محمدرضا اسماعیلی
13.3K posts

محمدرضا اسماعیلی
@MrzEsma
دارنده مدال نقره تکواندوی شهرستان کاشان| رتبه اول مسابقات احکام شهرستان| یک دادهی همیشه پرت| دوستدار افزایش شباهت کسینوسی با مرکز عالم | فعال مصنوعات هوشی

Les briques Lego au service de la propagande ? Des créateurs iraniens inondent les réseaux de vidéos au style Lego pour raconter le conflit. "On sait que l’Occident a une mauvaise perception de nous. Ils ne nous connaissent pas. On voulait briser ce mur… et montrer qu’on est drôles, peut-être bien plus que vous." CNN a rencontré l’équipe derrière ce nouveau mode opératoire. @BeckyCNN @CNNConnect


در حالیکه اینروزها خبر سفر قریب الوقوع نتانیاهو به آمریکا جهت اقناع ترامپ جهت جنگ با ایران حول محور مهار توان موشکی تهران سر زبانهاست، چرا کار نتانیاهو برای اقناع ترامپ بسیار دشوار است. در شرایط کنونی، بنیامین نتانیاهو برای مجابکردن دونالد ترامپ به همراهی در یک رویارویی نظامی با ایران با موانع و مشکلات متعددی روبرو است. هرچند نمیتوان موفقیت یا شکست قطعی تلاش نتانیاهو را پیشبینی کرد، اما عوامل سیاسی و اقتصادی بسیاری در آمریکا دستبهدست هم دادهاند تا همراهسازی واشنگتن با ماجراجویی نظامی علیه ایران را بسیار دشوار کنند. در ادامه، یازده مورد از مهمترین این عوامل بررسی میشود. ۱. رسیدن شاخص اعتماد مصرف کننده آمریکا (@UMich) به یکی از پایینترین سطوح تاریخی؛ در نوامبر ۲۰۲۵، شاخص احساسات مصرفکننده به ۵۰٫۴ رسید که پایینترین میزان در سه سال اخیر و تقریباً برابر با کمترین رکورد تاریخی این شاخص بود. این افت شدید ناشی از تعطیلی دولت و نگرانی فزایندهی مردم از وضعیت مشاغل و مالی شخصی بود. به گفتهی مدیر این نظرسنجی، کاهش اعتماد «در سراسر طیف جمعیتی» دیده شد. چنین سطح بیسابقهای از بدبینی مصرفکنندگان نسبت به آینده اقتصادی، فضای داخلی آمریکا را برای شروع یک درگیری پرهزینه و جدید بسیار نامطلوب کرده است. ۲. افت محبوبیت ترامپ در اوایل ماه دسامبر به بدترین میزان از ماه جولای. در اوایل دسامبر، سطح تأیید عملکرد ترامپ به پایینترین میزان خود از تابستان رسید. بر اساس یک نظرسنجی مورد قبول کاخ سفید (Napolitan/Rasmussen)، در هفتهی اول دسامبر تنها ۴۵٪ از رایدهندگان عملکرد ترامپ را تأیید میکردند و ۵۳٪ مخالف بودند که ضعیفترین آمار از ماه ژوئیه به این سو محسوب میشود. حتی یک نظرسنجی فاکسنیوز نیز نشان داد ۵۶٪ مردم از عملکرد ترامپ ناراضیاند و تنها ۴۴٪ راضی هستند. این ارقام منفی در مقایسه با رؤسایجمهور قبلی در مقطع مشابه بسیار پایین است و زنگ خطری برای ترامپ و جمهوریخواهان در آستانه انتخابات سرنوشت ساز میاندورهای محسوب میشود. به گفتهی تحلیلگران، برخلاف دورهی اول ریاستجمهوری، اکنون اقتصاد – که نقطهقوت ترامپ بود – به پاشنهآشیل محبوبیت او بدل شده است . چنین وضعیت