Interim
4.3K posts

Interim
@unclaimedvar
لیبرال | کوییر | میهنپرست | فارغ التحصیل روانشناسی اجتماعی، دانشجو ی علوم سیاسی | دیتا بجای دراما


من اوایل که با همسر الانم تازه دوست شده بودیم، بعد یه عمل جراحی خیلی سنگین، زنگ زدم بهش گفتم این بیمارستانه تو هرکدوم از غذاهاشون که فکر کنی لبنیات هست دارم از گشنگی میمیرم لطفا برام غذا بیار (لاکتوز نمیتونم). گفت الان که میخوام با دوستام برم یه ایونت طولانی دو سه روز دیگه بیارم؟


من اوایل که با همسر الانم تازه دوست شده بودیم، بعد یه عمل جراحی خیلی سنگین، زنگ زدم بهش گفتم این بیمارستانه تو هرکدوم از غذاهاشون که فکر کنی لبنیات هست دارم از گشنگی میمیرم لطفا برام غذا بیار (لاکتوز نمیتونم). گفت الان که میخوام با دوستام برم یه ایونت طولانی دو سه روز دیگه بیارم؟


از دوست صمیمیم خواستم باهام بیاد بیمارستان چون بیهوشی دارم نباید تنها باشم گفت باشگاه دارم :)))

@ccallmecrazy ببین احساس میکنم این ماجرا یه بخش خیلی بزرگیش اختلاف فرهنگی بود. یعنی بدون اغراق حس میکنم بلد نبود چه شکلی دوست داشته باشه. ما یک سال خیلی سخت داشتیم اما بعد ها توی رابطه خیلی عوض شد. یه جوری که الان مثلا جوری ساپورتیو هست که تعریف کنم اون چیزها هم به اندازه ی این پشم ریزونه.


من اوایل که با همسر الانم تازه دوست شده بودیم، بعد یه عمل جراحی خیلی سنگین، زنگ زدم بهش گفتم این بیمارستانه تو هرکدوم از غذاهاشون که فکر کنی لبنیات هست دارم از گشنگی میمیرم لطفا برام غذا بیار (لاکتوز نمیتونم). گفت الان که میخوام با دوستام برم یه ایونت طولانی دو سه روز دیگه بیارم؟



@ccallmecrazy ببین احساس میکنم این ماجرا یه بخش خیلی بزرگیش اختلاف فرهنگی بود. یعنی بدون اغراق حس میکنم بلد نبود چه شکلی دوست داشته باشه. ما یک سال خیلی سخت داشتیم اما بعد ها توی رابطه خیلی عوض شد. یه جوری که الان مثلا جوری ساپورتیو هست که تعریف کنم اون چیزها هم به اندازه ی این پشم ریزونه.












