آدی

4.9K posts

آدی banner
آدی

آدی

@bagherigerami

قطعه‌ی ۱۰۵

เข้าร่วม Aralık 2020
190 กำลังติดตาม440 ผู้ติดตาม
آدی
آدی@bagherigerami·
ده کیلومتر پیاده‌روی کنار اقیانوس بهترین راه پایان دادن به هفته‌ی پرکار بود.
فارسی
0
0
7
71
آدی
آدی@bagherigerami·
ویدیو کال با مامان بزرگم اینطوریه که فقط می‌تونم با پیشونیش صحبت کنم.
فارسی
1
0
13
240
آدی รีทวีตแล้ว
Ramin Nasibov
Ramin Nasibov@RaminNasibov·
genius
Ramin Nasibov tweet media
Lietuvių
615
13.2K
139.3K
2.1M
آدی
آدی@bagherigerami·
راه نجات پیدا کردن یه دوست کسخلتر از خودته.
فارسی
0
0
3
495
آدی รีทวีตแล้ว
27.
27.@dimvji·
limiting people's access to you is also self care
English
5
140
576
16.8K
آدی
آدی@bagherigerami·
امسال باید مثل خر کار کنم تا سال دیگه این موقع بتونم برم پاریس.
فارسی
0
0
19
483
آدی
آدی@bagherigerami·
@IgG_IgM Yeah, I lost my sunshine forever 🫂🫂❤️
English
0
0
1
16
Siavash Mashhouri
Siavash Mashhouri@IgG_IgM·
@bagherigerami I’m sorry for your loss. I went through the same experience, and I know how incredibly tough it is. When you come out the other side, you’re never quite the same person you were before.
English
1
0
1
81
آدی
آدی@bagherigerami·
دقیقا شش ماه از اومدنم به کانادا گذشته بود و می‌خواستم به مامان بگم که بالاخره می‌تونم برای ویزاش اقدام کنم. خیلی خوشحال بودم و دلم می‌خواست راجع‌به سمپوزیم هم باهاش حرف بزنم که اولین نفر و با اعتماد به نفس ارائه دادم و همه چیز خوب پیش رفت. وقتی بهش زنگ زدم دیدم تو بیمارستان،
فارسی
526
35
4.7K
269.6K
میکروارگانیسم
میکروارگانیسم@microorganism33·
@bagherigerami خیلی ناراحت شدم. نمی شناسم تون و نخواستم همین طوری رد شم اما نمی دونم چی بنویسم واقعا. هرچی بگم زر مفته 😔🫂🖤
فارسی
1
0
1
47
آدی
آدی@bagherigerami·
@Asiyehhh عزیزم❤️❤️
فارسی
0
0
1
15
Asi
Asi@Asiyehhh·
@bagherigerami عمیقن متاسفم🫂کاش می‌تونستیم کمک باشیم برات💖
فارسی
1
0
1
68
ضُحآم
ضُحآم@Zoha_msv·
چقدر گریه کردم برات، چه ناحق زندگیمون رو دزدیدن. واقعا متاسفم برای تجربه تلخ و وحشتناکی که پشت سر گذاشتی، امیدوارم روح مادرت شاد باشه و صبری به اندازه دردی که بهت داده شده تعلق بگیره.
آدی@bagherigerami

دقیقا شش ماه از اومدنم به کانادا گذشته بود و می‌خواستم به مامان بگم که بالاخره می‌تونم برای ویزاش اقدام کنم. خیلی خوشحال بودم و دلم می‌خواست راجع‌به سمپوزیم هم باهاش حرف بزنم که اولین نفر و با اعتماد به نفس ارائه دادم و همه چیز خوب پیش رفت. وقتی بهش زنگ زدم دیدم تو بیمارستان،

فارسی
1
0
1
148
|| بهاره نامقدس ||
این رو خوندم و یادم افتاد به اون ۱۰ روزی که دایی جوان و نازنینم با ۹۵ درصد سوختگی توی بیمارستان بود و‌ما از این سر دنیا جز گریه کاری ازمون برنمیومد و ناخوداگاه زدم زیر گریه 💔💔💔💔
آدی@bagherigerami

دقیقا شش ماه از اومدنم به کانادا گذشته بود و می‌خواستم به مامان بگم که بالاخره می‌تونم برای ویزاش اقدام کنم. خیلی خوشحال بودم و دلم می‌خواست راجع‌به سمپوزیم هم باهاش حرف بزنم که اولین نفر و با اعتماد به نفس ارائه دادم و همه چیز خوب پیش رفت. وقتی بهش زنگ زدم دیدم تو بیمارستان،

فارسی
2
0
60
2.4K
آدی
آدی@bagherigerami·
مهاجرت بهترین تصمیم زندگیم بود.
فارسی
0
0
48
1K
آدی
آدی@bagherigerami·
@Arsalanize بودن خوب مهم‌تره
فارسی
1
0
1
86