آسیبپذیری در افکار عمومی، ترامپ را نسبت به تصمیمات مخاطرهآمیز (مانند ورود به جنگ) محتاطتر میکند، زیرا ممکن است محبوبیت او را باز هم کاهش دهد، خصوصا اگر جنگ درست پیش نرود، طولانی شود، کشته آمریکایی داشته باشد و بازار نفت را تحریک کند. ۳. افزایش نرخ بیکاری به بیشترین میزان از ۲۰۲۱. نرخ بیکاری در آمریکا طی اواخر ۲۰۲۵ روندی افزایشی داشته و در ماه نوامبر به ۴٫۶٪ رسیده است. این بالاترین نرخ بیکاری از سپتامبر ۲۰۲۱ تاکنون محسوب میشود . بهدلیل تعطیلی دولت و تغییر روش جمعآوری آمار توسط اداره آمار کار، دادههای اکتبر منتشر نشد؛ اما در نوامبر پس از پایان تعطیلی، نرخ بیکاری به بیش از ۴ سال گذشته رسید . هرچند اقتصاد در مجموع هنوز دچار رکود رسمی نشده، اما افزایش بیکاری نشانهی ضعف بازار کار است. در چنین شرایطی اولویت اصلی افکار عمومی و سیاستمداران، بهبود وضعیت اقتصادی و اشتغال خواهد بود، نه آغاز یک جنگ جدید. ترامپ که با وعدهی بهبود اقتصاد بازگشته است، با نرخ بیکاری بالاتر از دوران بایدن مواجه شده و بنابراین ورود به جنگی که میتواند بیکاری را بیشتر کند، برای او از منظر سیاسی خطرناک است. ۴. کنترل نشدن تورم برغم داده های اخیر (۲/۷٪) و شک برخی تحلیلگران در دقت یا حتی صحت دادهها. با وجود آنکه نرخ تورم سالانه آمریکا طبق آخرین آمار رسمی به حدود ۲٫۷٪ کاهش یافته ، اما برخی اقتصاددانان و تحلیلگران نسبت به صحت و پایداری این کاهش تردید دارند . بهعلت تعطیلی ۴۳ روزه دولت که گردآوری دادههای قیمت را مختل کرد، آمار تورم ماه اکتبر منتشر نشد و آمار نوامبر نیز دارای خلأهای بسیاری بود . اداره آمار حتی تغییرات قیمتی ۱۸ دسته کالایی (از ۲۱ دسته) را بهدلیل نبود داده درج نکرد . اقتصاددانان هشدار میدهند که دادههای نوامبر «باید با احتیاط بررسی شود» و بهگفتهی یکی از تحلیلگران، گزارش تورم نوامبر به دلیل روش «carry-forward» احتمالاً تورم را کمتر از واقع نشان داده است . در واقع، برخی کارشناسان معتقدند کاهش تورم اعلامشده (۲٫۷٪) بهطور مصنوعی پایین برآورد شده است . این عدم قطعیت پیرامون مهار واقعی تورم باعث شده فشار هزینههای زندگی بر خانوارها همچنان یک دغدغهی سیاسی باشد. دولت ترامپ برای مجابکردن رایدهندگان به حمایت از جنگ، باید نشان دهد اوضاع اقتصادی تثبیت شده؛ اما تداوم نگرانی از تورم این کار را دشوار میکند. ۵. انتصاب نابهنگام و مجدد روسای بانکهای محلی Fed در ۱۱ دسامبر که عملا دست ترامپ را برای انتصاب افراد موافق کاهش نرخ بهره میبندد. در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۵، هیئتمدیره فدرال رزرو بهطور غیرمنتظره و زودهنگام، ۱۱ نفر از ۱۲ رئیس بانکهای فدرال رزرو منطقهای را برای یک دورهی ۵ سالهی جدید ابقا کرد . این اقدام که زودتر از موعد معمول (اوایل ۲۰۲۶) انجام شد، تحت نظارت جروم پاول و بهاتفاق آرا صورت گرفت و حتی عضو تازه منتخب ترامپ در هیئتمدیره (استیون میران) نیز