Mahzad Elyassi

448 posts

Mahzad Elyassi banner
Mahzad Elyassi

Mahzad Elyassi

@ElyassiMahzad

Writer, Empirical Anthropologist, Journalist #زن_زندگی_آزادی #از_دموکراسی_بگو #جمهوری_سکولار Believer in #WomanLifeFreedom راز پیروزی ما در تکثر است

Iran Katılım Temmuz 2022
163 Takip Edilen232 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
bourseandbazaar.com/articles/2022/… Iranian women, supported by the many men who have now joined them, are challenging the discrimination they have experienced for decades... By Mahzad Elyassi
English
1
4
12
0
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@BanafshehJamali البته به‌خصوص در یک ماه اخیر، اون کسانی که بر طبل جنگ کوبیدند عمدتا از پایدارچی‌ها و در تظاهرات شبانه ایران بوده‌اند. خوبه که گاهی به اون‌ها هم اشاره کنید.
فارسی
0
0
1
89
Banafsheh.Jamali
Banafsheh.Jamali@BanafshehJamali·
لعنت به تمام اونهایی که از ایران لبنان ساختند. جمهوری اسلامی از یک طرف و از طرف دیگه تمام خارج نشینهایی که بر طبل جنگ کوبیدند و امروز تو خونه‌های امنشون نشستند و با پاسپورتهای غیر ایرانیشون آب تو دلشون تکون نمیخوره. لعنت به همتون.
فارسی
22
7
173
3.6K
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@Vincent00Gattca @tiyacolada بله، خیلی‌ها اصلا بعد از ماجرای رشنو روسری رو کلا کنار گذاشتند که چندین ماه پیش از این عکس بود.
فارسی
0
0
1
281
Vincent 🐦‍🔥
Vincent 🐦‍🔥@Vincent00Gattca·
@ElyassiMahzad @tiyacolada دقیقا. یادمه خیلی‌ها همینطوری می‌رفتن بیرون. اصلا ماجرای سپیده رشنو بابت همین نوع پوشش اتفاق افتاد. بعد از سپیده خیلی‌ها جرات کردن و بدون شال دو گردن اومدن بیرون.
فارسی
1
0
6
319
tiacolada
tiacolada@tiyacolada·
این دو زن واقعا باید توی تاریخ مدنی ایران موندگار بشن و به نظرم شدن. هنجار شکنی اون زمان این دو زن باعث شده چهار سال بعد این استایل کاملا پوشیده و نرمال حساب بشه.
pedestrian@KingRo0k

این عکس چهار سال پیش اوج مبارزه بود برای ما. و حالا ببینید کجا هستیم. این پیشرفت شگفت‌انگیزه.

فارسی
125
341
11.7K
209.8K
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@shamiiimrad @Nima_M_Ashrafi درست همونطور که به‌خاطر رفاقت‌های مردونه، واقعیت روایت زنان آزاردیده رو زیر سوال می‌برند اینجا هم روایت مادری که چند بار از دوری فرزندش گفته به نظرشون نه تنها کافی نیست بلکه غیرمستقیم دروغه. در مورد «دلالت ضمنی» ممکنه برامون ساعتها برن رو منبر اما اینجا خودشون رو به نفهمی میزنند.
فارسی
1
0
1
32
Shamim
Shamim@shamiiimrad·
@ElyassiMahzad @Nima_M_Ashrafi دلیلش هر چی بوده حق نداشته به مادر و بچه خشونت کنه… من هم با یاشار رفیق بودم، زدم بلاک‌آنبلاکش کردم چون بچه‌دزدی توجیه نداره! بچه هم می‌تونه روایتش رو بگه چطور با جدا شدن از مادرش مورد آزار قرار گرفته یا اصلاً بهش فکر نکردی؟
فارسی
1
0
0
34
Shamim
Shamim@shamiiimrad·
رفقای بچه‌دزد لطفاً قبل از این‌که کودک‌ رو از آغوش مادرش بکشید بیرون و ببرید یک جای دور؛ هشتگ «زن، زندگی، آزادی» رو از سر در پیجتون بردارید!
Shamim tweet media
SimiNRh@SimiNRh

لعنت روزگاران تا ابد بر آن قوم الضالمین که با چنگال‌هایشان دستت را از من دزدیدند. نفرین زمین و زمان و آسمان بر تک تک وجود منحوستان.

فارسی
6
6
100
3.4K
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@Nima_M_Ashrafi @shamiiimrad اینجا مشخصا خواستی «دلیل» اینکه بچه رو برده بدونی اما حالا ناگهان می‌گی که مگه شهر هرته که بچه رو ببره. تکلیف ما رو مشخص کن که به جز رفاقت، مسئله‌ی اصلیت چیه؟
فارسی
1
0
1
28
نیما م. اشرفی
نیما م. اشرفی@Nima_M_Ashrafi·
@ElyassiMahzad @shamiiimrad منم دلیل این کار رو می‌خوام بدونم. شنیدن روایت مقابل لزوما به معنای تأییدش نیست، از پیش‌فرض‌های طبیعی قضاوته.
