
سام 🕊️
3K posts

سام 🕊️
@Sam12June2009
جنبش سبزی ، امیر کبیر ۸۸، دموکراسی خواه، ضد جنگ، برابری برای همه، ایران یکپارچه. چند تا تیم برنامهنویسی رو مدیریت میکنم تو حوزه پردازش ابری و هوش مصنوعی.


"دقیق یک واحد از یدونه آپارتمان و میزنه" احمق نباشید.

How Iran is attacking Kuwait and Bahrain:


FESTEJO MUNDIAL Dada la inquietud sobre los festejos por el logro alcanzado por la Selección Argentina, comunico a la población que, en función de lo que decidan los Jugadores y el Cuerpo Técnico respecto al día para celebrar, el mismo será declararado feriado nacional.



بخش عظیمی از جامعه ما تحلیل عینی از شرایط سیاسی را درک نمی کند مشکل بنیادینی در جمعه ما وجود دارد که من هم مدام با آن روبهرو هستم. ریشه این مسئله در آن است که در فضای سیاسی ایران، میان تحلیلگر و فعال سیاسی تمایزی قائل نمیشوند. برای بخش بزرگی از جامعه، تحلیل عینی و بیطرفانه اساساً بهعنوان یک فعالیت مشروع شناخته نمیشود. انتظار این است که فرد در یکی از دو اردوگاه قرار بگیرد: یا حامی جمهوری اسلامی باشد یا مخالف آن. متأسفانه شمار زیادی از فعالان سیاسی ما که خود را "تحلیلگر" معرفی میکنند، با ارائه مواضع سیاسی خود در پوشش تحلیل، همین نگاه را تقویت میکنند. به این معنا که مردم را در تمیز دادن تحلیلگر از فعال سیاسی دچار سردرگمی می کنند. در نتیجه، بسیاری از مردم ما به این باور رسیدهاند که اساساً تحلیل واقعاً بیطرفانه و مبتنی بر شواهد وجود ندارد. یا با مائید یا با آنها. اگر شما بر پایه اسناد، دادهها و استدلال دقیق به این جمعبندی برسید که این جنگ احتمالاً به فروپاشی حکومت منجر نخواهد شد، بلافاصله به "طرفداری از نظام" متهم میشوید. این واکنش نشانه یک مشکل عمیقتر اجتماعی است. در فضایی که آرزوها و تمایلات سیاسی اغلب جای تحلیل را میگیرند، هر کس بکوشد واقعیت را همانگونه که هست توصیف و تحلیل کند، نه آنگونه که مخالفان حکومت دوست دارند، بهعنوان توجیهگر حکومت کنار گذاشته میشود. نتیجه این وضعیت آن است که تحلیل سنجیده و واقعبینانه دقیقاً در زمانی که بیش از هر موقع دیگری به آن نیاز است، به حاشیه رانده میشود.











