اسطقوبوس

2.1K posts

اسطقوبوس banner
اسطقوبوس

اسطقوبوس

@khersof

زندگی را دوست میدارم ولی منهای خود

نا جمهوری نا اسلامی ایران Katılım Ocak 2023
134 Takip Edilen39 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
اسطقوبوس
اسطقوبوس@khersof·
دریای خارکسگی اصلاحات ساحل ندارد
فارسی
0
0
7
494
اسطقوبوس
اسطقوبوس@khersof·
@colbinab تنها اثر روسی که تونستم بخونم و واقعا لذت ببرم مرشد و مارگاریتا بود که واقعا عالی بود
فارسی
0
0
3
114
کنجکاو کم‌حوصله
داستان‌های روسی معمولا اینجوری شروع میشن: ​«در یک عصر بارانی، ایوان نیکولایویچ ایوانوف، پسر نیکولای الکساندروویچ ایوانوف، در حالی که با خدمتکار خانه، پراسکوفیا فئودوروفنا (دختر فئودور واسیلیویچ) صحبت می‌کرد، دچار فروپاشی فلسفی شد.» ​مشکل اینجاست که نویسنده‌های روس فکر می‌کنن دارن شجره‌نامه ثبت احوال می‌نویسن، نه رمان! بیشتر وقتها یک نفر در طول کتاب پنج تا اسم داره و تو باید حدس بزنی الان کی به کیه! بعد از خواندن ۱۰۰ صفحه، تازه یادت می‌افته ایوان همون وانیا، وانیوشا، ایوانکا و ایوان نیکولایویچ است! پر از ​توصیفات بی‌پایان و بی دلیله. ده صفحه توصیف سوراخ جوراب پیرزن همسایه که در نهایت هم هیچ نقشی در داستان نداره و سه صفحه بعد بر اثر سل می‌میره. همه یا سل دارند، یا فقر مفرط، یا در سیبری تبعیدند، یا دارند به این فکر می‌کنند که چرا اصلاً به دنیا آمده‌اند. یعنی کتاب را باز می‌کنی، بوی ناامیدی و سرما از لای صفحاتش می‌زند بیرون. ​خلاصه که برای خواندن یک رمان روسی، باید یک دفترچه یادداشت کنار دستت بذاری و نمودار درختی فامیل‌ها رو بکشی تا وسط داستان گم نشی!
رها🌊 زن، زندگی، آزادی@Raahaa_abd

جدی مشکل نویسنده‌های روس چیه؟ من نمی‌خوام اسم و فامیل و نام پدر خدمتکار خونه رو بدونم خب.