فارسی
2
0
0
82
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@Nima_M_Ashrafi @shamiiimrad بله! من خشمگینم و شمایی که با طرح پرسش در مورد "دلیل" خشونت‌ورزی، خشونت رو توجیه می‌کنید و بعد ژست خونسردِ بی‌طرف می‌گیرید و در راستای رفاقت برادرانه حتی اگر لازم بشه از قوانین آخوندی و ساختاری که از اول تا آخرش به نفع مردان شکل گرفته دفاع می‌کنید هم قسمتی از دلیل این خشم هستید.
فارسی
2
0
3
66
نیما م. اشرفی
نیما م. اشرفی@Nima_M_Ashrafi·
@ElyassiMahzad @shamiiimrad خشم شما از قوانین ناعادلانه رو می‌فهمم ولی نیت‌خوانی و برچسب زدن و دادگاه صحرایی برگزار کردن رو نه. باز هم محض اطلاع: قوانین ارتجاعی همین آخوندها حضانت کودک رو به مادر می‌ده، مگر در شرایط خاص.
فارسی
1
0
0
50
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@Nima_M_Ashrafi @shamiiimrad ین حرف و مقایسه کاملا دقیقه و با ایموجی خنده پاک نمی‌شه! هر سوالی در مورد دلیل اعمال خشونت، در راستای توجیه خشونت است. تا الان متهم در مورد خشونتی که اعمال کرده سکوت کرده و مادر بچه، چندین پست در مورد دوری از فرزندش گذاشته. مطرح کردن سوال جنابعالی دقیقا در راستای توجیه این خشونته
فارسی
1
0
1
25
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@Nima_M_Ashrafi @shamiiimrad بامزه‌ست که پرسش رو اظهارنظر نمیدونید! دیگه همونطور که شماها به شکل رفاقتی و داداشی‌طور و در قالب پرسشهای به ظاهر بی‌طرفانه از همدیگه حمایت میکنید، اجازه بدید ما هم از مادر داستان در برابر قوانینی که آخوندها گذاشتند و مردها ازش استفاده میکنند حمایت کنیم.
فارسی
1
0
5
59
نیما م. اشرفی
نیما م. اشرفی@Nima_M_Ashrafi·
@ElyassiMahzad @shamiiimrad من سوال پرسیدم و اظهار نظری نکردم. شما پیش‌فرض صحت این روایت رو دارید که خب کمکی نمی‌کنه. محض اطلاع: برای محرز شدن جرم متهم به قتل هم باید انگیزه و هدفش مشخص بشه.
فارسی
1
0
0
60
Mahzad Elyassi retweetledi
Khalifa
Khalifa@Khalifaevaz·
انجمن گوهرشاد در حمایت از دختران محروم از تحصیل افغانستان در کشور فرانسه ثبت و تأسیس شده و در حال حاضر با تکیه بر شبکه‌ای کوچک از داوطلبان از ۱۲ دانشجوی دختر که در رشته‌های مختلف در دانشگاه‌های ایران و قزاقستان مشغول تحصیل هستند حمایت میکند. gowharshad.org
فارسی
2
9
84
1.4K
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@Nima_M_Ashrafi @shamiiimrad موندم که چه «روایتی» می‌تونه گروگان‌کشی بچه‌ی یک سال و نیمه رو موجه کنه؛ اونم در حالی که مادر اون بچه آشکارا به خاطر دور شدن از بچه‌اش، آشفته و ناراحته.
فارسی
1
0
3
98
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@ftm_sssdt فقط مادر بیچاره رو به شکل فردی مقصر کردید ولی ساختاری که اون زن رو وادار به این کار کرده رو کاملا نادیده گرفتید. انگار نه انگار که شوهر، خانواده، فامیل، همسایه، جامعه‌ای هم وجود داره که در گرفتن این تصمیم دخیل بوده.
فارسی
0
0
1
82
اَلفاطِمَة
اَلفاطِمَة@ftm_sssdt·
خانمه جنینِ ۱۹ هفته رو صرفا چون دختر بوده سقط کرده فقط چون دختره! بارداری اولش هم بوده امیدوارم خدا قهرش بگیره دیگه بهش بچه نده
فارسی
87
2
431
17.9K
Mahzad Elyassi retweetledi
Yousef Munayyer
Yousef Munayyer@YousefMunayyer·
WOW. "A senior U.S. official", @time reports, suspects a former Trump Campaign manager, employed by Israel to the tune of millions, is orchestrating online opposition to @realDonaldTrump's efforts to get out of the Iran mess. time.com/article/2026/0…
English
13
371
809
114K
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@Bushra1Shaikh @s_m_marandi The way he's sitting next to a woman isn't respectful. But given how deeply patriarchal these men are and how they view women, it's not surprising.
English
0
0
1
385
Bushra Shaikh
Bushra Shaikh@Bushra1Shaikh·
A pleasure to meet the one and only professor @s_m_marandi in Iran. Another erudite, softly spoken, Iranian gentleman.
