صحبت از انباشتگیست. صحبت از مسئولیت است. و در ورای اینها، صحبت از ناآرامیست. ناآرامی بسیار.
درک یک پایان
The sense of an Ending
Julian barnes
حسن کامشاد
تمام.
وقتی من دانسته ادعا کردمکه تاریخ دروغ فاتحان است، جوهانت نازنین چه گفت؟ « بهشرطی که فراموش نکنید که خودفریبی شکستخوردگان هم هست» آیا در زندگی خصوصیمان به اندازه کافی این را بهیاد میآوریم؟
کتاب درک یک پایان
جولین بارنز
شدن با چیزها از کار درآمد. زمان… بگذار زمان کافی بگذرد، آن وقت بهترین تصمیماتمان دمدمی و یقینهایمان بلهوسی جلوه خواهد کرد.
درک یک پایان
جولین بارنز
اماّ زمان… زمان چگونه ابتدا ما را بر جای خود مینشاند و سپس به شگفتی میاندازد. خیال میکردیم بالغ و عاقل شدهایم درحالی که فقط جانب احتیاط نگه میداشتیم.گمان میکردیم مسئولیتپذیر شدهایم و حال آنکه فقط ترسو شده بودیم. آنچه واقعگرایی میخواندیم رو گرداندن چیزها به جای روبهرو
ظاهراً یکی از تفاوتهای جوانی و سالمندی این است که وقتی جوانیم آیندههای مختلفی برای خود اختراع میکنیم، و وقتی پیر میشویم، گذشتههای مختلفی برای دیگران.
کتاب درک یک پایان
جولین بارنز
حاضرم سوگند بخورم که روان ادریئن یگانه روانی بود که تعادلش هیچگاه به هم نمیخورد.
ولی از دید قانون، کسی که خود را بکشد بنا به تعریف دیوانه است -دستکم در لحظهای که این عمل را مرتکب میشود. قانون، جامعه، دین، همگی میگویند نمیشود شخصْ سالم و سرعقل باشد و خود را بکشد.
یا روانپریشی پیری؛ و همچنین عملیست شجاعانه در برابر شکنجه، یا در برابر مرگ اجتنابپذیر دیگران؛ و بالاخره کاریست دلانگیز در بحبوحه عشق ناکام
ص۵۵
کتاب درک یک پایان
جولین بارنز
ولی فکرم پیوسته برمیگشت به جر و بحثهای تند و معصومانه ما زمانی که رابسون خود را در اتاق زیر شیروانی دار زد ، مدتی پیش از آن که ما وارد زندگی شویم.
آن روز به نظر ما رسیده بود که از دیدگاه فلسفی بدیهیست که خودکشی حق هر انسان آزادیست: و عملیست منطقی در مقابله با بیماریی مهلک
کم نبودند بخاریهای گازیی که خِسخس میسوختند و کتریهایی که در تقابل با آنها سوت میکشیدند و چنین گفتوگوی کوتاهی در حضورشان شنیده میشد.
کتاب درک یک پایان
جولین بارنز