Sabitlenmiş Tweet
☆ภคђเ๔☆
12.9K posts


@shomali_deter چشمها را بستم و از نو خیالی بافتم؛
فهمیدم که دل، پیش از چشمها میبیند،
و گاهی میتوان در سکوت فاصله،
عشق را ورای حضور لمس کرد
آنجا که نبودن، خود نوعی بودن است.
فارسی

@shomali_deter چطور تموم کارهای قبلی رو بکنیم وقتی هیچچیز حتی یک صدم هم شبیه به قبل نیست؟
فارسی

@shomali_deter من که با پرهیز یوسف صبر ایوبیم نیست
عذرخواهم را همان چاک گریبان کرده ام..
فارسی

نهاده است به غبغب ترنج قالی کرمان
نشانده بر عسل لب انارهای بدخشان
نشسته است به تختی به تختی از گل و کاشی
سی و سه بافه رها کرده در شکوه سپاهان
سپرده روسری اش را به بادهای مخالف
به بادهای رها در شب کویر خراسان
دو دست داغ و نحیفم میان زلف پریشش
لوار شرجی قشم است در شمال شمیران
برآن شدم که ببوسم عروس شعر خودم را
ببوسمش به خیال گلابگیری کاشان
غزل رسید به آخر هنوز اول وصفم
همینقدر بنویسم فرشته ایست به قرآن
☆ภคђเ๔☆@shomali_deter
خبرش کاش به گوشت برسد روزی دور که دلم تا تپشی داشت پریشانت بود..... #فاطمه_مشاعی
فارسی

@shomali_deter در این دنیا فقط تعداد اندکی واقعا میفهمن کجای این واقعیت ایستادن. بقیه آدمها بدون اینکه حتی لحظهای آگاه بشن؛ زندگیشون رو میگذرونن و تموم میکنن. و تا وقتی که بیدار نشن؛ این چرخه بیپایان دوباره و دوباره براشون تکرار میشه؛ هر بار با سرنوشتی تلختر از قبل.
فارسی

@shomali_deter چه آرم بر در وصلت؟ که دل لایق نمیافتد
چه بازم در ره عشقت؟ که جان شایان نمیدانم
دلم سرگشته میدارد سر زلف پریشانت
چه میخواهد ازین مسکین سرگردان؟ نمیدانم
#عرتقی
فارسی

@shomali_deter من همانم که شب و روز، میان نفسم
نام تو، ورد لب و بغض گریزانت بود....
فارسی

دیوانه وار عاشق شعر ترم هنوز
دیوان شعرهای #تو را از برم هنوز
یک بیت با صدای خودت هدیه کن به من
من روی دست، شعر #تو را میبرم هنوز...
☆ภคђเ๔☆@shomali_deter
خبرش کاش به گوشت برسد روزی دور که دلم تا تپشی داشت پریشانت بود..... #فاطمه_مشاعی
فارسی