Bushra Shaikh tweet media
English
719
928
11.5K
393K
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@Farhad_Nomad آزار فقط فیزیکی نیست. آزار طیف وسیعی شامل سوءاستفاده از قدرت، دستکاری روانی و فریب‌کاری داره. آزارگر فقط یک شخص نیست. آزارگر یک شبکه‌ست. دو مرد از ده مرد آزار میدهند، بقیه یا سکوت میکنند و کنار میکشند، یا با شوخی جنسی موضوع رو بی‌اهمیت جلوه می‌دن و یا حتی آزارگر رو تحسین می‌کنند.
فارسی
0
1
7
175
Saint Farhad
Saint Farhad@Farhad_Nomad·
واژه اغلب حدودا معادل 80 درصد میشه آیا 80 درصد مردها آزارگر هستن؟ خیر! اگه هشتاد درصد مردها آزارگر بودن زن‌ها حتی نمیتونستن از خونه بیان بیرون آیا این اتفاق برای هشتاد درصد زن‌ها بصورت روزانه میفته؟ خیر! عمدتا مردهایی با بک‌گراند اسلامی و زن‌ستیزانه اینکارارو میکنن اقلیت هستن
Hab@HabbeKhanoom

نظر نامحبوبم اینه که اغلب مردها از آزار دادن و سر به سر گذاشتن زن لذت می‌برند اما هر کس مطابق سطح فرهنگی‌اش رفتار متفاوتی داره.

فارسی
7
0
18
984
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@jointhejourneyy متاسفانه از نظر روان‌شناسانی مثل شما، انسانها در خلاء زندگی میکنند و تنها عامل تاثیرگذار در زندگی‌شون مسئله‌ی روان و روان‌شناسی است. انگار نه انگار که «ساختار قدرت جنسیتی» به شکل «اجتماعی و سیاسی» وجود داره که با «قانون و فرهنگ»، به شکل سیستماتیک تسلط مردان بر زنان رو تقویت میکنه
فارسی
0
0
3
107
Nothing New
Nothing New@jointhejourneyy·
آیا زن ایرانی‌ آنقدر بالغ هست که بپذیرد مرد به عنوان یک انسان با ویژگی‌های انسانی‌ ممکن است یک روز بگوید، نمی‌‌خواهم ادامه دهم بیا حرف بزنیم؟ یا اینکه از ترس مهریه و دادگاه و دردسر باید یواشکی هلیم بخورد و قلب بفرستد و بوس کند؟ ذات همه انسان‌ها آزاد و در عمل هیچ انسانی‌ 🔽
فارسی
31
5
80
8.9K
Mahzad Elyassi
Mahzad Elyassi@ElyassiMahzad·
@urbanismm وقتی درکی از ساختار قدرت و نظام سلطه‌ی سیستماتیک نداری، بهتره سکوت کنی.
فارسی
0
0
3
186
Mahzad Elyassi retweetledi
Sulaiman Ahmed
Sulaiman Ahmed@ShaykhSulaiman·
JUST IN: IRAN PAIRED EACH DELEGATION AT GRAND AYATOLLAH KHAMENEI'S FAREWELL CEREMONY WITH A POLITICALLY TARGETED VERSE FROM THE HOLY QURAN: 🇸🇦 Saudi Arabia received a verse about two armies meeting in battle, one believing, one not. 🇱🇧 Hezbollah was told "do not weaken or grieve you are superior." 🇱🇧 The Lebanese government received a verse about people refusing to sacrifice if asked. 🇵🇸 Hamas got a verse honoring men who fulfilled their covenant with God, "some have died, others are waiting." 🇾🇪 Houthis verse was about praising believers who fought without weakening. 🇶🇦 Qatar’s verse was about forgiveness and divine favor, read as a nod to its mediating role. 🇹🇷 Turkey got a verse elevating those who fight over those who "sit."