فارسی
158
54
2.1K
148K
اسطقوبوس retweetledi
Ahmado91
Ahmado91@Ahmad19101404·
در سالن پذیرش بهشت زهرا برای کارهای دفن خواستیم طبقه بالای مزار بابام برای داداش احمدم باشد 😭 گفتند: نمی توانید اغتشاشگر را کنار مزار جانباز دفن کنید، آنها مطهرند اما اینها اغتشاشگر احمد را می گفتند💔😭 و ما فقط تحقیر شدیم میان درد و اون ها فقط دنبال پول بودن #احمد_خسروانی
فارسی
106
1.2K
8.1K
94K
داش علی
داش علی@Albosdmb·
@khersof سیبیل یا دوست دخترت ؟ کدومو ترجیح میدی شما
فارسی
2
0
7
2.3K
داش علی
داش علی@Albosdmb·
آقا ما ی دوستی داریم گی هستن و چندباری به بنده چراغ سبز نشون دادن منم بهش کفتم که مستقیمم، دیگه سر تعارف و رودروایسی قرار شد امشب بریم بیرون و من با پارتنرم رفتم خیلی غم‌انگیزه، درواقع دوست دخترمو بردم که مراقب کونم باشه
فارسی
188
26
7.4K
191.9K
اسطقوبوس
اسطقوبوس@khersof·
@arash_tehran قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّىٰ يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ بکصکش سکولاریسم تحویل بده ببینم
العربية
0
0
0
15
اسطقوبوس
اسطقوبوس@khersof·
@huntedpsychoo @vic_00previc حالا از زیبایی بانو بگذریم ولی خود شما تو لیست سر به نیست شدنی مورغی جان ادویه استریپس کنار گذاشتم برات
فارسی
1
0
0
23
Alicia Jauregui
Alicia Jauregui@vic_00previc·
Ahora si ¿dónde dejo el garrafón de agua?
Alicia Jauregui tweet media
Español
41
38
1.6K
20.8K
اسطقوبوس retweetledi
Shahrzad
Shahrzad@shahrzaad0·
مادری که شیر پرورش دادی روزت مبارک. #مجیدرضا_رهنورد #شاه_خراسان
Shahrzad tweet media
فارسی
120
2.8K
15K
85.2K
اسطقوبوس retweetledi
Vahid
Vahid@Gerduo·
دخالت فریدون فقط چرخه‌ی خشونت را بازتولید می‌کند. فعلا باید روی مطالبه‌محوری از ضحاک تمرکز کنیم. [اپوزوسیون تحول‌خواه دربار ضحاک]
فارسی
25
359
3.2K
50.9K
اسطقوبوس
اسطقوبوس@khersof·
@AmirKhaleqi باور نمی‌کنید؟ از ایت الله خامنه‌ای بپرسید
فارسی
0
0
0
15
اسطقوبوس
اسطقوبوس@khersof·
@masoodsafa313 دقیقا حق با شماست کص مادر سران سپاه و تمام نظامیان که نتونستند از مدرسه نیروی دریایی سپاه پاسداران که بیخ گوششون بود دفاع کنند
فارسی
0
0
1
36
مسعود
مسعود@masoodsafa313·
اگر دفاع از میناب اسمش پروژه است و شر و ور خوندن برای اینترنت، پروسه ، من با افتخار پروژه بگیرم.
فارسی
86
19
250
94K
اسطقوبوس retweetledi
کیریسس
کیریسس@crissss_sh·
100 روز گذشت.. ما نمردیم ولی خب زنده هم نموندیم. همیشه به یادتون هستیم😥❤ #جاويد_شاه‌
فارسی
2
6
154
2.4K
اسطقوبوس retweetledi
اسطقوبوس
اسطقوبوس@khersof·
@themahgin یک اسپویل بهترین از زبان مادر یک جاوید نام: (شما با آبان تموم شدید)
فارسی
1
1
2
1.2K
اسطقوبوس
اسطقوبوس@khersof·
@Ebne_noah متاسفانه اینجوری نیست . حداقل نصف موارد اطلاعات غلطه
فارسی
0
0
0
62
پسر عاقل نوح
پسر عاقل نوح@Ebne_noah·
🟡چند خبر تازه از سطح شهر تهران: -دوربین‌های منطقه یک قطع بودند و احتمال داره فردا هم قطع باشن( اما باید محتاط بود) -سران سپاه و امنیتی ها پلاک های سازمانی شون رو برداشتند و در طول روز و شب ماشین های بدون پلاک زیادی رو میشه دید! -قبلا ما ماسک می زدیم اینها ما رو شناسایی نکنند حالا اینها ماسک می زنند که ما شناسایی شان نکنیم!!! -اتوبان قم تهران بعد از ورودی فرودگاه وسط اتوبان چندین ایست بازرسی با ماشینهای جنگنده گذاشتند! -علاوه بر مسلح کردن نیروهای بسیج ها و نیروهای دیگه، زنهاشون