hassan hamzeh

2K posts

hassan hamzeh banner
hassan hamzeh

hassan hamzeh

@hamzeh_ir

🎓 M.A. in MENA Studies & Arabic Translation 🌍 Regional Affairs Analyst & Translator (AR-FA)

tehran Katılım Şubat 2014
612 Takip Edilen1.6K Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
به استحضار همراهان ارجمند می‌رسانم در راستای تسهیل دسترسی به محتوای این صفحه و تجمیع مطالب در بستری واحد، کانال رسمی در پیام‌رسان تلگرام راه‌اندازی شده است. از این پس، کلیه مطالب منتشرشده در این‌جا به‌صورت هم‌زمان در کانال مذکور نیز در دسترس خواهد بود. 🔗 آدرس کانال: t.me/+VyQICWI1XtplN… حضور و همراهی شما مایه‌ی امتنان است.
فارسی
3
9
39
13.4K
hassan hamzeh retweetledi
Mostafa Najafi
Mostafa Najafi@Mostafa_Najafii·
شاید هیچ عاملی به اندازه گره خوردن تصمیمات سیاست خارجی و امنیت ملی به رقابت‌های سیاسی داخلی، سرمایه ملی ایران را در یک قرن گذشته مستهلک نکرده و هزینه‌های سنگین آن را بر مردم تحمیل نکرده باشد. باید از فعالیت در این فضای پریشان و بیمارگونه که دلسردکننده، خسته‌کننده و ناامیدکننده است، فاصله گرفت.
فارسی
37
63
680
22.4K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
مطالب تحلیلی رسانه‌ها و اندیشکده‌های مطرح منطقه‌ای و بین‌المللی که در این صفحه ترجمه، تلخیص و منتشر می‌شد فعلا به دلیل اتمام بازه زمانی پرمیوم و بازگشت محدودیت کاراکتر در کانال تلگرام، بله و ایتا منتشر می‌شود. تلگرام t.me/meshkatanalysis بله و ایتا: @meshkatanalysis
فارسی
0
1
9
469
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
دنی سیترونوییچ، تحلیلگر اندیشکده مطالعات امنیت ملی و مسئول سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل در واکنش به حمله امشب ایران به سرزمین‌های اشغالی نوشت: آیا ما به جنگ بازگشته‌ایم؟ از نگاه تهران، آمریکا و اسرائیل در حال اجرای یک راهبرد هماهنگ برای تضعیف ایران و کل محور مقاومت هستند. این برداشت، در کنار تأکید مداوم ترامپ بر اینکه ایران نباید انتظار گشایش اقتصادی قابل توجهی داشته باشد، این باور را در میان رهبران جمهوری اسلامی تقویت کرده که نباید دست روی دست بگذارند و باید فعالانه واکنش نشان دهند. این وضعیت به یک واقعیت ساده گره خورده است: تا زمانی که میان تهران و واشنگتن توافقی وجود نداشته باشد، بازیگران مخالف توافق در همه طرف‌ها به سمت تشدید تنش حرکت خواهند کرد. نبود توافق یعنی هیچ وضعیت باثبات و پایداری برای حفظ کردن وجود ندارد. با توجه به اختلافات عمیق ایران و آمریکا بر سر موضوعاتی مانند غنی‌سازی اورانیوم و آینده شبکه‌های نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای، مهار تنش‌ها فقط برای مدتی محدود امکان‌پذیر خواهد بود. اگر ترامپ واقعاً خواهان توافق با ایران باشد، باید فضای لازم برای دیپلماسی را فراهم کند. این امر مستلزم آن است که اسرائیل را برای توقف عملیات نظامی در لبنان تحت فشار قرار دهد و در مراحل اولیه مذاکرات نیز با نوعی تخفیف یا گشایش اقتصادی محدود برای ایران موافقت کند. در غیر این صورت، احتمال تشدید خطرناک تنش‌ها بسیار بیشتر از احتمال رسیدن به یک توافق سیاسی خواهد بود. مهم‌تر از همه اینکه به نظر می‌رسد ایران نه‌تنها بازدارنده نشده، بلکه برعکس، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده است. پس از ۳۹ روز درگیری، تهران چنان رفتار می‌کند که گویی از این رویارویی در موقعیت راهبردی قوی‌تری خارج شده است. رهبران ایران به جای احتیاط و خویشتنداری، بر توان تحمل فشار، تاب‌آوری و عزم خود برای حفظ نفوذ منطقه‌ای تأکید می‌کنند. اینکه این برداشت تا چه اندازه با واقعیت منطبق است، شاید چندان مهم نباشد. نکته اصلی این است که ایران خود را شکست‌خورده یا مرعوب نمی‌بیند. تا زمانی که تهران باور داشته باشد می‌تواند فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی را تحمل کند، امید به گرفتن امتیازهای بزرگ از ایران صرفاً از طریق فشار، محدود خواهد بود. همین موضوع خطر تشدید بیشتر بحران را افزایش داده و رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک را دشوارتر می‌کند. ساعات آینده احتمالاً در تعیین مسیر این بحران نقش تعیین‌کننده‌ای خواهند داشت. تنش‌ها در سطح بالایی قرار دارد و همه طرف‌ها تلاش می‌کنند تصویر قدرت، بازدارندگی و اراده خود را به نمایش بگذارند. در چنین شرایطی، خطر اشتباه محاسباتی بسیار بالاست. تصمیم‌هایی که در روزها و ساعات پیش رو در تهران، واشنگتن، تل‌آویو و دیگر پایتخت‌های منطقه گرفته می‌شود، می‌تواند مشخص کند که بحران به سمت کاهش تنش پیش می‌رود یا وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک‌تر می‌شود. منبع: x.com/i/status/20637… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله: @meshkatanalysis
Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش@citrinowicz

Returning back to war? From Tehran's perspective, the United States and Israel are pursuing a coordinated strategy aimed at weakening both Iran and the broader Axis of Resistance. This perception, combined with President Trump's continued insistence that no meaningful economic relief will be granted to Iran, reinforces the Iranian leadership's belief that it must take action rather than remain passive. This dynamic is closely linked to a simple reality: as long as there is no agreement between Washington and Tehran, spoilers on all sides will continue to drive escalation. The absence of an agreement means there is no sustainable status quo to preserve. Given the profound gaps between the Iranian and American positions on key issues, including uranium enrichment and the future of regional proxy networks, the potential for escalation can only be contained for so long. If President Trump genuinely seeks a deal with