
مالاریا
3.1K posts




مام آمبرلایی که میخریدیم ۲۲۰۰۰۰هزار شده ۵۲۸۰۰۰ هزار 😂😂😂😂😂پشمام





کاری به علاقه و فتیش و ایناشون ندارم ولی دختر گنده چقد زشته … تتو های بزرگ رنگی زشته گل داوودی واسه اینجا زشته ریشه موهای مشکی زشته کراوات قرمز زشته کله کچل زشته بازوهای بزرگ زشته کلا خیلی کدیو زشته بای



دیگه نبینم بگین کاپری فقط به اسکینیا میادااااا




عکس رو مرتضی اتابکی به مناسبت تولد هدیه تهرانی منتشر کرده.




- خانم "الف" به بانک میرود؛ نوبت میگیرد. شمارهاش ۱۳۵ است. همانجا دوستش را میبیند که سه ساعت زودتر از او آمده و دو شماره در دستش دارد. یکی ۲۴ و یکی ۲۵. شماره ۲۵ را از او میگیرد و کارش را زودتر از ۱۱۰ نفر دیگر انجام میدهد و خوشحال بانک را ترک میکند. - آقای "ب" رانندهی تاکسی است؛ هر روز دقایقی را فریاد میزند تا مسافرانش تکمیل شده و حرکت کند. امروز باران شدیدی میآمد. آقای "ب" کسی را سوار نمیکرد و میگفت که فقط دربست میرود. - خانم "پ" پنجره را باز میکند و زیرسفرهای را داخل کوچه میتکاند. - آقای "ت" در اتوبان میبیند که همهی ماشینها در ترافیک سنگینی هستند. وارد شانهی خاکی میشود و از چند صد نفر جلو میزند و بعد به داخل صف ماشینها میآید. - خانم "ث" فروشنده است؛ کیفی میفروشد با قیمت ۲۰٠ هزار تومان. توریستی از همه جا بیخبر میآید که کیف را بخرد. قیمت را می پرسد. در جواب میشنود: ۶٠۰ هزار تومان. - آقای "ج" کارمند است؛ در ساعتی که اوج کار است و مراجعین صف کشیدهاند، درِ اتاقش را بسته، چایی میریزد و مینشیند کنار همکارش هرهر میخندد. یک لحظه با خودتان رو راست باشید و بپذیرید که همهی ما به اندازه "توانمان" متجاوز ، دیکتاتور و ضایع کنندهی حق دیگران هستیم. حالا شما بیا و این مردمی که تجاوز به حق دیگری را هر روز و هر روز تمرین میکنند، بگذارید به عنوان مسئول یک کشور.

