English
258
3K
13.5K
771.5K
Mahdi Kharratiyan
Mahdi Kharratiyan@MehdiKharratya·
مقاله‌‌ای مفصل پیرامون تحولات سریع در نظم منطقه‌ای، اتصال لبنان به کوریدور IMEC و قرار گرفتن آن در مدار عادیسازی با اسرائیل و نقدی بر رویکرد «تنفس بین دو جنگ»؛ نقش منفی تنش زدایی حساب نشده با کشورهای عربی خصوصا امارات عربی متحده در تغییر سریع معادلات نظم منطقه‌ای علیه تهران و تکرار اشتباه توافق پکن؛ پیش از این، چهار پارادایم اصلی و رقیب در تثبیت نظم پساجنگ در خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده و آکسیومهای اصلی آنها را بر شمردیم. در این مقاله مفصل به طور خاص به نقد دو پاردایم نخست و سوء برداشت انها از مفهوم «تنش زدایی» در مورد کشورهایی چون امارات خواهیم پرداخت، اقدامی که معمولا در ازای امتیازات اقتصادی نسیه، موقت و محدود انجام میشود، اما در عمل طرف مقابل را در جهت تثبیت معادلاتی که در بلندمدت به ضرر منافع و امنیت ملی ایران است، جری میسازد. پیش از این در تحلیل روند جنگ توضیح داده شد که امارات عربی متحده به دلیل نقش فعال در تسهیل تجاوز ایالات متحده و اسرائیل به ایران و نقش محوری در ائتلاف I2U2 و کوریدور IMEC و روابط عمیق و چند لایه با اسرائیل، با اختلافی معنادار هدف اصلی اقدامات نظامی ایران علیه کشورهای عربی منطقه بوده است. پس از آتش بس و امضای یادداشت تفاهم اسلام آباد، اخبار متعدد و تکذیب نشده‌ای دال بر ملاقاتهای سطح بالا میان مقامات امنیتی کشور و مقامات ارشد اماراتی منتشر گردید. از طرف دیگر اخباری از روند سریع شکل گیری دو ائتلاف/کوریدور منطقه‌ای به گوش میرسد که یکی با محوریت امارات و اسرائیل و دیگری با محوریت ترکیه و عربستان در حال تنظیم و تحکیم روابط قدرت منطقه‌ای به نفع ایالات متحده هستند و با توجه به اضافه شدن لبنان به محور امارات/اسرائیل، و امضا شدن توافق ننگین میان دولت لبنان و اسرائیل، میتوان ادعا کرد که باز هم تهران در تشخیص اولویتهای خود دچار خطا شده و اشتباه توافق پکن و سفر خالد بن سلمان را در یک مقطع زمانی حساس و تاریخ ساز تکرار کرده است. در این میان نباید از نظر دور داشت که با توجه به عضویت ریاض در کوریدور IMEC و نفوذ بالای آن در دولت نواف سلام، اساسا این تحولات بدون رضایت ریاض ناممکن بوده و تهران در تنظیم رفتار ریاض و استفاده از ظرفیت باب المندب و دریای سرخ در این جهت ناموفق عمل کرده است. شرایط حال حاضر، به طرز معناداری شبیه شرایط پیش از انفجار منطقه در ۷ اکتبر (سپتامبر ۲۰۲۳) و همچنین پیش از جنگ ۱۲ روزه (آوریل و می ۲۰۲۵) پس از سفر خالد بن سلمان به تهران است که در آن تهران با پیش فرضهایی بسیار نادرست ریاض و ابوظبی را در حاشیه امن قرار داد تا روند ابرمعامله‌ عادیسازی و تجهیز منطقه برای جنگ با ایران بدون هیچ مزاحمتی پیش برود. طرف غربی با طرح معامله آزادی جاسوسان در برابر پولهای بلوکه شده در کره جنوبی و قولهای نسیه سرمایه گذاری از جانب کشورهای عربی در پیش از جنگ ۱۲ روزه، تلاش کرد به این آسایش خاطر کاذب در تهران دامن بزند، معامله‌‌ها و قولهایی که حتی یک سنت از آنها به ایران نرسید. تهران پس از توافق پکن و معامله جاسوسان، با عدم درک زلزله ژئوپولتیک قریب‌الوقوع در منطقه، با محصور کردن خود در دام «سیاست همسایگی»، خود را در برابر تحرکات ایالات متحده و اسرائیل با هدف تغییر نظم منطقه‌ای در وضعیتی دست بسته قرار داد و این قاعده نادرست را تا زمان حمله گسترده ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران و ترور رهبر عالی جمهوری اسلامی حفظ کرد. متاسفانه شواهد نشان میدهد که جریانهایی که نقش مهمی در وابسته‌سازی ایران به نظام مالی امارات (تحت اشرافیت کامل اسرائیل و ایالات متحده) و تسویه درهمی داشته و با معلق نگه داشتن دو دهه‌ای پرونده توسعه بندر استراتژیک چابهار عملا کشور را دچار خفگی ژئواکونومیک کرده‌اند، در حال تصمیم سازی برای فرستادن منافع عالی کشور به مسلخ نظم آمریکایی/اسرائیلی هستند؛ و جای بسی تاسف است که برغم نادرست بودن تحلیلهای این جریانها پیش و پس از طوفان الاقصی، پیش از جنگ ۱۲ روزه و همچنین نادرست بودن تبیینهای آنها از نقش راهبردی