به آن رأی مثبت داد . اهمیت این تصمیم در آن است که رؤسای منطقهای فدرال رزرو در ماههای اخیر هستهی اصلی مخالفان کاهش سریع نرخ بهره بودهاند . آنها بارها در برابر درخواستهای ترامپ برای کاهش تهاجمی نرخ بهره مقاومت کردهاند و به رویکرد محتاطانهتری پایبند بودهاند . با تمدید دورهی این افراد، ترامپ عملاً امکان جایگزینی آنها با افراد همسو (حامی کاهش نرخ بهره) را از دست داد. حتی اگر ترامپ بخواهد پاول را تعویض کند، رییس جدید هم تنها یک رأی از ۱۲ رأی در کمیته بازار آزاد خواهد داشت و بلوک رؤسای منطقهای میتواند مانع سیاستهای پولی افراطی شود. بر اساس گزارشها، سرمایهگذاران این اقدام را تضمینی بر استقلال نسبی فدرال رزرو تلقی کردهاند که دست کاخ سفید را برای فشار جهت کاهش نرخ بهره میبندد . نتیجه اینکه اگر شوک نفتی یا هزینهای ناشی از جنگ پیش آید، احتمال تکرار اختلافات تند بین فدرال رزرو و کاخ سفید زیاد است. ۶. هشدار جدی ترامپ به رهبران لابی اسرائیل در واشنگتن در مورد احتمال تشکیل «کنگره ای ضد یهودی» و «افت قدرت لابی اسرائیل». دونالد ترامپ اخیراً در یک سخنرانی صریح، رهبران لابی حامی اسرائیل در واشنگتن را نسبت به قدرتگیری جناح مترقی دموکراتها در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ هشدار داده است. او در یک مراسم جشنی (مهمانی حنوکا در کاخ سفید) گفت: «کنگره دارد ضدیهودی میشود» و اذعان کرد که «لابی یهودی (اسرائیلی) دیگر مثل گذشته قویترین لابی واشنگتن نیست» . ترامپ با اشاره به اعضای موسوم به «جوخه» (تعدادی از نمایندگان مترقی حزب دموکرات که شدیداً منتقد اسرائیل هستند) تاکید کرد که نفوذ آنها در حال رشد است. او هشدار داده که اگر دموکراتها در کنگره اکثریت یابند – خصوصاً با حضور نمایندگان چپگرا – ممکن است مجلس نمایندگان «ضد اسرائیل» شکل بگیرد . چنین کنگرهای قطعاً در حمایت بیقید و شرط از اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران مردد خواهد بود. بنابراین، ترامپ لابی اسرائیل را ترغیب کرده که برای جلوگیری از پیروزی دموکراتها در ۲۰۲۶ تلاش و در کمپین جمهوریخوان هزینه کنند؛ چرا که در غیر این صورت قدرت و نفوذشان بیش از این افت خواهد کرد. لابی اسرائیل این هشدار را درک میکند که باخت احتمالی در میاندوره ای به دلیل شعله ور شدن جنگ در خاورمیانه، آنها را از چاله فعلی به چاه خواهد انداخت. ۷. اختلافات شدید در جریان MAGA در حزب جمهوریخواه بر سر مساله اسرائیل. اخیرا درون جریان راست ترامیست اختلافات شدیدی بر سر مسئله اسرائیل و ضدیت با آن پدید آمده است. این شکاف بهطور آشکاری در کنفرانس اخیر Turning Point USA (AmericaFest 2025) بروز کرد. در این همایش، بن شاپیرو بهشدت به چهرههایی چون تاکر کارلسون، مگن کلی و استیو بنن حمله لفظی کرد و آنها را «شیاد» و «کاسب فتنه» نامید که به «توطئهپراکنی و دروغپردازی» مشغولند . شاپیرو مشخصاً تاکر کارلسون را بابت