند د شکرپور د تېلو زېرمتون (Oil Depot) 27.955° شمالي عرض البلد 68.638° ختیځ طول البلد له افغانستانه فاصله: شاوخوا ۳۰۰–۳۵۰ کیلومتره نږدې ولایتونه: نیمروز، هلمند د اُچ د ګاز د پروسس او LPG فابریکه 28.300° شمالي عرض البلد 69.850° ختیځ طول البلد له افغانستانه فاصله: شاوخوا ۲۵۰–۳۰۰ کیلومتره نږدې ولایتونه: کندهار، هلمند د لورالای د سون توکو زېرمتون (Fuel Depot) 30.370° شمالي عرض البلد 68.600° ختیځ طول البلد له افغانستانه فاصله: شاوخوا ۱۲۰–۱۵۰ کیلومتره نږدې ولایتونه: پکتیکا، زابل د کوهاټ د LPG د زېرمتون ترمینل 33.580° شمالي عرض البلد 71.440° ختیځ طول البلد له افغانستانه فاصله: شاوخوا ۱۵۰–۱۸۰ کیلومتره نږدې ولایتونه: خوست، پکتیا.
Qais Alamdar@Qaisalamdar

🚨GEOLOCATED: Pakistani airstrike hits drug rehabilitation facility in Kabul Analysis confirms a Pakistani airstrike targeted a drug rehabilitation centre east of Kabul International Airport, adjacent to the Kabul–Nangarhar road. Coordinates: 📍34.547478, 69.257977 Translation of plaque (highlighted in red): "آمریت مرکز حمایوی و تداوی (۲۰۰۰) بستر امید" Directorate of the Support and Treatment Centre (2,000-bed) Omid (Hope) Facility. Context: The facility is located at the former Camp Phoenix, a NATO base previously operated by the US Army. Following the 2021 takeover, the Taliban converted the site into the country's largest rehabilitation centre for drug addicts. @GeoConfirmed

PS
46
196
817
98.4K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
Pakistan’s bombing of Kabul today and the killing of hundreds of civilians in a drug rehabilitation center is a stain of shame that will never be erased from the memory of the people of Afghanistan. Targeting patients and defenseless individuals cannot be called a “security operation” or a “fight against terrorism”; it is a blatant disregard for human life and a clear violation of fundamental humanitarian principles. No country can achieve security by killing civilians. Such actions only deepen hatred, mistrust, and instability. The international community cannot remain silent in the face of such a tragedy. Human life must never be treated as a tool in political games.
Qais Alamdar@Qaisalamdar

🚨GEOLOCATED: Pakistani airstrike hits drug rehabilitation facility in Kabul Analysis confirms a Pakistani airstrike targeted a drug rehabilitation centre east of Kabul International Airport, adjacent to the Kabul–Nangarhar road. Coordinates: 📍34.547478, 69.257977 Translation of plaque (highlighted in red): "آمریت مرکز حمایوی و تداوی (۲۰۰۰) بستر امید" Directorate of the Support and Treatment Centre (2,000-bed) Omid (Hope) Facility. Context: The facility is located at the former Camp Phoenix, a NATO base previously operated by the US Army. Following the 2021 takeover, the Taliban converted the site into the country's largest rehabilitation centre for drug addicts. @GeoConfirmed

English
33
45
191
13.8K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
د رعیت لپاره اختریز پیغام؛ هغه هم یوازې د نارینه وو لپاره: یوازې له ما څخه په پڼو سترګو اطاعت وکړئ، څو ستاسو آخرت ښه شي!
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN

د ملا هیبت‌الله له ادرسه نږدې هره میاشت د «رعیت» لپاره د استنجا او استنشاق د طریقې په اړه فرمان صادرېږي؛ خو کله چې د پاکستان له لوري د افغانستان پر حریم؛ هماغه خاوره چې دوی یې «دارالاسلام» او «دارالاماره» بولي؛ سلګونه بریدونه او تېري کېږي، نه کوم غږ پورته کېږي او نه کومه فتوا صادریږي. دا معنا داره سکوت/ چوپتیا د افغانستان د خلکو مخې ته یو اساسي پوښتنه ږدي: څنګه ممکنه ده چې د «رعیت» د ژوند په وړو او شخصي چارو کې فرمانونه صادر شي، خو د هېواد پر حاکمیت او خاورې د تېري پر وړاندې حتی یو روښانه دریځ هم و نه نیول شي؟ افغانستان مخکې هم د همدې تکفیري ادبیاتو او د «دارالکفر/دارالحرب» په نوم په کنډوالو بدل شو؛ نن وېره دا ده چې د هېواد پاتې شوني به دا ځل د «دارالخوارج» په نوم او د همدې خطرناک منطق له مخې بیا قرباني شي. تریخ تناقض دا دی: کله چې یې په ګټه وه، هغه یې «امیرالمؤمنین» باله؛ خو نن هماغه کس په اسانه «د خوارجو مشر» او «اهل فتنه» بلل کېږي. ښايي وخت راغلی وي چې طالبان هم؛ که لا یې په روښانه توګه نه وي درک کړي؛ لږ تم شي او فکر وکړي چې څنګه د دین په نوم ذهنونه مغشوش او حقیقتونه بی بیځا وښودل شول. خو اساسي حل لاره لا هم روښانه ده: له «رعیت» څخه تېر شئ او «ملت» ته مخه کړئ. ځکه هغه هېواد چې خلک یې رعیت وبلل شي، نه به تلپاتې امنیت ولري او نه روښانه راتلونکی؛ خو هغه هېواد چې خلک یې ملت وي، بیا به دومره اسانه د تکفیر د فتواوو او د ورانولو د سیاست قرباني نه شي.

PS
12
2
59
9.3K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
پیام عیدی به رعیت؛ آن‌هم فقط به بخش مردانه رعیت: تنها از من اطاعت کورکورانه کنید تا آخرت‌تان خوب شود!
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN

از آدرس ملا هیبت‌الله تقریباً هر ماه برای «رعیت» در مورد طرز استنجا و استنشاق فرمان صادر می‌شود؛ اما هنگامی که صدها حمله و تجاوز به حریم افغانستان؛ همان سرزمینی که خودشان آن را «دارالاسلام» و «دارالاماره» می‌نامند؛ از سوی پاکستان صورت می‌گیرد، نه صدایی بلند می‌شود و نه فتوایی صادر می‌گردد. این سکوت سنگین، یک پرسش اساسی را در برابر مردم افغانستان قرار می‌دهد: چگونه ممکن است در جزئی‌ترین امور زندگی «رعیت» فرمان صادر شود، اما در برابر نقض حاکمیت و تجاوز به خاک کشور حتی یک موضع روشن اتخاذ نگردد؟ افغانستان پیش از این نیز با همین ادبیات تکفیری و با برچسب «دارالکفر/دارالحرب» به ویرانی کشانده شد؛ امروز بیم آن می‌رود که آنچه از کشور باقی مانده است، این‌بار با برچسب «دارالخوارج» و با همان منطق خطرناک، دوباره قربانی گردد. تناقض تلخ‌تر اینجاست: زمانی که به سودشان بود، او را «امیرالمؤمنین» می‌خواندند؛ اما امروز همان فرد به‌سادگی «رهبر خوارج» و «اهل فتنه» نامیده می‌شود. شاید زمان آن رسیده باشد که طالبان نیز؛ اگر هنوز به روشنی درنیافته‌اند؛ لحظه‌ای درنگ کنند و بیندیشند که چگونه به نام دین، ذهن‌ها شست‌وشوی مغزی داده شد و حقیقت مکدر جلوه داده شد. اما راه حل اساسی همچنان روشن است: از «رعیت» عبور کنید و به «ملت» روی آورید. زیرا کشوری که مردمش رعیت شمرده شوند، نه امنیت پایدار خواهد داشت و نه آینده‌ای روشن؛ اما کشوری که مردمش ملت باشند، دیگر به آسانی قربانی فتوای تکفیر و سیاست ویرانی نخواهد شد.

