shararehtir

24.3K posts

shararehtir

shararehtir

@sharaehtir2000

Katılım Şubat 2020
835 Takip Edilen404 Takipçiler
پیرایه یغمایی
يک زن به شکل اندوه ... به زنان سرزمينم، به آن دختران جوان سرشار از آرزو که خونشان هنوز بر کف خیابان ها می تپد. به این مادران داغدار سیاهپوش که همه بر کتیبه ی محزون تاریخ اسطوره می شوند. اندوه ما دير زمانی است که بیکرانگی پيشه گرفته ... #پيرايه_يغمايی t.me/pirayeh_y
فارسی
1
1
4
85
shararehtir retweetledi
Jabberwocky Wonders
Jabberwocky Wonders@sameoldjayuknow·
تکوک نقره‌ی هخامنشی با نقش قوچ، ساکن موزه‌ی متروپولیتن نیویورک.
Jabberwocky Wonders tweet mediaJabberwocky Wonders tweet media
فارسی
1
8
140
1.3K
shararehtir retweetledi
پیرایه یغمایی
وصيت نامه زنده یاد علّامه علی اکبر دهخدا نوشته شده روی قوطی سیگار هما: فیش‌های لغت دردست آقای دکتر معین خواهد بود. از الف تا یا نوشته شده است. هیچ چیز از آن نباید افزود و کاست. ایشان آقای «دبیرسیاقی» و آقای «گنآبادی» و آقای «شهیدی» را به مجلس معرفی میکنند که با حقوق کافی برای چاپ آن کمک بگیرند و آقای «هاشمی» رئیس مطبعه، مدیراین کارخواهند بود و باید درطبع آن تسریع شود واز‌آقای «مصدق السلطنه» پس از استخلاص استمداد شود. اين وصيت نامه از بزرگ مردی است که همواره از ميراثش تغذيه می کنیم و جان می گيريم. کسی که تمام عمرش را هزينه دغدغه ی زبان فارسی کرد. #پیرایه_یغمایی t.me/pirayeh_y
پیرایه یغمایی tweet media
فارسی
1
8
142
7.9K
shararehtir retweetledi
ماهی سیاه کوچولو
ماهی سیاه کوچولو@Mahicahkocholo·
ﺣﺎلِ‌ماﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ‌شود ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ، ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ، ﺑﺮﺍﯼِ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼِ ﺧﻮﺏ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ... روز دگر🌹
فارسی
1
4
33
244
shararehtir retweetledi
ققنوس
ققنوس@Phoenix_LTR·
فئودور داستایفسکی: "رنج، نشانه‌ی زنده‌بودن انسان است؛ اما چه تاسف بار اگر تنها نشانه‌اش باشد ...!"
فارسی
1
55
528
6.5K
shararehtir retweetledi
نشر ناكجا
نشر ناكجا@Naakojaa·
کتاب‌خواندن یعنی آرام‌آرام بزرگ شدن، بی‌آنکه کسی متوجه شود. نقاشی از کلود مونه naakojaa.com
نشر ناكجا tweet media
فارسی
1
4
39
757
shararehtir retweetledi
پیرایه یغمایی
اين همان کفشی است که ماری آنتوانت روز اعدامش،( 16 اکتبر 1793 ) به پا داشت و هنگامی که از پله های گیوتین بالا می رفت ، پا روی پای جلاد گذاشت و زمین خورد و کفش از پايش افتاد. بعد آن را پيدا کردند و اکنون در موزه هنرهای زیبای کان فرانسه نگهداری می شود. می گويند هنگامی که پای جلادش را لگد کرد، گفت: Pardonnez-moi, monsieur. Je ne l'ai pas fait exprès (- آقا ببخشيد، به عمد این کار را نکردم.) و اين آخرين سخنش بود. عکس ديگر زمانی است که او را به سمت گیوتین می برند و به نظر می رسد که همین کفش را به پا دارد. #پیرایه_یغمایی t.me/pirayeh_y