گفتگو با نیک فوئنتس محکوم کرد و گفت دادن تریبون به افرادی مثل فوئنتس «حماقت اخلاقی» است . حدود یک ساعت بعد، کارلسون روی صحنه ضمن تمسخر، تلاش شاپیرو برای «تکفیر مخالفانش» را مضحک خواند و گفت «شنیدن درخواست برای حذف صداها آنهم در مراسم چارلی کرک، خندهدار است». روز بعد، مگن کلی نیز در گفتگو با جک پوزوبیک در همان کنفرانس به شاپیرو تاخت و او را به «دروازهبانی» متهم کرد . کلی گفت: «او فکر میکند میتواند تعیین کند چه کسی، چه زمانی و کجا چه بگوید… ما دیگر دوست نیستیم» . وی فاش کرد که اخیراً شاپیرو را در برنامه تور خودش دعوت کرده و حتی پس از اختلاف بر سر کارلسون با او صلح کرده بودند، اما سپس شاپیرو او را در سخنرانی «ترسو» خطاب کرده که این امر به دوستی این دو پایان داد . این درگیریهای بیسابقه نشان داد که جنبش متحد پشت ترامپ اکنون به دو اردوگاه تقسیم شده است: جناحی که همچنان مدافع سرسخت اسرائیل است (شاپیرو و مارک لوین و لارا لومر و ...) و جناحی که بیشازپیش منتقد اسرائیل و سیاستهای خاورمیانهای سنتی حزب جمهوریخواه شده (کارلسون، بنن، اونز، کلی و ...). چنین شکافی در صورت جنگ آمریکا علیه ایران به احتمال زیاد شدیدتر هم خواهد شد. بسیاری از هواداران America First (اول آمریکا) مانند تاکر کارلسون، مخالف درگیریهای خارجی بیپایاناند و حمله به ایران را هم ادامه همان جنگهای «باتلاق خاورمیانه» میدانند. از سوی دیگر، محافظهکاران نئومحافظهکار یا نزدیک به آیپک، خواهان حمایت قاطع از اسرائیلاند. ترامپ در میان این شکاف گیر کرده است: همراهی کامل با نتانیاهو خطر از دست دادن بخشی از پایگاه ضدجنگش را دارد، و همراهی نکردن، نارضایتی لابی و جناح پرو-اسرائیل را برمیانگیزد. ۸. چالش ونس برای مدیریت شکاف فوق و آمادگی برای دو انتخابات ۲۰۲۶ و ۲۰۲۸. حمایت «اریکا کرک» (همسر چارلی کرک) از معاون رئیسجمهور جِیدی ونس برای نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ نشان از آمادگی ونس برای جانشینی ترامپ دارد. اریکا کرک که اکنون مدیر اجرایی Turning Point USA است، در کنفرانس اخیر این سازمان (AmericaFest 2025) علناً اعلام کرد که هدفش «با تمام قوا رئیسجمهور کردن دوست همسرش جیدی ونس در ۲۰۲۸» است . او متعهد شد که کل شبکهٔ تأثیرگذار ترنینگ پوینت را پشت سر ونس قرار دهد . ونس، که در حال حاضر معاون ترامپ است، سعی دارد جناحهای مختلف حزب – چه حامی اسرائیل و چه منتقد آن – را زیر «خیمه بزرگ و واحد» نگه دارد. او در سخنرانی خود تاکید کرد که جمهوریخواهان باید «به جای حذف کردن یکدیگر، همدیگر را تقویت کنند» . وی گفت حزب بزرگ است و برای همه – «از جنجالی تا کسلکننده» و از هر نژاد و مذهب – جا دارد . این رویکرد Big Tent (خیمه بزرگ) ونس، با استقبال جناح ضدجنگ و ملیگرای حزب مواجه شده، اما لابی اسرائیل آن را با تردید مینگرد. دلیل آن است که ونس علیرغم محکوم کردن کلی یهودستیزی، از تبری جستن