Iran, he will need to create diplomatic space for negotiations. That would require pressuring Israel to halt its military operations in Lebanon and approving at least limited economic relief during the initial phase of negotiations. Without such steps, the likelihood of dangerous escalation remains significantly higher than the prospects for a negotiated settlement. Above all, it is increasingly clear that Iran is far from being deterred. In fact, the opposite appears to be true. After 39 days of conflict, Tehran is behaving as though it emerged from the confrontation in a stronger strategic position. Rather than projecting caution or restraint, Iranian leaders continue to signal confidence, emphasizing their resilience, their ability to absorb pressure, and their determination to maintain their regional posture. Whether this perception reflects reality is almost beside the point. What matters is that Iran does not appear to view itself as a defeated or intimidated actor. As long as Tehran believes it can withstand military, economic, and political pressure, the prospects for coercing major concessions through pressure alone remain limited. This reality increases the risk of further escalation and complicates efforts to reach a diplomatic settlement. The coming hours are likely to be critical in determining whether the current escalation can be contained. With tensions running high and all sides seeking to shape perceptions of deterrence and resolve, the risk of miscalculation remains significant. Decisions made in the immediate future both in Tehran and Washington / Jerusalem, as well as by regional actors, could determine whether the crisis moves toward de-escalation or enters a far more dangerous phase. #IranWar

فارسی
0
0
16
3.8K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
وب‌سایت کانستراکشن بیزنس نیوز در گزارشی راهبردی فاش می‌سازد که دولت ترکیه به منظور تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری بین‌المللی و کاهش وابستگی به شاهراه‌های سنتی انرژی، طرحی بلندپروازانه را برای احیای راه‌آهن تاریخی حجاز و توسعه آن تا کشور عمان کلید زده است تا با اتصال به دریای عرب، یک کریدور زمینی موازی و جایگزین برای دور زدن تنگه راهبردی هرمز ایجاد کند. بر پایه اظهارات عبدالقادر اورال‌اوغلو، وزیر ترابری ترکیه، این خط آهن در گام نخست از سوریه و اردن عبور می‌کند. آنکارا همچنین طرح موازی و ۱۲۰۰ کیلومتری «جاده توسعه» را با سرمایه‌گذاری امارات و قطر طراحی کرده است تا پس از برقراری ثبات در منطقه، خلیج فارس را مستقیماً به مرزهای ترکیه متصل کند. این رسانه در تحلیل نهایی خود خاطرنشان می‌کند که توسعه کریدور زنگزور و دریافت وام ۶.۷۵ میلیارد دلاری از بانک جهانی برای تقویت شبکه ریلی استانبول، همگی با هدف تبدیل ترکیه به هاب اصلی لجستیک میان اروپا، آسیا و خاورمیانه انجام می‌شود.
hassan hamzeh tweet media
فارسی
1
3
34
4.1K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
لوموند: ایران از جنگ مقتدرانه بیروان آمد نه ضعیف روزنامه لوموند فرانسه در گزارشی تحلیلی تبیین می‌کند که برخلاف تصور رهبران غربی به‌ویژه دونالد ترامپ مبنی بر فروپاشی یا تضعیف ساختار سیاسی ایران در پی حملات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، این بحران فرامرزی به منزله کاتالیزوری برای تحکیم قدرت داخلی و انسجام ساختار امنیتی-نظامی کشور عمل کرده است. این رسانه با شباهت‌سازی این وضعیت با دوران جنگ هشت‌ساله با عراق تشریح می‌کند که شرایط اضطراری حاصل از جنگ، بستر مناسبی را برای به حاشیه راندن مخالفان، سرکوب صداهای معترض به بهانه الزامات دفاعی و تسریع در فرآیند انتقال قدرت فراهم آورد؛ به طوری که جانشینی آقای مجتبی خامنه‌ای پس از درگذشت پدرش در جریان حملات هوایی، در کوتاه‌ترین زمان و بدون چالش‌های فرساینده جناحی مرسوم صورت گرفت تا ارکان حاکمیت حول محور سپاه پاسداران بازسازی شود. ارزیابی‌های این گزارش نشان می‌دهد که تشدید تدابیر انضباطی داخلی و ابزارهای بازدارنده قضایی در کنار برگزاری تجمع‌های عمومی، برای القای حس همبستگی ملی و بازتعریف مشروعیت سیاسی به کار گرفته شده است تا جامعه‌ای را که از نظر اقتصادی و روانی فرسوده شده، از پتانسیل اعتراض دور نگه دارد. این نشریه پرآوازه در بخش دیگری از ارزیابی خود به ابعاد ژئوپلیتیک و راهبردی این نبرد پرداخته و اظهار می‌دارد که انسداد موثر و مستمر تنگه هرمز توسط ایران با استفاده از ابزارهای کم‌هزینه مانند پهپادها و مین‌های دریایی، موازنه دیپلماتیک منطقه را به نفع تهران تغییر داده است. لوموند تأکید می‌کند که با وجود برتری نظامی ایالات متحده، واشنگتن هنوز نتوانسته شرایط را برای بازگشایی کامل این شاهراه حیاتی انرژی هموار کند و مذاکرات پیرامون آتش‌بس پایدار، پرونده غنی‌سازی اورانیوم و عوارض تردد دریایی به دلیل موضع تدافعی مقتدرانه ایران با بن‌بست مواجه شده است. با این حال، گزارش در جمع‌بندی تحلیلی خود هشدار می‌دهد که اگرچه پایتخت ایران در کوتاه‌مدت توانسته تهدیدهای نظامی خارجی را به فرصتی برای تثبیت خود تبدیل کند، اما چالش‌های بنیادین و کمرشکن اقتصادی نظیر تورم لجام‌گسیختـه، کاهش شدید قدرت خرید مردم و تداوم تحریم‌های بین‌المللی، پاشنه آشیل اصلی تهران هستند که در بلندمدت تهدیدی به مراتب عمیق‌تر از هرگونه فشار نظامی بیرونی به شمار می‌روند. منبع: lemonde.fr/idees/article/… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
فارسی
0
1
5
624
Asghar Zomorrodian
Asghar Zomorrodian@asgharZ·
@hamzeh_ir واقعيت اين است كه دنيا در اختيار كودكان ابله در كشورهاى مختلف أداره ميشود و متاسفانه دودان توى چشم مردم دنيا فرو ميرود !