قیمت نفت و تنگه هرمز در تعیین تکلیف معالات جنگ با آمریکا، این جریانها هنوز عنان مقدرات بلندمدت کشور را در دست دارند. در این مقاله مبسوط نشان میدهیم که چگونه طراحیهای امارات (با مشارکت ایالات متحده، فرانسه و ایتالیا) برای لبنان، در حال نابودی ژئوپولتیک شیعه و منافع بلند مدت ایران در جوار مدیترانه شرقی است و به نظر میرسد که قرار گرفتن مجدد امارات و سعودی در حاشیه امن به انها این جرات را داده است که بزرگترین متحد ایران در جوار مدیترانه را در فشاری بیسابقه قرار دهند، حال بماند که این مساله در حال تغییر دادن معادلات تنگه هرمز به ضرر ایران نیز هست. جریان نرمالیزاسیون همواره به طرق مختلف تلاش کرده تا در تهران این اتمسفر را ایجاد کند که مسائل منطقه‌ خاورمیانه اساسا ربطی به پکن ندارد یا پکن انگیزه‌ای برای مداخله در آن ندارد، و این در حالیست که اتصال لبنان به IMEC با توجه ماهیت "ایندوپاسیفیکی" آن دارای ماهیتی ضد چینی یا حداقل معارض با مانع بلند مدت چین است و جای تعجب است که به غیر از پارادایم سوم، هیچ کدام از پارادایمهای یادشده اهمیت این نکته را در نظام نظری خود درنیافته‌اند. از طرف دیگر اتصال بیروت به حیفا دارای معانی عمیقی است که یکی از آنها پراکندگی و تضعیف طائفه شیعه در جنوب لبنان و خلع سلاح کامل آن است. شواهد نشان میدهد که در تهران هنوز رویافروشان حامی "نظم مبتنی بر قواعد"، با مستمسک قرار دادن مسائل موجه/غیرموجه اقتصادی، در ترویج آمریکاگرایی رمانتیک بازار گرمی دارند و اوراسیاگرایان رئالیست و قائلین به تعیین تکلیف نظم منطقه‌ای در بازی میان قدرتهای بزرگ، در اقلیت محض قرار دارند. در ادامه به تبیین ابعاد تحولات اخیر در لبنان خصوصا زمینه‌سازی برای اتصال لبنان به IMEC خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چرا تئورسینهای «تنفس بین دو جنگ» در برآوردهای خود از اسیبهای امتیازات اقتصادی (عمدتا نسیه) اعراب به ایران و آثار مخرب تنش زدایی بی موقع و نادرست با امارات و سعودی (یعنی بدون تعیین تکلیف مساله نظم منطقه‌ای با مشارکت قدرتهای بزرگ من جمله چین) دچار خطایی راهبردی هستند./۱
Mahdi Kharratiyan tweet media
Mahdi Kharratiyan@MehdiKharratya

مقاله ای تفصیلی پیرامون دلایل صدور پیام تاریخی رهبر انقلاب و ارزیابی توافق مهم ایران و ایالات متحده؛ واکاوی دلایل مداخله آشکار رهبر جمهوری اسلامی ایران در تقابل دو کادر رهبری تحت فشار در حال حاضر در بطن جامعه ایران و همچنین محافل نخبگانی سیاسی کشور، درمورد دو متن بحثها و گفتگوهای فراوانی درگرفته است: نخست، پیام رهبر معظم انقلاب، که حاوی نکات بیسابقه‌ای پیرامون نظر ایشان به روند مذاکرات آتش بس ایران و ایالات متحده است. دوم، انتشار متن یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا پیرامون نحوه پایان جنگ و آغاز مذاکرات هسته‌ای. برای درک دلایل این مداخله و پیام تاریخی، علاوه بر بررسی دقیق متن توافق، به تحلیلهای فرامتنی متعددی نیاز است که شامل فرایند توافق، بررسی پیامهای پیشین رهبری نظام، بررسی بیانیه مهم شورای امنیت ملی در پایان جنگ، شرایط فعلی معادلات قدرت در واشنگتن و تهران و و وضعیت فعلی منطقه خاورمیانه خصوصا لبنان می‌شود. برای شروع، به تبیین پاردایمهای سیاستی میپردازیم که جهت معماری متن و فرامتن این توافق به رقابت پرداختند. از منظر نگارنده، با اندکی اغماض میتوان گفت که جهت شکل‌گیری یادداشت تفاهم یاد شده، حداقل چهار پاردایم سیاستی در محافل سیاسی در تهران به رقابت پرداختند که در ادامه به ویژگیهای هر یک و تاثیری که بر فرایند مذاکرات گذاشتند خواهیم پرداخت. در ادامه، گریزی به نقش لابی کشورهای عربی خصوصا قطر و امارات در تحقق این توافق خواهیم داشت. سپس به بررسی حساسیتهای رهبر انقلاب که در متن پیامهای ایشان منعکس است خواهیم داشت و در ادامه متن توافق را با دقت مورد بررسی قرار داده و نقاط قوت و ضعف آنرا نشان خواهیم داد. در ادامه به بررسی وضعیت منازعات قدرت در واشنگتن و رقابت شبکه راکبریج (حامیان ونس) و لابی اسرائیل خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چرا برغم واقعی بودن این شکاف، این مساله