پیرایه یغمایی tweet mediaپیرایه یغمایی tweet media
فارسی
8
10
454
75K
shararehtir retweetledi
پیرایه یغمایی
خيام يک فرياد تنها و هوشيار در شبستان قرن پنج است. فريادی که از جان برمی خيزد به ديوارهای نيشابور می خورد و بازتاب آن گوش جهان را کر می کند قرن پنجم هجری يکی از سخت ترين دوره هايی است که اختناق حکومت می کند. در همين قرن است که «منصور حلاج» به دار کشيده می شود. «شهاب الدين سهروردی» جان می بازد. «عين القضات همدانی» شمع آجين می شود، تا هيچکس حتی به فکرش هم نگذرد که چيزی برخلاف شرع بنويسد. اما انسان گرايی فلسفی خيام، دل نابستن او به جهان گذرا و ناباوری اش به جهان ديگر، نمی گذارند تا او فرياد بلند خويش را سر ندهد. اگر چه اين فرياد 70،80 سال بعد از پشت ديوارهای زمان به گوش ها برسد خیام در زمانی که همه ی شاعران و فيلسوفان بر سر تعداد طبقات آسمان با هم جدال می کردند، خود را گرفتار رقم و شماره نکرد . برای ذهن او که حتی آفريينده را زير پرسش می گرفت، چه فرق داشت که تعداد طبقات آسمان چند تا باشد، «هفت» تا باشد؟ يا «هشت» تا باشد؟: خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت! آنچه ذهن او را درگير می کند انسان است و سرانجام انسان: چون چرخ به کام يک خردمند نگشت خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت چون بايد مُرد و آرزوها همه هشت، چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت و حتی اگر اين تعداد به نُه هم برسد، باز هم (هيچ) است : ای بی‌خبران شکل مجسم هيچ است وين طارم نُه‌سپهر ارقم هيچ است خوش باش که در نشيمن کون و فساد وابسته‌ی يک دميم و آن هم هيچ است او درهمه ی رباعیاتش، فلسفه ی به کمال رسیده ی خود را با یک قاطیعیت کوتاه و بُرنده - فقط در چهار مصراع- به دست خواننده می دهد. او خوب می داند که زایش یعنی مرگ، يعنی بر باد رفتن و تمام شدن و برخلاف ديگرانی که مرگ رابر آسمان شدن می دانند و در انتظار زندگی ديگری در جهان ديگر هستند، می داند که سرنوشت انسان در پايان کار جز غبار شدن چيز ديگری نيست: از خاک در آمديم و بر باد شديم ... و حرف آخر را - اگرچه هولناک، اما هشدار دهنده- فریاد می زند که: يک چند به کودکی به استاد شديم يک چند به استادی خود شاد شديم پايان سخن شنو که ما را چه رسيد از خاک در آمديم و بر باد شديم بخشی از پژوهش (نقش آسمان در شعر/ پيرايه يغمايی) به نشانی زير: pirayehyaghmaii.com/aseman2/
پیرایه یغمایی tweet media
فارسی
2
4
17
1.4K
shararehtir retweetledi
pouyasaravi
pouyasaravi@pouya_saravi·
آن همه فریاد آزادی زدید فرصتی افتاد و زندانبان شدید آن که او امروز در بند شماست در غم فردای فرزند شماست راه می جستید و در خود گم شدید مردمید، اما چه نامردم شدید #هوشنگ_ابتهاج
فارسی
0
1
29
174
shararehtir retweetledi
کنجکاو کم‌حوصله