کامل از امثال نیک فوئنتس یا تاکر کارلسون خودداری کرده است. بنا بر گزارش Times of Israel، ونس تاکنون حاضر نشده مستقیماً کارلسون یا فوئنتس را – بهخاطر اظهارات ضداسرائیلیشان – محکوم کند. حتی در یک جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه میسیسیپی، او سوالی آمیخته با تئوری توطئه درباره نفوذ اسرائیل را بهصراحت رد نکرد و پاسخ ملایمی داد. این باعث نگرانی محافظهکاران یهودی شده است؛ تا جایی که برخی از حامیان مالی جمهوریخواه گفتهاند «اگر ۲۰۲۸ نامزد حزب ونس باشد، رأی نخواهیم داد» و او را بیش از حد متمایل به خط فکری تاکر کارلسون میدانند . تحلیل واشنگتنپست بهدرستی اشاره کرده که ونس «روی یک طناب باریک راه میرود»: او میکوشد هم پایگاه طرفدار ترامپ-کارلسون را از خود نراند و هم حمایت حامیان سنتی اسرائیل را حفظ کند . اگر آمریکا وارد جنگ با ایران شود، این تعادل تقریباً ناممکن خواهد شد. جنگ با ایران و احتمال موضعگیریهای تند ضداسرائیلی در میان برخی حامیان ترامپ، ونس و حامیان متمول وی- یعنی شبکه راکبریج - را در موقعیت بسیار سختی قرار میدهد. لابی اسرائیل هم احتمالاً تمامقد به او حمله خواهد کرد و چهبسا روی گزینههای دیگر (مانند مارکو روبیو که صریحاً گفته در ۲۰۲۸ از ونس حمایت میکند یا ران دسنتیس) حساب باز کند. بنابراین، ونس که یکی از نیروهای موثر و قدرتمند پشت صحنه تصمیمات کاخ سفید است، انگیزهای برای پشتیبانی از جنگی ندارد که آیندهی سیاسی خودش را به خطر میاندازد. ۹. درگیری آمریکا در بحران ونزوئلا و جهش قیمت نفت. ترامپ در اواخر ۲۰۲۵ اعلام کرد تمام نفتکشهای تحریمشدهی در حال تردد به ونزوئلا را بهصورت یک «محاصره» دریایی هدف قرار میدهد . او گفت: «ونزوئلا کاملاً توسط بزرگترین آرماندا (ناوگان دریایی) تاریخ آمریکای جنوبی محاصره شده… شوکی به آنها وارد خواهیم کرد که هرگز ندیدهاند» . در پی این تهدید، ایالات متحده حضور نظامی خود در دریای کارائیب را به بالاترین سطح در چند دهه اخیر رساند (استقرار ۱۱ ناو جنگی) . هرچند این اقدام از منظر حقوقی «اعلان جنگ» رسمی نبود، اما در عمل تنش شدیدی ایجاد کرد. بازار نفت بلافاصله واکنش نشان داد و قیمت نفت حدود ۳٪ جهش کرد. قیمت نفت WTI که درست قبل از اعلام ترامپ به پایینترین حد از ۲۰۲۱ رسیده بود، با این خبر دوباره روند صعودی گرفته است. بهگفتهی کارشناسان، مازاد عرضه جهانی نفت طی ماههای قبل موجب کاهش قیمت شده بود، اما تنش با ونزوئلا این روند کاهشی دوماهه را معکوس کرد . ونزوئلا بزرگترین ذخایر نفت جهان را دارد و هرچند تولیدش زیر ۱٪ عرضه جهانی است، اقدام نظامی آمریکا در آن منطقه سطح نااطمینانی ژئوپولیتیک را افزایش داده و مانند یک «شوک نفتی» عمل میکند . در حال حاضر قیمت نفت در محدوده ۵۶ تا ۵۷ دلار است، اما تحلیلگران هشدار میدهند در صورت تداوم بنبست ممکن است به ۶۵ تا ۷۰ دلار هم برسد . پیامد این وضعیت برای نتانیاهو آن است که