تحت الشعاع انتخابات میاندوره ای و شرایط خاص بازارهای مالی است و این احتمال جدی وجود دارد که پس از انتخابات، روابط واشنگتن و تل آویو «به تنظیمات کارخانه» بازگردد. در این حال توضیح خواهیم داد که این شکاف میتواند در صورت دقت نظر در تهران و عدم سوء محاسبه در مسئولان کشور و نبود اختلاف در کادر رهبری نظام، فرصتهای مهمی را در اختیار ایران قرار دهد. در ادامه به بررسی وضع لبنان خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که چرا با توجه به جمیع جوانب، این پیام هشداردهنده ضرورت داشته است. چهار پارادایم سیاستی که در تهران برای نیل به این یادداشت تفاهم به رقابت پرداخته و کوشیدند مسیر نیل به توافق و متن یادداشت را تحت تاثیر خود قرار دهند، عبارت اند از: ۱. پارادایم نرمالیزاسیون: این پارادایم معتقد است: ۱.۱. اگرچه جهان در حال گذر است و قدرت آمریکا نسبت به گذشته کاهش یافته است، اما جهان گذارمعناداری از Pax Americana نداشته و ایران ناگزیر است تمام مسائل خود را دیر یا زود با آمریکا حل کرده، وارد فرایند عادیسازی با واشنگتن شود. ۱.۲. در مورد اسرائیل، این پاردایم آنرا به عنوان واقعیت منطقه خاورمیانه و قدرت برتر سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی منطقه پذیرفته و بشکلی نه چندان آشکار حامی پیوستن ایران به پیمان ابراهیم یا حداقل رفع تخاصم میان ایران و اسراییل است. ۱.۳. این پاردایم عمیقا معتقد است که سطح روابط تهران-پکن و تهران-مسکو به سقف خود رسیده است و هرگونه تلاش در جهت تعمیق این روابط اتلاف وقت است. ۱.۴. در حوزه هسته ای، این جریان حامی سرسخت اعطای امتیازات گسترده در حوزه صنعت هسته‌ای و حتی تعطیلی آن است، چرا که معتقد است این صنعت تا کنون برای ایران صرفا هزینه بوده است. ۱.۵. این جریان حامی گزاره‌هایی چون «ترامپ معامله‌گر» و امکان جداسازی راهبردی اسرائیل و ایالات متحده است. ۱.۶. این جریان بر محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران در قیاس با ایالات متحده و اسراییل تاکید بسیاری دارد و تا پیش از این جنگ هیچ شانسی برای ایران جهت پیروزی یا عدم شکست مطلق در یک جنگ نظامی با آمریکا قائل نبود. ۱.۷. در حوزه منطقه‌ای این جریان با هرگونه تنش با همسایگان خصوصا سعودی و امارات عربی متحده مخالف است و از هر فرصتی برای بهبود روابط با این کشورها استقبال میکند. ۱.۸. این جریان روی شکافها در حزب دموکرات و جمهوریخواه حساب ویژه ای باز کرده و معتقد است تهران میتواند از این شکافها جهت تامین منافع راهبردی و بلندمدت خود را تامین کند. ۱.۹. در مورد تنگه هرمز، این جریان معتقد است که انسداد این تنگه اگرچه موثر واقع شده اما ایران باید در جهت «اعتمادسازی» جهانی هرچه سریعتر شرایط تنگه را به وضعیت پیشین خود بازگرداند. ۲. پاردایم تنفس میان دو جنگ: این پارادایم تخاصم بلندمدت میان ایران و ایالت متحده را مفروض گرفته است و معتقد است که از هر فرصتی برای تنفس و بهبود شرایط جهت فاز بعدی تقابل باید استفاده کرد. ویژگیهای این پاردایم عبارت اند از: ۲.۱. اگرچه این جریان قائل به تخاصم با آمریکاست، اما وضعیت کشور را عمدتا از لنز رابطه جنگ و صلح با آمریکا یا متحدین وی (نظیر اسرائیل) ارزیابی میکند و برای سایر قدرتهای بزرگ در عمل شان چندانی قائل نیست. ۲.۲. این جریان قائل به ارتقای روابط با پکن و مسکو است، اما معتقد است ابتدا باید تکلیف جنگ/صلح با آمریکا مشخص شود و سپس در امتداد آن و بشکل سری (و نه موازی) تکلیف روابط با کشورهای دیگر مشخص شود. ۲.۳. در حوزه هسته‌ای، این جریان معتقد است که ایران در تقابل با آمریکا/اسرائیل نیازی به تغییر وضعیت موجود و دکترین هسته‌ای ندارد، اما باید تلاش کند تا حد امکان در حوزه هسته‌ای امتیاز ندهد. ۲.۴. این پاردایم بنا را بر بی اعتمادی کامل به قولهای آمریکا و ترامپ گذاشته و نسبت به اثربخشی استفاده از شکافهای موجود در آمریکا پیرامون پرونده اسرائیل بی اعتماد است. ۲.۵. این جریان معتقد است که اگرچه ایران دارای توان سیاسی، اقتصادی و نظامی بسیار محدودتری نسبت با آمریکاست، اما دارای مزیتهای ژئوپولتیک منحصر به فردی است که در ترکیب با دکترین دفاع نامتقارن میتواند در برابر آمریکا بازدارندگی ایجاد کند. ۲.