فارسی
1
0
3
791
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
من معمولاً وقتی رسانه‌های اسرائیلی را رصد و خبرها و تحليل‌های مهمش را می‌خوانم، به بخش نظرات کاربران هم سر می‌زنم و با ابزارهای موجود ترجمه‌شان می‌کنم. این بار یک خبر جالب توجهم را گرفت. چند روز پیش، کانال ۱۲ اسرائیل گزارش داده که مارلین استاتزمن، نماینده جمهوری‌خواه هفته گذشته با نتانیاهو در قدس دیدار کرده و پیش‌نویس قطعنامه‌ای را روی میز گذاشته که هدفش پایان دادن به کمک نظامی سالانه ۳.۸ میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل است. اما نکته اینجاست که این قطعنامه نه در مخالفت با اسرائیل، بلکه با هماهنگی و حمایت مستقیم نتانیاهو مطرح شده است. نتانیاهو در همان جلسه گفته بود «این دقیقاً همان مسیری است که مدت‌هاست می‌خواهم طی کنم» و چند روز بعد هم نامه‌ای رسمی برای استاتزمن فرستاد و حمایتش را از این اقدام اعلام کرد. این در حالی است که او ماه گذشته در مصاحبه با سی‌بی‌اس صراحتاً گفته بود می‌خواهد وابستگی مالی اسرائیل به آمریکا را «به صفر برساند.» پس‌زمینه این ماجرا هم کم‌جالب نیست؛ طبق نظرسنجی اخیر موسسه پیو، ۶۰ درصد از آمریکایی‌ها اکنون نگاه منفی به اسرائیل دارند، رقمی که نسبت به سال گذشته به‌طور محسوسی بالاتر رفته و این نارضایتی دیگر فقط به یک حزب خاص محدود نمی‌شود. حالا جالب اینجاست که بخش نظرات همین خبر در سایت کانال ۱۲ را نگاه کردم. انتظار داشتم شاید بخشی از کاربران این اقدام را یک حرکت استراتژیک و نشانه استقلال اسرائیل بدانند؛ اما نه. تقریباً تمام نظرات یک صدا بودند و آن صدا خشم بود. یکی نوشته بود «این مرد دارد اسرائیل را به آتش می‌کشد.» یکی دیگر نوشته بود «نتانیاهو مطمئن است این کار به نفع خودش است، حتی اگر به قیمت نابودی این سرزمین تمام شود، این میراثی است که او برای ما به‌ جا می‌گذارد.» چند نفر هم صریح‌تر گفته بودند که او دارد قبل از رفتن صحنه را طوری آرایش می‌کند که بعداً بگویند «در دوران نتانیاهو چقدر بهتر بود.» آنچه در این نظرات به چشم می‌خورد این است که بسیاری از کاربران اسرائیلی این اقدام را نه از منظر سیاست خارجی، بلکه از دریچه بحران داخلی می‌بینند. برای آن‌ها این خبر جدا از پرونده‌های قضایی نتانیاهو، جدا از بحران‌های داخلی اسرائیل و جدا از جنگ غزه نیست، همه چیز به هم گره خورده است. شاید مهم‌ترین چیزی که این نظرات نشان می‌دهد این باشد که در اسرائیل هم، مثل خیلی جاهای دیگر، شکاف میان تصمیم‌های رهبران و اعتماد مردم به آن‌ها دارد عمیق‌تر می‌شود. منبع: #google_vignette" target="_blank" rel="nofollow noopener">mako.co.il/news-world/202… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
فارسی
3
4
42
16.9K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
موسسه نوآوری اسرائیل در گزارشی رسمی و تکان‌دهنده برای سال ۲۰۲۶، از بروز نشانه‌های اولیه و عمیقاً نگران‌کننده در بخش فناوری‌های پیشرفته (های‌تک) پرده برداشته و اعلام کرده است که به دلیل تنش‌های فزاینده منطقه‌ای، فرار مغزها و انتقال زنجیره‌ای شرکت‌ها به خارج از مرزها شتابی بی‌سابقه گرفته است. این نهاد دولتی با اشاره به این واقعیت که در حال حاضر تنها ۶۲ درصد از کارکنان شرکت‌های فناوری خصوصی در داخل مرزهای اسرائیل مشغول به کار هستند و مابقی عمدتاً در ایالات متحده فعالیت می‌کنند، تصریح کرد که فرآیند مهاجرت از کارمندان بخش فروش به سطوح ارشد مدیریتی و توسعه‌دهندگان سرایت کرده است؛ به طوری که تعداد مدیران اجرایی ارشد در داخل، کاهش ۹.۶ درصدی را تجربه کرده و بخش تحقیق و توسعه با خروج ۳,۵۰۰ متخصص، برای نخستین بار در ده سال گذشته با ریزش مواجه شده و سهم آن از کل شاغلان این حوزه از ۵۱ درصد به ۴۹ درصد سقوط کرده است. در همین راستا، «درور بین»، مدیر اجرایی این موسسه، هشدار داده است که اگرچه این جابجایی سرمایه‌ها و نیروی انسانی ممکن است در کوتاه‌مدت ملموس نباشد، اما در درازمدت مزیت رقابتی اسرائیل را به عنوان یک قدرت استارتاپی کاملاً فرسوده خواهد کرد. این روند فرساینده تضعیف ساختاری در شرایطی رخ می‌دهد که بخش فناوری اسرائیل در سال ۲۰۲۵ رکوردهای بی‌سابقه‌ای را ثبت کرده بود؛ به گونه‌ای که این گزارش با تکیه بر آمارهای قطعی سال گذشته نشان می‌دهد تولید ناخالص این بخش با رشد ۸.