فارسی
8
1
92
13.3K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
از آدرس ملا هیبت‌الله تقریباً هر ماه برای «رعیت» در مورد طرز استنجا و استنشاق فرمان صادر می‌شود؛ اما هنگامی که صدها حمله و تجاوز به حریم افغانستان؛ همان سرزمینی که خودشان آن را «دارالاسلام» و «دارالاماره» می‌نامند؛ از سوی پاکستان صورت می‌گیرد، نه صدایی بلند می‌شود و نه فتوایی صادر می‌گردد. این سکوت سنگین، یک پرسش اساسی را در برابر مردم افغانستان قرار می‌دهد: چگونه ممکن است در جزئی‌ترین امور زندگی «رعیت» فرمان صادر شود، اما در برابر نقض حاکمیت و تجاوز به خاک کشور حتی یک موضع روشن اتخاذ نگردد؟ افغانستان پیش از این نیز با همین ادبیات تکفیری و با برچسب «دارالکفر/دارالحرب» به ویرانی کشانده شد؛ امروز بیم آن می‌رود که آنچه از کشور باقی مانده است، این‌بار با برچسب «دارالخوارج» و با همان منطق خطرناک، دوباره قربانی گردد. تناقض تلخ‌تر اینجاست: زمانی که به سودشان بود، او را «امیرالمؤمنین» می‌خواندند؛ اما امروز همان فرد به‌سادگی «رهبر خوارج» و «اهل فتنه» نامیده می‌شود. شاید زمان آن رسیده باشد که طالبان نیز؛ اگر هنوز به روشنی درنیافته‌اند؛ لحظه‌ای درنگ کنند و بیندیشند که چگونه به نام دین، ذهن‌ها شست‌وشوی مغزی داده شد و حقیقت مکدر جلوه داده شد. اما راه حل اساسی همچنان روشن است: از «رعیت» عبور کنید و به «ملت» روی آورید. زیرا کشوری که مردمش رعیت شمرده شوند، نه امنیت پایدار خواهد داشت و نه آینده‌ای روشن؛ اما کشوری که مردمش ملت باشند، دیگر به آسانی قربانی فتوای تکفیر و سیاست ویرانی نخواهد شد.
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN

د ملا هیبت‌الله له ادرسه نږدې هره میاشت د «رعیت» لپاره د استنجا او استنشاق د طریقې په اړه فرمان صادرېږي؛ خو کله چې د پاکستان له لوري د افغانستان پر حریم؛ هماغه خاوره چې دوی یې «دارالاسلام» او «دارالاماره» بولي؛ سلګونه بریدونه او تېري کېږي، نه کوم غږ پورته کېږي او نه کومه فتوا صادریږي. دا معنا داره سکوت/ چوپتیا د افغانستان د خلکو مخې ته یو اساسي پوښتنه ږدي: څنګه ممکنه ده چې د «رعیت» د ژوند په وړو او شخصي چارو کې فرمانونه صادر شي، خو د هېواد پر حاکمیت او خاورې د تېري پر وړاندې حتی یو روښانه دریځ هم و نه نیول شي؟ افغانستان مخکې هم د همدې تکفیري ادبیاتو او د «دارالکفر/دارالحرب» په نوم په کنډوالو بدل شو؛ نن وېره دا ده چې د هېواد پاتې شوني به دا ځل د «دارالخوارج» په نوم او د همدې خطرناک منطق له مخې بیا قرباني شي. تریخ تناقض دا دی: کله چې یې په ګټه وه، هغه یې «امیرالمؤمنین» باله؛ خو نن هماغه کس په اسانه «د خوارجو مشر» او «اهل فتنه» بلل کېږي. ښايي وخت راغلی وي چې طالبان هم؛ که لا یې په روښانه توګه نه وي درک کړي؛ لږ تم شي او فکر وکړي چې څنګه د دین په نوم ذهنونه مغشوش او حقیقتونه بی بیځا وښودل شول. خو اساسي حل لاره لا هم روښانه ده: له «رعیت» څخه تېر شئ او «ملت» ته مخه کړئ. ځکه هغه هېواد چې خلک یې رعیت وبلل شي، نه به تلپاتې امنیت ولري او نه روښانه راتلونکی؛ خو هغه هېواد چې خلک یې ملت وي، بیا به دومره اسانه د تکفیر د فتواوو او د ورانولو د سیاست قرباني نه شي.