۶. در حوزه منطقه ای این پارادایم نسبت به کشورهای عربی خصوصا قطر، سعودی و امارات اعتماد کمی دارد اما معتقد است در صورت استفاده از اهرمهای سخت میتوان با آنها بشکلی مجزا از ایالات متحده و اسرائیل به توافق پایدار رسید و از منافع روابط با آنها در بلندمدت بهره‌مند گردید یا از لابی آنها در واشنگتن جهت تحقق اهداف در حد ضرورت استفاده کرد. ۳. پاردایم تقابل دو نظم: این جریان همه تحولات اخیر را از منظر کل گرا و نظم محور، رقابت قدرتهای بزرگ جهت تثبیت نظم جهانی مد نظر خود و رقابت استراتژیک ایران و اسرائیل جهت تثبیت نظم منطقه ای حول هژمونی خود ارزیابی میکند. این پاردایم به نکات زیر معتقد است: ۳.۱. تقابل ایران و ایالات متحده و رژیم اسرائیل، بیش از آنکه ناشی از یک تضاد ایدئولوژیک قابل حل باشد، ناشی از یک جبر ژئوپولتیک و در عین حال تاریخی (در امتداد رفتار بریتانیا/طبقه حاکم آتلانتیک) در تضعیف یکپارچگی ارضی ایران است که با تشدید رقابت قدرتهای بزرگ شدت یافته است. ۳.۲. بر خلاف جریانهای پیشین، این پاردایم معتقد است که به دلیل رقابت نظمهای «مبتنی بر قواعد» و جهان چند قطبی و رقابت و گسترش کوریدورها و ائتلافها، فرصتهای بالقوه و بینظیری در برابر تهران جهت ارتقای روابط با مسکو و پکن، خصوصا پکن وجود دارد که تهران در بالفعل کردن آنها بشدت کوتاهی کرده است. ۳.۳. در حل و فصل منازعه اخیر، این پارادایم بر خلاف پارادایمهای فوق معتقد است که تثبیت شرایط کشور از تثبیت یک «نظم» پیرامون تهران میگذرد که این تثبیت خود نیازمند نسبت یابی میان نظم مد نظر تهران با نظمهای مد نظر پکن و مسکو (خصوصا پکن) و البته واشنگتن است. ایران باید تلاش کند تا حد امکان ار فرصتهای نظمهای نوظهور استفاده و در عین حال نسبت خود را با نظم مبتنی بر قواعد بشکلی تعریف کند که آسیبهای اقتصادی و امنیتی حداقل شود. لذا تثبیت نظم پسا جنگ نیازمند تعاملی موازی با چین و روسیه به موازات مذاکرات با آمریکاست و ای بسا تعامل با چین از حیث زمانی و رتبه‌ای بر مذاکرات با آمریکا اولویت داشته باشد. ۳.۴. در حوزه هسته‌ای، این پارادایم با توجه به اینکه به نظم در حال گذار جهانی و افزایش سطح آنارشی در روابط بین الملل اهمیت بسیاری میدهد، قائل به تغییر دکترین هسته ای ایران است. با وجود این، این تغییر را نیازمند برخی مقدمات در حوزه اطلاعات/ضداطلاعات و یارگیری از میان قدرتهای اتمی صاحب حق رای وتو میداند. ۳.۵. در حوزه بازدارندگی متعارف، این جریان معتقد است که دریافت سلاحهای «تغییردهنده بازی» از قدرتهای بزرگ نیازمند گفتگوهای راهبردی و همسویی میان «استراتژی بزرگ» تهران با پکن و مسکو (البته به معنای تعمیق همسویی منافع مشترک ملی نه تعریف رابطه متروپل-قمر) است و دریافت سلاح راهبردی، نیازمند گفتگوی راهبردی و همسویی راهبردی است. ۳.۶. در حوزه منطقه ای این جریان به دلیل نگاه «نظم محور» و «کل گرا» نسبت به سایر جریانها حساسیت بسیار بیشتری نسبت به مهار اسراییل، حفظ بازدارندگی شبکه ای و عناصر محور مقاومت و دکترین «وحدت ساحات» دارد و مساله «ژئوپولتیک شیعه» و حفظ آن برایش موضوعیت بسیار زیادی دارد. ۳.۷. این پاردایم نظم و هژمونی را صرفا از لنز نظامی/رئالیستی ندیده و هژمونی را در معنای موسع گرامشینی آن (اقتصادی-سیاسی-نظامی-فرهنگی و ...) میبیند لذا به معادلات اقتصادی و سیاسی و وضعیت بازارهای مالی اهمیت بسیاری میدهد. لذا استفاده از اهرم قیمت نفت و تنگه هرمز به عنوان یک ابزار فشار بر قدرتهای جهانی را تئوریزه مینماید. ۳.۸. این جریان شکافهای بوجود آمده در حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه پیرامون مساله اسراییل را واقعی دانسته و آنرا منبعث از شرایط در حال گذار جهانی و محدودیتهای امریکا در حمایت از یک «شریک پرخرج» در عصر رقابت با چین میداند. با وجود این، استفاده از این شکافها را منوط به یارگیری از قدرتهای بزرگ میداند چون ادامه یافتن اعتبار گزاره «شریک پرخرج» در گروی تاب آوری ایران و عناصر محور مقاومت با کمکهای نظامی و اطلاعاتی و اقتصادی قدرتهای بزرگ است. از طرف دیگر، این جریان نقش لابی اسراییل را در جهت دهی به سیاستهای آمریکا بسیار پررنگ ارزیابی میکند، چون اسرائیل را فراتر از یک کشور و مقدمه نظم Pax Judaica میداند و از همین رو، معتقد است که شاید بتوان با مذاکرات با جریانهای ترقیخواه در حزب دموکرات یا انزواگرا در حزب جمهوریخواه به یک کاهش تنش رسید، اما دریافت منفعت اقتصادی بلندمدت از امریکا با توجه به نفوذ لابی اسراییل عملا ناممکن است. ۳.