داشتم فکر میکردمچرا مثل بقیه آدما به جاییو چیزیتعلق خاطر ندارم.
حساب کردم در طول ۳۱ سال زندگی
۵ شهر و ۱۱ خونه عوض کردم
و تقریبا ۱۲ سالش هم تنها زندگی کردم.
ارشدمو با چه ذوق و انگیزه ای شروع کردم. اینقدر مشتاق بودم و مطمئن بودم که مسیر درستیه که مثل بچهای دبستانی شوق داشتم
دو تا جنگ گذشت و به همه مسیرهایی که رفتم شک دارم و اصن انگار نمیدونم کیام دیگه