۲ درصدی به ۳۵۲ میلیارد شیکل رسید و صادرات فناوری با رقم بی‌سابقه ۸۵ میلیارد دلار، نزدیک به ۵۸ درصد از کل صادرات اسرائیل را به خود اختصاص داد. بررسی‌های آماری این نهاد حکومتی گویای آن است که سرانه بهره‌وری هر کارمند در این حوزه با ثبت ۸۲۷ هزار شکل، بالاترین رقم در کل اقتصاد بوده و ارزش قراردادهای خارجی به ۸۴ میلیارد دلار و سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر به ۱۵ میلیارد دلار رسیده است؛ مضاف بر اینکه علیرغم چالش‌های امنیتی شدید در آغاز سال ۲۰۲۶، جذب سرمایه ۳.۳۶ میلیارد دلاری کماکان ادامه دارد و تعداد کل شاغلان این بخش به ۴۰۰ هزار نفر (معادل ۱۱.۴ درصد از کل نیروی کار اقتصاد) افزایش یافته و با تاسیس ۷۷۵ شرکت جدید، جوانه امیدی پس از یک دهه رکود زده شده است، هرچند که این رقم هنوز با اوج دوران شکوفایی خود در سال ۲۰۱۴ با ثبت ۱,۴۰۰ شرکت جدید، فاصله چشمگیری دارد. منبع: calcalistech.com/ctechnews/arti… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
فارسی
0
0
12
1.7K
hassan hamzeh retweetledi
Rahman Ghahremanpour
Rahman Ghahremanpour@RGhahremanpour·
در ادبیات سیاست بین الملل عبارت آنارشی معادل هرج و‌مرج و قانون جنگل نیست. این روز ها برخی ها به این نکته توجه کافی ندارند و مدام تکرار می کنند در سیاست جهانی هیچ قانونی وجود ندارد.آنارشی به معنای فقدان اراده ای مجبور کننده در ورای اراده حکومت هاست نه هرج و مرج.
فارسی
2
5
174
8.1K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
@arnoldrothstei موضوع که جدید نیست ولی تو این گزارش جزئیات جدید از اون عملیات منتشر شده.
فارسی
0
0
1
346
شیخ عباس ملحد
شیخ عباس ملحد@arnoldrothstei·
@hamzeh_ir به نظرتون موضوع جدیدی افشا شده در حالی که چنین نیست. فصل پانزدهم کتاب راه نیرنگ ویکتور آستروفسکی را ببینید، عملیات موسی: t.me/litera999/11713
فارسی
1
0
6
1.1K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
کانال ماکو وابسته به وب سایت کانال ۱۲ در گزارشی تخصصی به افشای ابعاد یکی از پیچیده‌ترین و بی‌سابقه‌ترین عملیات‌های جاسوسی-انسانی تاریخ پرداخت و تشریح کرد که چگونه سازمان اموساد با همکاری نیروهای یگان تکاوری «شایتت ۱۳»، از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی به مدت بیش از چهار سال از دهکده ساحلی و تفریحیِ متروکه «آروس» در سودان — که در سال ۱۹۷۲ توسط کارآفرینان ایتالیایی ساخته شده اما به دلیل عدم دسترسی به جاده، برق و آب رها شده بود — به عنوان یک پوشش عملیاتی خارق‌العاده برای اجرای «عملیات برادران» استفاده کرد. این گزارش تبیین می‌کند که ماموران موساد با ثبت یک شرکت صوری در سوئیس و پرداخت ۳۲۰ هزار دلار به وزارت گردشگری سودان، این هتل ساحلیِ واقع در دریای سرخ را اجاره کردند و با نوسازی کامل آن، راه‌اندازی ژنراتورها و قاچاق تجهیزات پیشرفته اسرائیلی نظیر وسایل غواصی و تفریحی، آن را به یک قطب توریستی پر رونق برای دیپلما‌ت‌های غربی تبدیل نمودند. بر اساس مستندات ارائه شده در این گزارش، این دهکده ساحلی مجلل که توسط کارکنان زن موساد در بخش پذیرش و روابط عمومی و ۱۵ کارگر محلی (با دستمزدی دو برابر عرف بازار برای تضمین وفاداری‌شان) اداره می‌شد، در واقع یک اتاق جنگ عملیاتی و مخفی بود. ماموران حتی دستگاه‌های بی‌سیم فرکانس بالا (HF) خود را برای ارسال اطلاعات رمزگذاری‌شده به تل‌آویو، پشت لباس‌های غواصی و کپسول‌های اکسیژن در انبار قواصی قرنطینه و پنهان کرده بودند. هدف اصلی این شبکه مخفی، نجات جامعه باستانی «بتا اسرائیل» از کوهستان‌های شمال اتیوپی بود، پناهجویانی که به دلیل روی کار آمدن یک رژیم توتالیتر مارکسیستی، شعله‌ور شدن جنگ داخلی و سایه سنگین قحطی و گرسنگی، خانه و کاشانه خود را رها کردند. آن‌ها برای رسیدن به اردوگاه‌های پناهندگان در سودان (مانند گدارف و کساله) یک پیاده‌روی فرسایشی و ۸۰۰ کیلومتری را در دل بیابان‌های سوزان به جان خریدند. اگرچه در این مسیر طاقت‌فرسا حدود ۱۵۰۰ نفر از پناهجویان جان خود را از دست دادند، اما تیم عملیاتی به فرماندهی افسری به نام «دنی» و با همکاری فعال مدنی اتیوپیایی «فردا اکلوم» در ابتدا با پاسپورت‌های جعلی اروپایی پناهجویان را از