فارسی
28
12
249
37.4K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
د ملا هیبت‌الله له ادرسه نږدې هره میاشت د «رعیت» لپاره د استنجا او استنشاق د طریقې په اړه فرمان صادرېږي؛ خو کله چې د پاکستان له لوري د افغانستان پر حریم؛ هماغه خاوره چې دوی یې «دارالاسلام» او «دارالاماره» بولي؛ سلګونه بریدونه او تېري کېږي، نه کوم غږ پورته کېږي او نه کومه فتوا صادریږي. دا معنا داره سکوت/ چوپتیا د افغانستان د خلکو مخې ته یو اساسي پوښتنه ږدي: څنګه ممکنه ده چې د «رعیت» د ژوند په وړو او شخصي چارو کې فرمانونه صادر شي، خو د هېواد پر حاکمیت او خاورې د تېري پر وړاندې حتی یو روښانه دریځ هم و نه نیول شي؟ افغانستان مخکې هم د همدې تکفیري ادبیاتو او د «دارالکفر/دارالحرب» په نوم په کنډوالو بدل شو؛ نن وېره دا ده چې د هېواد پاتې شوني به دا ځل د «دارالخوارج» په نوم او د همدې خطرناک منطق له مخې بیا قرباني شي. تریخ تناقض دا دی: کله چې یې په ګټه وه، هغه یې «امیرالمؤمنین» باله؛ خو نن هماغه کس په اسانه «د خوارجو مشر» او «اهل فتنه» بلل کېږي. ښايي وخت راغلی وي چې طالبان هم؛ که لا یې په روښانه توګه نه وي درک کړي؛ لږ تم شي او فکر وکړي چې څنګه د دین په نوم ذهنونه مغشوش او حقیقتونه بی بیځا وښودل شول. خو اساسي حل لاره لا هم روښانه ده: له «رعیت» څخه تېر شئ او «ملت» ته مخه کړئ. ځکه هغه هېواد چې خلک یې رعیت وبلل شي، نه به تلپاتې امنیت ولري او نه روښانه راتلونکی؛ خو هغه هېواد چې خلک یې ملت وي، بیا به دومره اسانه د تکفیر د فتواوو او د ورانولو د سیاست قرباني نه شي.
PS
65
23
236
126.1K
Rahmatullah Nabil
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN·
یو ځل بیا لوستل یې د اوسنی وضعیت انځور شاید تازه کړي! "شواهد شته چې ځینې سیمه‌ییز لوبغاړي، په ځانګړي ډول هند، ایران او روسیه، اراده لري چې که دا مرکزونه فعال شي، جګړه د دیورند دکرښې له سیمو څخه د پاکستان خاورې ته دننه انتقال کړي. افغانستان له محدودی څخه تر PAK د ننه پورې وغځوي. ځینې خپلواکې سرچینې حتی وایي چې ښایي طالبانو ته بې‌نښانه بې‌پېلوټه الوتکې ورکړل شوې وي، ترڅو د «اجاره شوی ناامنۍ» د پروژې د پراختیا مخه ونیسي."
Rahmatullah Nabil@RahmatullahN