آمریکا همین حالا نیز درگیر بحرانی است که میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و اقتصاد را متلاطم کند. اگر بحران ونزوئلا تشدید شود (و مثلاً درگیری نظامی مستقیم رخ دهد)، کاخ سفید بهسختی میتواند همزمان یک جبهه جدید علیه ایران باز کند. بهویژه که افزایش قیمت نفت و بنزین در آستانه انتخابات بهشدت برای ترامپ مضر است – او با شعار ارزانکردن سوخت بازگشت، و اکنون میانگین قیمت بنزین به پایینترین حد ۴ سال اخیر (حدود ۲٫۸۸ دلار) رسیده است . هر شوک دیگری در بازار انرژی میتواند این دستاورد را نابود کند و نارضایتی عمومی را افزایش دهد. ۱۰. وجود علائم نگران کننده در برخی کمپانیهای AI نظیر OpenAI و Oracle و احتمال ترکیدن حباب AI. یکی از محورهای افتخار ترامپ در بازگشت به قدرت، ایجاد رونق در حوزه فناوری بهویژه هوش مصنوعی (AI) بوده است. اما تازهترین گزارشها حاکی از آن است که این حوزه هم با ریسک یک حباب مالی مواجه است. شرکتهایی مانند OpenAI و سرمایهگذاران آن (مایکروسافت، اوراکل، نیویدیا و …) در سال ۲۰۲۵ طرحهای عظیم و پرهزینهای را با تکیه بر آیندهی AI آغاز کردهاند که فراتر از توان مالی فعلیشان است. برای مثال، شرکت OpenAI توافق کرده تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۱ تریلیون دلار برای خرید خدمات محاسباتی و سختافزار هزینه کند – از جمله ۳۰۰ میلیارد دلار قرارداد با شرکت اوراکل و دهها میلیارد با آمازون و دیگران . این درحالی است که کل درآمد OpenAI در سال جاری حدود ۱۰ میلیارد دلار است و انتظار میرود حداقل ۱۵ میلیارد دلار زیان بدهد . به بیان دیگر، هسته اقتصاد AI با بدهی و خوشبینی مفرط به آینده بسته شده است. شرکت اوراکل که امسال با اعلام قرارداد ۳۰۰ میلیاردی با OpenAI سهامش اوج گرفت، اخیراً با انتشار گزارش مالی ضعیف سقوط سنگینی تجربه کرد. در ۱۱ دسامبر، سهام اوراکل ۱۳٪ افت کرد و ۹۰ میلیارد دلار از ارزش بازارش کاسته شد چون رشد درآمد ابریاش کمتر از انتظار بود و هزینههای سرمایهای (خرید تجهیزات AI) جهش کرده بود . تحلیلگران میگویند این شرکت به «نماد ترس از حباب AI» تبدیل شده است اوراکل به دلیل بدهی ۱۰۰ میلیارد دلاری و سوزاندن ۱۰ میلیارد دلار پول نقد طی ۶ ماه برای سرمایهگذاری AI، با افزایش ریسک نکول اوراق قرضهاش مواجه شده است . حتی غول تراشهسازی انویدیا و دیگر سهام مرتبط با AI نیز همزمان ۳٪ تا ۴٪ افت کردند . فضای بازار نسبت به چند ماه قبل که تب AI همهچیز را بالا میبرد، تغییر کرده و بیم از تکرار حباب داتکام ۲۰۰۰ افزایش یافته است. شاخص SPX چندین بار در دوماه اخیر خط 50 DMA را شکسته و دوباره بازگشته، که نشان از وضع نوسانی بازار دارد. این وضعیت دو پیامد برای نتانیاهو-ترامپ دارد: نخست آنکه شکست یا بحران در پروژههای بزرگ AI میتواند اقتصاد آمریکا را شکننده کند (چون بخش بزرگی از رشد بازار سهام و سرمایهگذاریها بر موج AI سوار بوده