چند نفر تو دی ماه کشته شدن؟ اصلا مهمه که دقیقا چند نفر کشته شدن؟ این پست سه بخش داره. اول توضیح میدم چرا مهمه که در موردش صحبت بشه. بعد توضیح میدم به کدوم اعداد میشه اعتماد کرد، و بعد هم توضیح میدم چرا شاید تعداد مهم نیست و مسئولیت حکومت چیه. همه اینها نظرات شخصی هست. مهمه که همه بخشها رو بخونید. واقعیت اینه که حتی آمار خود حکومت درباره تعداد کشتهها و اون شرایطی که بعدش تو کهریزک جنازه تحویل داده میشد خیلی شوکهکننده بود و دلیلی برای بحث باقی نمیذاشت. اما از وقتی گمانهزنی درباره تعداد کشتهها برای توجیه کشتن چند هزار نفر دیگه تو جنگ استفاده شد، فکر میکنم صحبت دربارهش اهمیت پیدا میکنه. من سال ۸۸ برای هماهنگکردن مسیر راهپیماییها کمک میکردم. ما چند تا موضوع مشخص رو توجه میکردیم. اول اینکه راهپیمایی در مسیر مشخص با نقشه باشه (بسته به سنتون شاید نقشههای گرافیکی مسیرها رو یادتون باشه). دوم اینکه مسیر راهپیمایی خروجی و ورودی کافی داشته باشه و حتی ایستگاههای مترو که هم به مردم کمک کنه راحت شرکت کنن، هم امکان فرار رو داشته باشن اگر لازم بشه. نکته خیلی مهم دیگه هم این بود که برای راهپیمایی ساعت پایان اعلام میکردیم، قبل از تاریکی هوا. چون هم تو تاریکی امکان سرکوب بیشتر میشه، هم امکان تصویربرداری و جمعآوری مدرک برای مردم کمتر میشه. هیچوقت دعوت به حمله به اماکن حساس نکردیم، چه اماکن حساس نظامی مثل کلانتری و بسیج و چه اماکن حساس عقیدتی مثل مسجد. دلیلش این بود که بهانه برای سرکوب ندیم، و همینطور اینکه برای هر نوع تغییر شما به همه اقشار جامعه نیاز دارید و حمله به اماکن مذهبی بخش بزرگی از جامعه رو از جنبش دور میکرد. بخش مذهبی جامعه همیشه در اعتراضات حضور داشته و طرد کردنشون اشتباه خیلی بزرگی هست. برای نمونه فردای حمله به ایران، گروهی در پاکستان به سفارت آمریکا (مهد آزادی بیان و دموکراسی) حمله کردن. ۸ نفر کشته شدن و تعدادی زخمی. چندین بار هم شنیدیم که حتی حمله به کنیسه تو کشورهای دیگه با شلیک متوقف شده. تشویق مردم برای حمله به این نوع اماکن و اماکنی که با سلاح محافظت میشن یعنی به کشتن دادن مردم. اینکه روزهای پایانی دیماه به مردم گفته شد در تاریکی شب اعتراض کنید، نیروی سرکوبی در کار نیست و به کلانتری و ساختمان دولتی حمله کنید، یعنی رسما به کشتن دادن مردم. تا پیش از سال ۸۸ تجربه سرکوب خیابانی حکومت محدود بود. همزمان که حکومت داشت روشهای سرکوب و متفرق کردن رو امتحان میکرد، ما هم بررسیشون میکردیم، در مورد روشهای سرکوب تو کشورهای دیگه مطالعه میکردیم تا بتوانیم امنیت مردم رو بهتر تأمین کنیم. مثلا حکومت یاد گرفت پیش از شروع امکان شکلگیری تجمع رو نده، اما راهپیمایی رو چند مسیره کردیم که سرکوب راحت نباشه. تو اون دوره به واسطه تحقیقی که کردیم، آشنایی با روشهای سرکوب هم پیدا کردم. شلیک مستقیم به سمت مردم یکی از روشهای سرکوبه. پیش از اون از گاز اشکآور، باتوم، شلیک گلوله غیرجنگی و نشانه گرفتن لیدرها و دستگیریشون استفاده میشه. کشتههای دیماه مربوط به دو شب هستن و در نقاط مختلف کشور پراکنده بودن، اما بیشتر کشتهها مربوط به شهرهای بزرگ بودن که طبیعی هست. از اونجایی که اعتراضات مربوط به دو شب بودن، یعنی حداکثر داریم در مورد ۱۰ ساعت یا حداکثر ۱۶ ساعت صحبت میکنیم (فرض کنیم شبی ۸ ساعت). در هر منطقه، بیشتر کشتهها باید مربوط به یک شب باشه. مثلا اگر شب اول تو شرق تهران شلیک شد، طبیعتا خیلیها شب دوم شرکت نمیکنن از ترس جونشون. پس بیشتر کشتهها مربوط به یکی از دو شب هستن که البته ممکنه شب اول بوده باشه یا دوم، بسته به هر منطقه. وقتی برای سرکوب به جمعیت شلیک میشه، دو حالت وجود داره: یا حکومت داره با یک گروه مسلح مبارزه میکنه که یعنی درگیری ادامهدار هست، یا نیروی سرکوب تلاش داره با شلیک جمعیت رو متفرق کنه. حالت دوم تو مطالعه سرکوب یکی از مراحل نهایی و تند مقابله با اغتشاشه (البته اغتشاش کلمهای هست که تو مطالعه سرکوب ازش استفاده میشه و نیروی سرکوب ازش استفاده میکنه). مردم عادی با دیدن اولین تلفات محل رو ترک میکنن، به جز نیروهای آموزشدیده. طبیعی هست که تو بیشتر مناطق، تلفات محدود بوده باشه، چون جمعیت یکجا نمیمونه که کشته بشه و همه از ترس جونشون فرار میکنن. ادامه/