فرودگاه خارطوم خارج کردند و سپس با توسعه عملیات، مخفیانه آن‌ها را با کامیون در طول شب به ساحل منتقل کرده و از طریق قایق‌های لاستیکی تکاوران به کشتی جنگی «آحی بت گالیم» در آب‌های بین‌المللی رساندند. در ادامه این گزارش رسانه اسرائیلی آمده است که پس از لو رفتن مسیر دریایی در مارس ۱۹۸۲ به دلیل شلیک گشتی‌های سودانی که البته با بلوف و جسارت یک مامور موساد در قالب «تور غواصی شبانه» موقتاً مهار شد، موساد تاکتیک خود را به فرود اضطراری ۱۷ پرواز شبانه مایکرو-تاکتیکی هواپیماهای غول‌پیکر هرکولس (C-130) در عمق بیابان تغییر داد که هر بار حدود ۱۳۰ پناهجو را جابه‌جا می‌کردند. تحلیل تخصصی ماکو نشان می‌دهد که این استراحتگاه توریستی از نظر تجاری چنان موفق عمل کرد که درآمدهای حاصل از گردشگران متمول غربی، تمام هزینه‌های لجستیکی و خرید کامیون‌ها و سوخت عملیات قاچاق انسان را پوشش می‌داد، هرچند که نشانه‌های فرهنگی مانند مهارت بالای کات کردن ریز سبزیجات سالاد توسط کارکنان یا الزام پخت نان سنتی «شبات» (حلا) در روزهای جمعه، گاهی شک برانگیز می‌شد. این منبع تشریح می‌کند که با تشدید قحطی در اواسط دهه ۸۰ و تحت فشارهای دیپلماسی آمریکا، ژنرال جعفر نمیره (دیکتاتور سودان) با انتقال هوایی مخفیانه موافقت کرد که منجر به اجرای «عملیات موشه» بین نوامبر ۱۹۸۴ تا ژانویه ۱۹۸۵ شد؛ در این مرحله، ۶۳۸۰ پناهجو طی ۲۸ پرواز متوالی با هواپیماهای بوئینگ ۷۰۷ متعلق به یک تاجر یهودی-بلژیکی به بروکسل و سپس اسرائیل منتقل شدند. پس از افشای رسانه‌ای این موضوع در ۵ ژانویه ۱۹۸۵ و متعاقباً وقوع کودتای نظامی خونین در ۶ آوریل ۱۹۸۵ که منجر به سرنگونی نمیره و آغاز شکار جاسوسان اسرائیلی شد، ۶ مامور باقی‌مانده موساد در یک عملیات اضطراری پیش از طلوع آفتاب و پس از اتمام هفته عید پاک، با دو خودرو به نقطه‌ای در بیابان رفته و توسط یک فروند هرکولس از سودان گریختند. گزارش ماکو با استناد به اظهارات «گد شیمرون»، مامور برجسته این عملیات و نویسنده کتاب «موساد اکسودوس»، خاطرنشان می‌سازد که دو ماه پس از تخلیه، با مداخله جورج بوش پدر (معاون وقت رئیس‌جمهور آمریکا) ۴۹۲ یهودی باقی‌مانده نیز نجات یافتند تا در مجموع نزدیک به ۱۸ هزار پناهجوی اتیوپیایی از طریق این کانال ارتباطی مخفی به مقصد خود برسند. منبع: #main_article=1" target="_blank" rel="nofollow noopener">mako.co.il/travel-world/A… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
فارسی
4
1
44
11.8K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
نشریه فارن افرز در گزارشی تخصصی به قلم جنیفر کاوانا و رزماری کلانیک به تحلیل بن‌بست استراتژیک ایالات متحده در جنگ با ایران پرداخته و استدلال می‌کند که سه ماه پس از آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، واشنگتن عملاً در مسیر یک جنگ شکست‌خورده با پیامدهای وخیم اقتصادی و نظامی قرار گرفته است. نویسندگان گزارش اشاره می‌کنند که محاصره متقابل دریایی میان دو کشور سبب انسداد تنگه هرمز و خروج روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت خلیج فارس از بازارهای جهانی شده است؛ بحرانی که به هشدار آژانس بین‌المللی انرژی، تاکنون به تخلیه رکوردشکن ذخایر و حذف انباشته بیش از یک میلیارد بشکه نفت انجامیده و تداوم انسداد این آبراه حیاتی فراتر از ماه ژوئن، سیستم انرژی جهانی را فلج خواهد کرد. در این شرایط، ترامپ که پیش از این سودای تحمیل توافقی سخت‌گیرانه‌تر از برجام را در سر داشت، اکنون با واقعیتِ تاب‌آوری ایران و اهرم‌های فشار دوجانبه تهران یعنی برنامه هسته‌ای و کنترل تنگه هرمز روبه‌رو شده است؛ به‌ویژه آنکه طبق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا، حدود ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی و لانچرهای ایران از حملات جان سالم به در برده‌اند. این نشریه معتبر در ادامه تحلیل خود تأکید می‌کند که با توجه به عدم پیروزی قطعی بر ایران، واشنگتن گزینه‌ای جز پذیرش یک «توافق محدود» و دادن امتیازات ناخوشایند اما ضروری ندارد. بر اساس این گزارش، دولت ترامپ باید مواضع حداکثری خود را تعدیل کرده و در ازای بازگشایی تنگه هرمز بدون عوارض و تعلیق غنی‌سازی، متعهد به رفع فوری محاصره بنادر، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و