رو هم مثل فرقه ی مجاهدین مسلح کردن!! -مدتی پناهگاهشون شده بود مساجد، الان دیگه از ترسشون تو مسجد هم نمیرن، چون شایع شده که قراره اسراییل سراغ مساجدی بره که از قبل لو رفتن! -همه ی وکلا اینترنتشون قطع شده بخاطر وضعیت افراد بازداشتی بجز جیره خورهای حکومت و هم دستان این جنایتکاران( امثال محسن برهانی)! -اینها که می یان بیرون حیدر حیدر می کنند روزانه ۳ میلیون تومن بعلاوه ی سه وعده غذا میگیرن و تو هر میدون کلا ۱۰-۱۵ نفرن! -تو قم یک آخوند با لباس آخوندی بیرون نمی یاد فقط پرچم ایران رو می گذارند تو ماشین دور می زنند! تمامی اخبار دریافتی هستند و از سوی افراد مورد اعتمادمان میباشد. #پسرعاقل_نوح
پسر عاقل نوح tweet mediaپسر عاقل نوح tweet media
فارسی
286
1.5K
4.8K
207.6K
اسطقوبوس retweetledi
آرماگدون
آرماگدون@jacob15759299·
🔴 جاویدنام #علی_عباسی ۱۸ ساله کشته شده با تیر جنگی پدر گفت : پسرم رفت اما راهش ادامه دارد.
آرماگدون tweet media
فارسی
5
150
657
4.8K
اسطقوبوس retweetledi
AidaShakarami
AidaShakarami@aidaHush·
روزی که برای شناسایی رفتیم کهریزک، خیلی غریب و تنها بودیم. اون ساعتی که رسیدیم، هیچ‌کس به جز ما برای دلیل مشابه اونجا نبود. از همون دم در، می‌دونستن برای «کی» اومدیم. وقتی داشتم وارد می‌شدم مامور دم در بهم گفت: «تو خواهر همون دختر شونزده‌ساله‌ای؟» گفتم آره… وقتی بالاخره از پله‌ها بالا رفتم و نیکا رو دیدم خیلی طول کشید تا بتونم بشناسمش. سر و صورتش انقدر آسیب دیده بود که فقط چشم‌ها و ابروهاش سالم مونده بود. کسی که کیسه سیاه رو آورد نذاشت زیپو از زیر گردنش پایین‌تر بکشم و با تحقیر و داد‌های پشت‌سرهم، عجله داشت زودتر کار تموم شه و برم. وقتی خال کوچیک روی چونه‌شو رو دیدم، شروع کردم به داد زدن. نمی‌دونم چندبار داد زدم. اون لحظه کاملا برام تار و گُنگه. فقط یادمه رو زانوهام افتادم و جیغ می‌کشیدم، بازوهامو گرفتن و بلندم کردن. از پله‌ها اومدم پایین، ولی مامانم بالا مونده بود. برگشتم دنبالش. جلوی پاشو نمی‌دید و گریه می‌کرد. کمکش کردم از پله‌ها بیاد پایین. اون روز و روزهای بعدش حس عجیبی داشتم، یه‌جور غربت و تنهایی عمیق که نمی‌شد ازش حرف زد یا با کسی تقسیمش کرد. ولی یه لحظه هم از دیدنش پشیمون نشدم. باید می‌دیدمش. باید خودم شناساییش می‌کردم. باید مطمئن می‌شدم. من تا آخرین لحظه باور نمی‌کردم نیکا کهریزک باشه. تا وقتی از پله‌ها بالا رفتم و روی تخت سرد فلزی دیدمش، باور نداشتم زنده نباشه. فکر می‌کردم مامان و داییم عکس یه نفر دیگه رو تو آگاهی شاپور دیدن و اشتباه گرفتن. تو راه کهریزک چند بار با اطمینان گفتم باهاتون میام که ثابت کنم دارین اشتباه می‌کنین، که اون نمی‌تونه نیکا باشه. دیدنش کمکم کرد واقعیتو بپذیرم، ولی اون شوک، ناباوری و فروپاشی همه امیدم تو یک لحظه، دائما باهامه و از بین نمی‌ره. وقتی ویدیوهای کهریزک و خانواده‌هایی رو می‌بینم که بین انبوه جنازه‌ها سرگردون دنبال عزیزاشون می‌گردن، به اونایی فکر می‌کنم که هیچ‌وقت قرار نیست بدن بی‌جون پاره‌تنشون رو ببینن. اونایی که همیشه با یه امید ترسناک زندگی می‌کنن؛ با یه دلهره همیشگی: «بچه‌م کجاست؟ نکنه یه‌ جایی زنده باشه؟ چی به سرش آوردن؟» و هزاران سوال بی‌جواب که مغز با هیچ منطق و استدلالی نمی‌تونه ازشون رد شه. زندگی من از کهریزک به بعد یه کابوس ناتمومه ولی دردی که اون آدما می‌کشن رو حتی تو تاریک‌ترین و کابوس‌زده‌ترین گوشه‌های ذهنمم نمی‌تونم لمس و پردازش کنم.
فارسی
59
221
2K
18.5K