
Firouzeh Ghaffarpour 💙
34.6K posts

Firouzeh Ghaffarpour 💙
@firouchka
MS in Media study , Daadkhai دادخواهی ، pro Regime Change , Prince Reza Pahlavi 🩵 #nationalism , #pahlavi #Iran












از انزجارنامه خویش تاحکم "خلخالی در هیئت عدالت انتقالی" برای دیگران مفهوم محوری در این گفتار، ریای اخلاقیِ گزینشی است—دام بلاغیای که در آن، فردِ زیسته در فشارِ زندان، انحرافات خویش را تاکتیکِ بقا میخواند و معافیتِ تاریخی میجوید، اما برای دیگرانِ همسنگ، همین مدارا را نفی میکند و برچسبهای ظاهری را حکمِ ابدی میسازد. این دوگانگیِ منطقیِ ویرانگر، چون شمشیری دولبه، گذشتهی خویش را سپرِ استثنایی میکند و پیچیدگیهای رقیب را به سادگیِ قضاوتِ فوری فرومیکاهد. چونان بازماندهای که فریبِ بازجو را هنرِ زیستن نامید، امروز با همان زبانِ استجوابی، مدعیان را به محاکمه میکشد و خلوصِ بیلکه را بر آنان تحمیل مینماید؛ این، استحقاقِ سیاسیِ پنهان در جامهی مظلومیت است: ابهاماتِ زندانِ خویش را با بسترِ تاریخ توجیه کن، اما مواضعِ سیاسی یا پیوندهای خونیِ دیگران را فوری به حرمانِ حقِ سخن کشان. در عمق، استبدادِ همدلیِ ناهموار نهفته است، که بخششِ خویشتن را در برابرِ برائتناپذیریِ دیگران میستاند. انزجارنامهی تو، زیرِ سایهی مرگ، باطنِ پاکی را پنهان میکرد؛ چرا امروز، با چند کلام یا روایتِ رسانهای، باطنِ دیگران را به ظاهرِشان محکوم میکنی؟ اگر بازیِ پیچیده با بازجو، رهاییِ تو بود، چرا پرسشگریِ امروز را با تحقیرِ "تو کیستی؟" پاس میدهی؟ این، نه روشنگری، که امتیازطلبیِ سیاسی است؛ و جناب خلخالی، نمیشود قربانیِ دستگاهِ بازجویی بود و با زبانِ آن سخن گفت. بلاغتِ این نقد، چون النچوسِ سقراطیِ وارونه، دیالکتیک را انحصاری میسازد: نه مناظرهی برابر، که مونولوگِ امن؛ نه سند بر میز، که حاشیهسازی و بیاعتبارسازیِ پرسشگر. زخمِ زندان، مصونیت از نقد نمیآورد؛ خونِ جوانِ راهِ آزادی، داراییِ خانوادگی نیست، که حافظهی ملی را به قیمومیتِ خونیِ بکشاند. این قیمگزینیِ فرقهای است، که فرد را بلعیده و برایش ولیِ سیاسی میسازد—گویی نزدیکیِ خونی، تفسیرگرِ مرگِ اوست. چونان سنایی در هجوِ اجتماعیِ سدهی ششم، که آشفتگیِ روزگار را برهنه میکرد، یا شاعرانِ مشروطه که پرخاشِ ادبی را به پیکارِ اجتماعی بدل ساختند، این گفتار ادبیاتِ پرخاشگرِ انتقادی را احیا میکند: نه تعصبِ کور، که بازاندیشیِ ساختگرا، که ظاهر را در بسترِ فشارِ اجتماعی میفهمد. دادخواهیِ حقیقی، پرسش است، شفافیت، مناظرهی رو در رو؛ نه دادگاهِ یکنفره، نه ژستِ روشنفکری با قفسه کتاب پشت سر و کراوات. ایرانِ زخمخورده از دروغِ فرقهها و مصادرهی خون، حقِ شک و سندخواهی دارد—هیچ گذشتهای، مالکِ حقیقت نمیشود. در ادبِ پارسیِ والا، چونان سعدی که نفاق را افشا میکرد، این تناقض فریاد میزند: اگر ظاهرِ تو را به باطنِت ربط دهیم، چرا باطنِ دیگران را به ظاهرِشان؟ عدالت، میدانِ برابر میطلبد؛ جرأتِ رو در رو، سند بر میانه، و داوریِ ملت. این، نه پایانِ نقد، که دعوت به نقدِ اجتماعیِ معاصر است—جایی که ادبیات، جامعه را بیدار کند و هیچ قیمی، بالاتر از پرسش نایستد. @PahlaviReza @ShahbanouFarah @NoorPahlavi @AmirTaheri4 @Rtaghizade @DrEliasOfficial @AhmadMostafalo4 @artemis2537 @ehs_arj @BehzadM0 @SabaBakhtyari @AsgharSepehri @gghf90 @khersi13671988 @Dr_Abrishamkar @yYh8x5hC6nxh1Wd @firouchka @AsgharSepehri @SGhasseminejad @amiretemadi @khansarinia @SGanjiNUFDI @BehzadM0 @Donyajanan963 @Dr_Abrishamkar @ehs_arj @gghf90 @kayvanabbassi @Iranotopia @goodbadatusa @ARHAMEL2 @swgbgsetadepad @HelloSamIamM @BehiGity @borghannn @israelipm_farsi @khersi13671988 @Me_Unstoppable2 @saman_sarraf @Trdigrade @therealBehnamBT @AlayarKangarlu @asophiamehr @Ghasseminejad @amiretemadi @iraj_mesdaghi