سپردن حق نگهداری اورانیوم غنی‌شده به آژانس بین‌المللی انرژی برای رقیق‌سازی شود. فارن افرز گزینه‌های جایگزین مانند تداوم محاصره اقتصادی، خروج یک‌جانبه از منطقه، یا تشدید حملات نظامی به زیرساخت‌ها را به دلیل خطر بالای تلفات آمریکا، فرسودگی تسلیحات حیاتی مورد نیاز در غرب اقیانوس آرام و احتمال حملات تلافی‌جویانه ایران به تاسیسات نفتی همسایگان، کاملاً مردود می‌داند. در نهایت، تحلیلگران این گزارش بستر اصلی پایداری چنین توافقی را ارائه «تضمین‌های معتبر امنیتی» به تهران ارزیابی می‌کنند؛ اقداماتی که شامل پذیرش توانمندی موشک‌های متعارف ایران و حتی تعهد واشنگتن به محدود کردن فروش نظامی به اسرائیل و خودداری از حمایت مادی در صورت هرگونه ماجراجویی تل‌آویو علیه ایران خواهد بود. منبع: foreignaffairs.com/iran/trumps-le… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
Foreign Affairs@ForeignAffairs

“A narrow path to a deal still exists, but it will require U.S. concessions, on both the Strait of Hormuz and the nuclear file,” write @jekavanagh and @RKelanic. foreignaffairs.com/iran/trumps-le…

فارسی
0
3
19
2.5K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
روزنامه عبری زبان هاآرتص در گزارشی به قلم تسوی برئيل، تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه، تاکید می‌کند که تمرکز اسرائیل و آمریکا بر دستاوردهای یک توافق با ایران، در حالی که هنوز هیچ توافقی نهایی نشده، یک خطای محاسباتی بزرگ است. این تحلیل‌گر معتقد است اهدافی مانند سرنگونی حکومت ایران، صفر کردن صادرات نفت یا نابودی کامل برنامه هسته‌ای از طریق بمباران، از همان ابتدا غیرواقع‌بینانه بوده‌اند و این جنگ هیچ پیروزی ملموسی برای آمریکا و اسرائیل نخواهد داشت. از سوی دیگر، دونالد ترامپ در اقدامی غیرواقعی، امضای هم‌زمان «پیمان ابراهیم» توسط کشورهایی چون عربستان، قطر، ترکیه، پاکستان، اردن و مصر را به اهداف خود اضافه کرده است؛ فهرستی طولانی که به باور نویسنده، جای خالی کشورهایی مثل سوریه و لبنان در آن به شوخی شبیه است. در این میان، بزرگ‌ترین ضربه جنگ به کشورهای عربی وارد شد؛ چرا که آن‌ها در جریان این بحران دریافتند ایالات متحده دیگر تمایلی ندارد به عنوان یک سپر دفاعی، به هر قیمتی از امنیت آن‌ها محافظت کند. بر اساس تحلیل این روزنامه، این بی‌اعتمادی به آمریکا باعث شده تا کشورهای عربی برخلاف اسرائیل که هنوز به دنبال نفوذ بر ترامپ است، با یک بحران امنیتی عمیق و سرنوشت‌ساز روبرو شوند. این دولتها اکنون بر سر یک دوراهی استراتژیک قرار دارند: آیا باید یک ائتلاف نظامی منطقه‌ای (چیزی شبیه به ناتوی عربی) تشکیل دهند و قدرت‌های نظامی غیرعربی مثل ترکیه و پاکستان را هم وارد آن کنند، یا اینکه هر کشور باید به تنهایی امنیتش را تامین کند؟ گزینه سومی که به شدت فکر آن‌ها را مشغول کرده، مشارکت دادن خودِ ایران در این ائتلاف یا تبدیل آن به یک شریک اقتصادی پس از رفع تحریم‌هاست؛ فرضیه‌ای که البته ایران را به رقیبی سرسخت برای کشورهای خلیج فارس در بازار نفت تبدیل خواهد کرد. در نهایت، این گزارش تصویر منزوی و منفی از اسرائیل در منطقه ترسیم می‌کند؛ رژیمی که دیگر واسطه ارتباط با واشنگتن نیست، بلکه به عنوان عامل اصلی تحمیل یک جنگ پرهزینه و بی‌فایده به منطقه شناخته می‌شود و حتی ائتلاف نظامی‌اش با امارات، ابزاری برای جاه‌طلبی و سلطه‌جویی قلمداد می‌گردد. منبع: haaretz.co.il/news/politics/… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
فارسی
0
0
9
425
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