۹. این جریان همانند جریان دوم به محدودیتهای ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای اذعان دارد، اما معتقد است که در صورت داشتن طرح ایجابی برای نفوذ منطقه ای و یارگیری از قدرتهای بزرگ و استفاده از مزیتهای جغرافیایی، امکان ایجاد بازدارندگی در برابر آمریکا وجود دارد. ۳.۱۰. در مورد کشورهای عربی، این پارادایم بسته به اینکه این کشورها تا چه میزان در نظم آمریکایی-اسراییلی هضم شده‌اند، قائل به کاهش تنش با آنهاست و این کاهش تنش را منوط به کاهش نقش آفرینی آنها در نظم غربی میداند. لذا این جریان نسبت به امارات به دلیل عضویت در ائتلاف I2U2 و ارتباط وسیع با اسراییل بسیار بدبین است و هرگونه تنش زدایی بیجا با دول خلیج فارس را دارای تبعات سنگین برای ایران، ژئوپولتیک شیعه و بازدارندگی شبکه ای ایران میداند. همچنین هرگونه تنش زدایی باید با کمک و وساطت چین و روسیه و بر اساس ابتکارات از پیش آماده باشد، وگرنه در نهایت در جهت تثبیت نظم آمریکایی عمل خواهد کرد. ۳.۱۱. این جریان معتقد است که اهرم تنگه اگرچه در تعیین سرنوشت جنگ بسیار موثر عمل کرده است و در جنگهای آینده نیز شاید بتوان از آن استفاده کرد، اما باید در قالب یک «نظم جدید» به تدریج جا بیفتد و نباید در استفاده از آن افراط و براورد منافع اقتصادی آن اغراق کرد. البته این جریان معتقد است که ایران میتواند (میتوانست) جهت عبور کشتیها با هر کشور بشکلی مجزا وارد مذاکره شود. ۴. پارادایم «ایران ابرقدرت»: این جریان قویا معتقد است که ظرفیتهای درونی ایران جهت تقابل با ایالات متحده فی نفسه کافیست و ایران خصوصا پس از جنگ اخیر و با استفاده از مزیت تنگه هرمز میتواند به تمامی خواسته‌های خود در برابر دشمنان دست یابد. ۴.۱. این جریان اگرچه قائل به تغییر در نظم جهانی است، اما عملا در مورد توسعه روابط راهبردی با چین و روسیه موضع ایجابی محکمی ندارد و محور اقدامات خود را تقابل با ایالات متحده قرار داده است. ۴.۲. در حوزه هسته ای این جریان قائل به عدم کوچکترین انعطاف در برابر ایالات متحده است و از تغییر دکترین هسته ای نیز دفاع میکند. ۴.۳. در مورد تنگه هرمز، این جریان معتقد است که استفاده از تنگه به عنوان ابزاری بسیار کارامد جهت تنظیم رفتار کشورها قابل استفاده است و میتوان با این اهرم تمامی خواسته های ایران را محقق ساخت. ۴.۴. این جریان به محور مقاومت همانند دو جریان اخیر بسیار حساس است و از منظری ایدئولوژیک و امتگرا و ید واحد به عناصر محور مقاومت مینگرد. ۴.۵. این جریان برای محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران وزن کمی قائل است و معتقد است ظرفیتهای درونی ایران جهت تقابل با قدرتهای بزرگ تا حد خوبی کافیست و اگرچه به روابط خارجی با مسکو و پکن نگاه مثبتی دارد، اما آنرا در اولویت قرار نمیدهد. ۴.۶. این جریان در مورد روابط با کشورهای همسایه قائل به سیاست همسایگی است و فقط در صورتیکه اقدام آنها علیه منافع ملی ایران آشکار و محرز باشد، به افزایش سطح تنش با آنها رای میدهد، چون معتقد است ایران به قدر کافی قویست که بتواند خباثتهای همسایگان را هضم کند و به روی خود نیاورد. ۴.۷. این جریان درمورد شکاف میان ایالات متحده و اسرائیل و شکاف در احزاب دوگانه آمریکا پیرامون پرونده جنگ ایران و اسراییل بسیار بدبین است و تقریبا تمامی اخبار در این حوزه را جنگ زرگری و عملیات فریب ارزیابی میکند. اکنون در ادامه نشان خواهیم داد که هر یک از این جریانها چه نقشی در شکل دهی به مسیر مذاکرات و متن ایفا نمودند و متن بر اساس رهنمودهای پیشین رهبر انقلاب دارای چه نقاط قوت و ضعفی است و چرا این تذکر ضرورت داشته است./۱ پ.ن.: نگارش این نوشتار بسیار زمان میبرد. از صبر شما سپاسگزارم.

فارسی
18
76
361
74.7K