د پاکستان وارخطایي: لامل یې څه دی؟ له هغو وروستیو سفرونو نیولې چې د پاکستان ملکي او نظامي چارواکو واشنګټن ته کړي، تر هغو پټو لیدنو پورې چې د امریکایي چارواکو سره د تړلو دروازو شاته ترسره شوې، او همدارنګه د هغو علني «ماست‌مالی» سره چې په نړیوالو ستیجونو کې د امریکایي او پاکستاني چارواکو تر منځ تر سره شوې، ښکاره ده چې اسلام‌اباد یو ځل بیا هڅه کوي په افغانستان کې د په مصنوعی ډول جوړې شوې ناامنۍ پروژه راژوندۍ کړي؛ داسې پروژه چې هدف یې دا دی چې لکه د پخوا په څېر افغانستان د ناامنۍ د صادرولو د خیز د تختی په توګه د منځنۍ آسیا او د ایران ختیځو پولو ته وکارول شي. خو دا ځل کیسه بدله شوې ده. سیمه اوس د پاکستان د ماهیت او نیت په اړه یو نوی او همغږی پوهاوی لري. برعکس له تېرو کلنو، نن نه منځنۍ آسیا په امنیتي خلأ کې ده، نه ایران، چین، هند او روسیه له وضعیت څخه بې‌خبر دي، او نه هم دا هېوادونه اجازه ورکوي چې افغانستان یو ځل بیا د پاکستان او د هغه د متحدانو د استخباراتي لوبو ډګر شي. سیمه‌ییزې امنیتي سرچینې د بلوچستان (مستونګ)، د باجوړ (ملاکنډ)، او وزیرستان څخه د غیرعادي خوځښتونو راپور ورکوي؛ هغه سیمې چې ویل کېږي د داعش-خراسان اړوند د روزنې او پټنځايونه ګرځېدلې دي. اسلام‌اباد ظاهرًا پلان لري له دغو شبکو څخه د طالبانو پر وړاندې د فشار د وسیلې او همدارنګه د واشنګټن او نورو سیمه‌ییزو لوبغاړو سره د «معاملې کارت» په توګه استفاده وکړي، یعنې لومړی ګواښ رامنځته کړي او بیا د هغه د مهار وړاندیز وکړي. خو داسې ښکاري چې دا ځل سیمه له پاکستان څخه مخکې عملی ګامونه اخیستي. شواهد شته چې ځینې سیمه‌ییز لوبغاړي، په ځانګړي ډول هند، ایران او روسیه، اراده لري چې که دا مرکزونه فعال شي، جګړه د دیورند دکرښې له سیمو څخه د پاکستان خاورې ته دننه انتقال کړي. افغانستان له محدودی څخه تر PAK د ننه پورې وغځوي. ځینې خپلواکې سرچینې حتی وایي چې ښایي طالبانو ته بې‌نښانه بې‌پېلوټه الوتکې ورکړل شوې وي، ترڅو د «اجاره شوی ناامنۍ» د پروژې د پراختیا مخه ونیسي. په همدې حال کې، د هند بیا فعال کېدل، د دهلي استخباراتي تماسونه له کابل سره، او د چین د امنیتي پلاوو پټ سفرونه افغانستان ته، چې وروستی یې د روان کال د اکتوبر په ۲۳مه و، ښيي چې د آسیا ځواکونه د PAK اصلي نیت په اړه زیاتېدونکې اندېښنه لري. د روسیې د طالبانو پر لور د نژدې کېدو چټکتیا ښایي د دې هېواد د پخوا څخه د پاکستان او د هغه د متحدینو د سیمه‌ییزو ناامنۍ د پلانونو د اطلاعاتو او د وضعیت د درک پایله وي، چې د PAK او متحدانو د سیمه‌ییزو ناامنۍ پروګرامونود پراختیا د خطرونه اړوند یی تر لاسه کړي وي. چین بیا، په PAK کی د غټی پانګونی وروسته د خپلو اتباعو او پروژو پر ضد پرله‌پسې بریدونو او د امریکا سره د پټو معاملو وروسته، دې نتیجې ته رسېدلی چې اسلام‌اباد نور د باور وړ شریک نه دی، بلکې د بې‌ثباتۍ یوه مزمنه سرچینه ده. له بلې خوا، د PAK کورنی وضعیت هم د دې ډول اقدام لپاره مساعد نه ښکاري: اقتصادي بحران، د پانګې تښته، د سیاسي مشروعیت زوال، د پوځ او ملکي ادارو ترمنځ ژور درز، او د تحریک طالبان پاکستان (TTP) او نورو ډلو زیاتېدونکي بریدونه، ټول څرګندوي چې دغه هېواد اوس تر هر وخت زیات د کور دننه په سولیدونکي ډول مخ په کمزوري کیدو دی. په داسې شرایطو کې، د ناامنۍ کارت لوبول او د افغانستان د وضعیت د بې‌ثباتۍ لپاره چی په ټوله کی د منطقې د بی ثباتې اټکل تری کیږی، استعمال، کېدای شي د اسلام‌اباد وروستۍ او تر ټولو خطرناکه قمار وي. په بل عبارت، دا ځل اسلام‌اباد به په هغه ډڼډ/مرداب کې بند پاتې شي چې خپله یې جوړ کړی دی. د امریکا سره د تېرو شلو کلونو دوه‌مخیز سیاستونه او ممطقی ته د ناامنۍ صادرولو کړنلارې اوس پر پاکستان بېرته راګرځي، او ځینې نړیوال لوبغاړي حتی له دې وضعیت څخه خوند او ګټه اخلي چې پاکستان په خپل جوړ شوي ډنډ کې ښکیل او له کنټروله وتلی وویني. دا امکان هم شته چې د تروریستي بریدونو له زیاتېدو او د تاوتریخوالي له پراخېدو سره، د پاکستان د هستوي وسلو د امنیت موضوع بیا د نړیوالو کړیو، په‌ ځانګړي توګه د ملګرو ملتونو د امنیت شورا، د بحث په اجنډا کې راشي؛ په ځانګړي ډول وروسته له هغه چې د ایران هستوي قضیه پای ته ورسېږي، ښایي د نړۍ د سترو قدرتونو پام د یوه بې‌ثباته حکومت په لاس کې د هستوي وسلو د خطر او د هغوی د غیر مصون‌توب پر لور واوړي. نه دا سیمه پخوانۍ سیمه ده، او نه PAK د پخوا PAK دی. د آسیا د قدرتونو نوې توازن نور اجازه نه ورکوي چې کوم هېواد د ترهګرۍ، د نیابتي ګروپونو د پناه‌ځایونو او دوه‌مخیز سیاستونو له لارې د سیمې د سولې او ثبات راتلونکی برمته کړي. دا ځل که د ناامنۍ لمبې پورته شي، نو د هغې لمبې به تر هر چا وړاندې د خپل جوړوونکي لمن وسوځوي.

PS
10
7
137
28.3K