چرا خیام می‌خوانیم؟ برخلاف کتاب‌های زرد موفقیت یا عرفان‌های آپارتمانی که می‌خواهند به زور به شما امید و معنا تزریق کنند، خیام دست شما را می‌گیرد و مستقیم به ته دره‌ی پوچی می‌برد. او می‌گوید هیچ معنای از‌ پیش‌ تعیین‌شده‌ای وجود ندارد، هیچ مأموریت کیهانی ویژه‌ای برای انسان در کار نیست و پس از مرگ هم خبری از بازسازی ما نیست. این حجم از صراحت در ناامیدی، برخلاف تصور، فلج‌کننده نیست؛ بلکه آزادکننده است. وقتی بپذیرید که جهان به شما بدهکار نیست و هیچ طرح باشکوهی برایتان ندارد، ترستان می‌ریزد. خیام به ما «شجاعتِ بی‌پناه بودن» را یاد می‌دهد. بزرگ‌ترین کلاهبرداری تاریخ بشر، فروش آینده در ازای نابودی اکنون است؛ چه ایدئولوژی‌های سیاسی که به اسم آرمان‌شهرِ فردا امروزت را له می‌کنند، چه ساختارهای عقیدتی که پاداش را به پس از مرگ حواله می‌دهند، و چه سیستم سرمایه‌داری که تو را برای یک بازنشستگیِ مبهم جان‌به‌لب می‌کند. خیام این بازی را به‌هم می‌زند. او می‌گوید آینده یک فریب بزرگ است و گذشته یک جسد. تنها واقعیت موجود، همین میلی‌ثانیه‌ای است که الان داری. چسبیدن به اکنون، تن‌پروری نیست؛ یک اعتصابِ وجودی علیه تمام سیستم‌هایی است که می‌خواهند زمان حال تو را مصادره کنند. خیام می‌گوید جهان اساساً پوچ، بی‌هدف و نسبت به رنج تو بی‌تفاوت است. اما از این پوچی، افسردگی تولید نمی‌کند، بلکه آزادی بیرون می‌کشد. وقتی بفهمی هیچ دوربین کیهانی تو را رصد نمی‌کند و هیچ رسالت از‌پیش‌‌ مشخص شده‌ای نداری، زنجیر تکالیف موهوم از پایت باز می‌شود. خیام به ما یاد می‌دهد که چطور در غیاب هرگونه معنای آسمانی، خودمان به این زندگی کوتاه و بی‌رحم، ارزش و زیبایی ببخشیم.
فارسی
35
114
862
21.4K
shararehtir retweetledi
منیره حسینی
منیره حسینی@monirehoseini·
حواست به مدل سرزمینت باشد نکند از مداد آبی بهانه‌ی آسمان بتراشی آزادی! تنها پرنده‌ای ست که در قفس نفس نمی‌کشد
فارسی
1
2
25
308
shararehtir retweetledi
پیرایه یغمایی
نقاشى رنگ و روغن روی بوم كار«نجف دريابندرى» از سلول زندانش در سن بيست و دوسالگی دريا بندری اين نقاشی را در حالی كه به انتظار اجرای حكم اعدام خود بوده، از سلول خود می کشد. در همين سلول است كه كتاب مهم «تاريخ فلسفه غرب» را ترجمه مى كند و به این ترتيب- با نقاشی و ترجمه- روزهای تلخ زندان را برای خود کوتاه می سازد. چهار سال بعد در بیست و پنج سالگی حکم اعدامش لغو می گردد و از زندان آزاد می شود و زندگی پربار خود را ادامه می دهد. مهرداد حجتی می گويد: نجف دريابندری هميشه این تابلوی نقاشی را به ياد روزهای زندان، در اتاق کارش آويخته بود. همان زندانی که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر داد و او را از یک جوان فعال سیاسی به یک فعال تاثیرگذار فرهنگی تبديل کرد. آری ... او ادبیات را برگزید، هر چند هوشیاری اش را هم در سیاست هرگز از دست نداد. #پیرایه_یغمایی t.me/pirayeh_y
پیرایه یغمایی tweet media
فارسی
2
8
105
3.9K
shararehtir retweetledi
سام گیوراد
سام گیوراد@SaamGivrad·
«چون مرده شوم خاک مرا کَم سازید احوال مرا عبرت مردم سازید خاک تن من به باده آغشته کنید وز کالبدم خشت سر خُم سازید» تندیس #خیام آفریده‌ی زنده‌یاد استاد ابوالحسن صدیقی، سازنده‌ مشهورترین تندیس‌های مشاهیر ایران، که این مجسمه مهجور را از دیگر کارهایش بیشتر دوست می‌داشت.
سام گیوراد tweet media
فارسی
7
24
430
6.7K