تو تراس داشتیم سیگار میکشیدیم که یکی از بچهها گفت نوشته سمت اوین رو زدن شما صدا شنیدید؟ سرمونو بلند کردیم دودو دیدیم؛ تو آرامش سیگارمونو خاموش کردیم و برگشتیم پشت میزامون. میخوام بگم آدم ذره ذره بی آبرو میشه.
این آخرین باری هستش که دارم ترای میکنم برای آژانس جمع و جور خودم و اگه نشه احتمالا آخرین سالی باشه که تو صنعت تبلیغات فعالیت میکنم.
بعدش؟ بلاگر حوزه ورزش میشم و ادا، ادا، ادا…
امروز دیگه تقریبا برق تولید کردم.
البته تو نصف ظرفیت و حدود ۱۰۰ وات با آفتاب عصر.
ولی خوب کل سیمکشی رو یکم زیر بار بردم و ارنج کردم و تقریبا ماشینو در آوردم از گاراژ.
ظهر هم رفتم دنبال دوا های مامان ک بهم ندادند و اعصاب خوردی شد،
اومدم خودمو سرگرم کردم کله م از نامناسبی در بیاد .