مؤسسه سنجش یهودستیزی و سیاست‌های جهانی در گزارشی مدعی شده است که دولت قطر با هدف جهت‌دهی به افکار عمومی و ترویج رویکردهای ضداسرائیلی و حامی دوحه، سرمایه‌گذاری‌های کلانی را در لایه‌های مختلف نظام آموزشی ایالات متحده انجام داده است. بر اساس یافته‌های ارائه‌شده در این گزارش، دوحه طی ۱۷ سال گذشته (بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۵ میلادی)، فراتر از برنامه‌های متعارف آموزش زبان عربی، بیش از ۶۵ میلیون دلار را در قالب دست‌کم ۲۲۰ برنامه آموزشی مجزا تزریق کرده است. نویسندگان این گزارش ادعا می‌کنند این شبکه مالی با نفوذ هدفمند در مقاطع مختلف تحصیلی ــ از پیش‌دبستانی و مهدکودک گرفته تا سال آخر دبیرستان ــ و همچنین دانشگاه‌های برجسته آمریکا، مراکز ملی مطالعات خاورمیانه و برنامه‌های تربیت معلم، تلاش کرده است تا محتوای درسی تاریخ، جغرافیا و فرهنگ را تغییر دهد. در این گزارش همچنین ادعا شده که این مداخلات به تغییرات ساختاری در کلاس‌های درس انجامیده؛ به‌طوری که برای نمونه در یکی از مدارس عمومی نیویورک که از این منابع بهره‌مند شده، نام اسرائیل از نقشه‌های آموزشی حذف و واژه فلسطین جایگزین آن شده است. در بخش دیگری از این گزارش، تحلیل‌گران این مؤسسه مدعی شده‌اند این اقدامات مصداق عینی یک «جهاد تمدنی» علیه جوامع غربی است که با هدف زیر سؤال بردن مشروعیت اسرائیل و مخالفت با فرآیندهای عادی‌سازی روابط در منطقه طراحی شده است. بر پایه آمارهای ارائه‌شده، سرمایه‌گذاری‌های بنیاد بین‌المللی قطر عمدتاً ایالت‌ها و کلان‌شهرهایی را هدف قرار داده‌اند که دارای وزن راهبردی بالا، جمعیت مهاجر گسترده یا سرمایه سیاسی ویژه‌ای در ساختار قدرت آمریکا هستند. طبق این گزارش، انتشار این آمار و ارقام موجی از نگرانی را در میان قانون‌گذاران هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه در کنگره آمریکا ایجاد کرده است. منبع: maariv.co.il/news/world/art… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
فارسی
1
2
12
972
hassan hamzeh retweetledi
Rahman Ghahremanpour
Rahman Ghahremanpour@RGhahremanpour·
حدود شش سال صرف ترجمه این کتاب شد.اما از بد حادثه چاپ آن با جنگ اخیر همزمان شد و فرصتی برای بحث درباره اهمیت این کتاب پیش نیامد. این کتاب در اصل نقدی بر رویکرد رورتی در کتاب تقدم دموکراسی بر فلسفه است و از منظر کارآمدی از دموکراسی دفاع می کند.
Rahman Ghahremanpour tweet media
فارسی
11
17
221
5.6K
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارشی تخصصی به تحلیل پیامدهای عمیق ژئوپلیتیک و مالی انسداد تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی پرداخته و خاطرنشان می‌کند که جنگ در خاورمیانه و بسته شدن این شاهراه حیاتی، آسیب‌پذیری‌های ساختاری زنجیره‌های تأمین بین‌المللی را به شدت عیان ساخته است. بر اساس ارزیابی‌های کارشناسان این اندیشکده، حملات هدفمند به زیرساخت‌های کلیدی منطقه باعث سقوط فیزیکی عرضه جهانی نفت از ۱۰۷ میلیون بشکه در روز به سطوح بسیار پایین‌تر شده و صادرات روزانه نفت ایران را نیز که پیش از بحران فراتر از ۲ میلیون بشکه بود، در ماه مارس با اختلالات گسترده مواجه کرده است. نویسندگان این گزارش تأکید دارند که این بحران فراتر از حوزه انرژی عمل کرده است؛ چرا که تنگه هرمز مجرای عبور نزدیک به یک‌چهارم ترافیک دریایی نفت خام، بیش از ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) جهان (عمدتاً از مبدأ قطر به مقصد آسیا)، بیش از ۱۰ درصد از تجارت جهانی آلومینیوم و حدود یک‌سوم صادرات جهانی کودهای شیمیایی اوره است. از این رو، توقف تردد معمول روزانه که شامل بیش از ۱۰۰ فروند انواع شناور تجاری می‌شد، سقوط شدید ۹۳ درصدی در آمارهای ترانزیت روزانه را رقم زده است. در بخش دیگری از این تحلیل، تحلیلگران این موسسه استدلال می‌کنند که اقدامات فوری ایالات متحده برای جبران این شوک بزرگ عرضه، از جمله برداشت ۱۰.۸ درصدی از ذخایر استراتژیک نفت خود (کاهش ۴۱.۳ میلیون بشکه‌ای از ۲۷ مارس)، نتوانسته است مانع از صعود بی‌سابقه بهای حامل‌های انرژی و کالاهای اساسی در بازارهای جهانی شود. داده‌های آماری ارائه‌شده در این گزارش نشان می‌دهد که قیمت شاخص سوخت جت در اوج خود به رقم بی‌سابقه ۲۰۹ دلار در هر بشکه رسید و میانگین قیمت خرده‌فروشی بنزین در بازار داخلی ایالات متحده با جهشی ۵۰ درصدی، سقف ۴.۳۳ دلار به ازای هر گالن را ثبت کرد. هم‌زمان با دو برابر شدن قیمت جهانی کود اوره به دلیل وقوع جنگ، شاخص جهانی قیمت مواد غذایی نیز تحت تأثیر مستقیم این آشفتگی لجستیکی، در آوریل ۲۰۲۶ به میانگین ۱۳۰.۷ واحد رسید که رشد ماهانه ۱.۶ درصدی را نشان می‌دهد. در نهایت، این گزارش راهبردی نتیجه می‌گیرد که با وجود تلاش‌های شتاب‌زده عربستان سعودی و امارات برای فعال‌سازی مسیرهای جایگزین خط لوله شرق-غرب به دریای سرخ و شبکه حبشان-فجیره به دریای عمان، تلاش موازی ایران برای آسیب زدن به این زیرساخت‌ها و همچنین قصد این کشور برای نهادینه‌سازی تعرفه‌های ترانزیتی از تنگه هرمز، نشان‌دهنده یک تغییر الگوی بنیادین از رقابت‌های سنتی انرژی به سمت تلاش برای اعمال کنترل اجبارآمیز بلندمدت بر هندسه خطوط تجارت جهانی است. نویسندگان این گزارش در واقع به دنبال این هستند که نشان دهند بستن تنگه هرمز صرفاً یک چالش موقت در بازار انرژی نیست، بلکه آسیبی عمیق به کل ساختار لجستیک، زنجیره تأمین غذا و اقتصاد جهان وارد می‌کند که حتی مداخلات آمریکا نیز قادر به مهار آن نیست؛ بنابراین، آن‌ها هشدار می‌دهند که اقدامات ایران فراتر از رقابت‌های سنتی نفتی، تلاشی راهبردی برای اعمال کنترل اجباری بلندمدت بر هندسه خطوط تجارت جهانی و تحمیل یک نظم نوین ژئوپلیتیکی است. منبع: inss.org.il/publication/ho… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
Raz Zimmt@RZimmt

A new spotlight report by @INSSIsrael presents ten charts documenting the global economic effects of the closure of the Strait of Hormuz. From surging oil, gas, and jet fuel prices to disruptions in aluminum and fertilizer supply chains and mounting pressure on the global food price index, the charts collectively illustrate how a single vulnerability in the global economy evolved into a catalyst for a multidimensional crisis. inss.org.il/publication/ho…

فارسی
0
0
12
1.4K
hassan hamzeh retweetledi
Sayyed Mahdi Dezfouli 🎒
ایران عزیز، دوست داشتنی و مقاوم.
فارسی
0
2
30
537
hassan hamzeh
hassan hamzeh@hamzeh_ir·
دوران مداخله‌های ساختاری آمریکا در خاورمیانه به سر آمده است نشریه نشنال اینترست در گزارشی عنوان کرد که جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران اگرچه توازن قوا در خاورمیانه را بازتعریف کرده، اما هیچ‌یک از طرفین نتوانسته‌اند به یک پیروزی راهبردی دست یابند و منطقه وارد دوره‌ای از «تعادل شکننده» شده است. خالد الجابر، نویسنده این گزارش با تحلیل منطق حاکم بر این بحران استدلال می‌کند که ابعاد زیان‌های وارده فراتر از هرگونه دستاورد سیاسی احتمالی است؛ به‌طوری‌که طبق برآوردهای برنامه توسعه سازمان ملل متحد در آوریل ۲۰۲۶، مسدود شدن تنگه هرمز و پیامدهای مخرب این تقابل، بیش از ۳۰ میلیون نفر را در ۱۶۲ کشور جهان در معرض خطر سقوط به زیر خط فقر قرار داده است. در این میان، بازیگرانی مانند چین و اتحادیه اروپا به جای تلاش برای تغییر موازنه یا مسیر خود جنگ، تمرکز خود را کاملاً بر مدیریت ریسک‌های اقتصادی و کاهش میزان آسیب‌پذیری خود معطوف کرده‌اند. در بعد راهبردی، واشنگتن با آغاز حملات خود در ۲۸ فوریه، به دنبال مهار تنش‌ها با تهران و جلوگیری از فروپاشی محیط امنیتی و بازارهای جهانی انرژی بود، اما این رویکرد محدود، هزینه‌های مالی هنگفتی به همراه داشته است. ایالات متحده تنها در ۱۰۰ ساعت نخست کارزار خود ۳.۷ میلیارد دلار (حدود ۸۹۱ میلیون دلار در روز) هزینه کرد و در حالی که پنتاگون مخارج دو ماه اول را ۲۵ میلیارد دلار اعلام داشته، برآوردهای مستقل در اواخر آوریل این رقم را نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار تخمین می‌زنند. نویسنده در جمع‌بندی نهایی خود تأکید می‌کند که دستاوردهای آمریکا در این نبرد بسیار محدود بوده است؛ هرچند واشنگتن توانست توان نظامی ایران را تضعیف کرده و حضور ناوگان دریایی خود در تنگه هرمز و دریای سرخ را دوباره تثبیت کند، اما ناکامی در کسب یک پیروزی قاطع، از یک واقعیت جدید پرده برمی‌دارد: آمریکا دیگر قدرت و اراده سیاسی گذشته را برای دگرگون کردن ساختار خاورمیانه از بالا به پایین (مشابه آنچه در سال ۲۰۰۳ تلاش داشت انجام دهد) ندارد. این وضعیت نشان‌دهنده یک تحول بزرگ در ماهیت نقش واشنگتن در منطقه است؛ به‌طوری‌که ایالات متحده اکنون به‌جای یک قدرت مطلق که اراده‌اش را دیکته می‌کند، به بازیگری تبدیل شده که ناچار است صرفاً بحران‌های متعدد، هم‌زمان و پیچیده منطقه‌ای را مدیریت کند. منبع: nationalinterest.org/blog/middle-ea… لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: ⬇️ تلگرام t.me/meshkatanalysis ⬇️ بله و ایتا: @meshkatanalysis
فارسی
0
1
9
737