است). دوم اینکه ترامپ برای سال ۲۰۲۶ روی کاهش بهره بانکی و تأمین مالی آسان این پروژهها حساب کرده بود؛ اما با مقاومت فدرال رزرو (به مورد ۵) و علائم حباب، دیگر کاهش نرخ بهره شدیدی در کار نخواهد بود . سرمایهگذاران خصوصی هم در تامین مالی پروژههای عظیم AI محتاطتر شدهاند. به گفتهی آتلانتیک: «آخرین بار که چنین ثروت عظیمی با چنین بدهیها و معاملات درهمتنیدهای گره خورد، درست قبل از بحران مالی ۲۰۰۸ بود» . پس ترامپ با یک اقتصاد دارای ریسک مالی مواجه است که هر شوک بیرونی (مثلاً جنگ) میتواند حباب آن را بترکاند. بدیهی است در چنین شرایطی، مشاوران اقتصادی ترامپ او را از شروع جنگی جدید که عدم قطعیت اقتصادی را بالا ببرد، برحذر خواهند داشت. ۱۱. چالش انتخابات میان دوره ای. تمامی عوامل یادشده دست به دست هم داده تا چشمانداز انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ برای جمهوریخواهان شکننده شود. پس از شکست کامالا هریس در ۲۰۲۴، حزب دموکرات در ابتدا روحیه باخته بود، اما سریال پیروزیهای اخیر این حزب در سال ۲۰۲۵ جانی تازه به آنها داده است. دموکراتها برای نخستین بار در ۳۰ سال اخیر شهرداری میامی را فتح کردند؛ همچنین فرمانداریهای نیوجرسی و ویرجینیا را با نامزدهای خود (میکی شریل و ابیگیل اسپنبرگر) بردند . در نیویورک هم یک دموکرات ترقیخواه مخالف اسرائیل (زهران ممدانی) شهردار شد . این پیروزیها عمدتاً به لطف ائتلاف رایدهندگان شهری، اقلیتها و طبقات کمدرآمد به دست آمد که نسبت به دوره قبل مشارکت و چرخش بیشتری به نفع دموکراتها داشتند. برای مثال، رأیدهندگان لاتینتبار در انتخابات ۲۰۲۵ تقریباً تماماً به نامزدهای دموکرات روی آوردند و دستاورد تاریخی ترامپ در ۲۰۲۴ میان لاتینها را معکوس کردند . در نیوجرسی ۶۸٪ لاتینتبارها به شریل رأی دادند و حتی ۱۸٪ از لاتینهایی که ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده بودند، این بار به دموکراتها پیوستند . تمام شهرستانهای پرجمعیت لاتین (بالای ۲۰٪ جمعیت) که ترامپ در ۲۰۲۴ برده بود، در ۲۰۲۵ به ستون دموکراتها برگشت . همچنین اقشار فقیر و حاشیهنشین که از تورم و قطع کمکهای غذایی در دوران تعطیلی دولت آسیب دیدند، تمایل دارند جمهوریخواهان را تنبیه کنند. در جریان تعطیلی ۴۳ روزه دولت – که طولانیترین در تاریخ آمریکا شد – برنامههای کمکغذایی میلیونها خانوار به مشکل خورد و حتی آمار بیکاری و تورم بهموقع منتشر نشد . دموکراتها هرچند در اقلیت بودند، ولی با استفاده از نفوذشان در سنا این بنبست تاریخی را رقم زدند (چون در اعتراض به عدم تمدید یارانههای درمانی، بودجه را متوقف کردند ). نهایتاً ترامپ مجبور شد علیرغم مخالفت دموکراتها لایحه بودجه موقت را با اتکا به جمهوریخواهان اعتدالی امضا کند . او بعداً اذعان کرد «هرگز نباید دوباره چنین اتفاقی بیفتد» . این تجربه نشان داد که حتی در اقلیت، دموکراتها قدرت فلجکردن برنامههای ترامپ را دارند – چه برسد به اینکه اکثریت کنگره را بگیرند. اکنون جمهوریخواهان فقط با ۳ کرسی در مجلس و ۴ کرسی در سنا اکثریت دارند و دموکراتها برای بازپسگیری کنگره تنها به چند کرسی نیاز دارند . سخنگوی مجلس، مایک جانسون، صریحاً هشدار داده است که اگر جمهوریخواهان اکثریت را از دست بدهند، «آنها (دموکراتها) سعی میکنند دولت ترامپ را تمام کنند. او ۴ سال کامل نخواهد داشت، فقط ۲ سال خواهد داشت» . جانسون تأکید کرده که در صورت باخت در ۲۰۲۶، استیضاح سوم ترامپ یک نتیجه حتمی است . هرچند برخی دموکراتها اولویت را نظارت و تحقیق بر فساد و عملکرد دولت میدانند نه لزوماً استیضاح ، اما واقعیت آن است که با کنترل کامل کنگره، روند استیضاح آسانتر و محتملتر میشود. چنین چشماندازی ترامپ را محتاط میکند: او نمیخواهد با اقدامی مانند جنگ با ایران، شانس پیروزی دموکراتها در کنگره را بالا ببرد و خود را در معرض استیضاح یا حتی عزل قرار دهد. حتی در نظرسنجیها نیز بیش از نیمی از رایدهندگان (و یک پنجم جمهوریخواهان) از ایده استیضاح ترامپ حمایت میکنند . بنابراین، ترامپ برای حفظ پایگاه و جلوگیری از موج آبی در ۲۰۲۶ نیازمند آرامش نسبی در صحنه داخلی است. یک جنگ پرمخاطره میتواند تمام این محاسبات را بر هم زند و دموکراتها را مصممتر برای پیگیری استیضاح کند. موارد بالا به این معنا نیست که نتانیاهو قطعاً در اقناع ترامپ شکست خواهد خورد. شرایط سیاسی پویاست و ممکن است اتفاقات پیشبینینشدهای رخ دهد که معادلات را تغییر دهد. به عنوان مثال، اگر اسرائیل بتواند عملیاتی سریع، قاطع و غافلگیرانه ترتیب دهد که در آغاز جنگ چند تن از رهبران ارشد ایران ترور شوند و در داخل ایران آشوب گستردهای شکل بگیرد، ممکن است ترامپ وسوسه شود فکر کند این جنگ کوتاه و پیروزمندانه خواهد بود. در چنین سناریویی (جنگی برقآسا با تصور فروپاشی سریع مقاومت ایران)، احتمال همراهی واشنگتن با تلآویو افزایش مییابد. اما در حالت عادی، موانع یادشده بازدارندهی جدی هستند. حزب جمهوریخواه امروز با اقتصادی نهچندان مطمئن، مردمی دلزده از ماجراجویی خارجی، اختلافات شدید داخلی و تهدید از دست دادن اکثریت کنگره روبروست. برای ایران، پیام واضح است: هرچه قدرت بازدارندگی نظامی و اطلاعاتی خود را صریحتر نشان دهد و احتمال یک جنگ پرهزینه و طولانی را در ذهن تصمیمگیران واشنگتن تقویت کند، احتمال ماجراجویی آنها کمتر میشود. واجب است مقامات ارشد ایران با نمایش اقتدار دفاعی کشور و رعایت دقیق پروتکلهای امنیتی، هرگونه محاسبهی غلط دشمن را خنثی کنند. همچنین برخورد قاطع با عوامل اخلالگر در نظم اقتصادی (که ممکن است با تحریک بیرونی قصد تضعیف جبهه داخلی را داشته باشند) ضروری است تا لابی اسرائیل نتواند از بیثباتی داخل ایران بهعنوان فرصت بهرهبرداری کند. به بیان دیگر، توان بازدارندگی ایران – چه در بعد نظامی و چه در حفظ ثبات داخلی – عاملی کلیدی در ناکام گذاشتن اهداف تلآویو و لابی اسرائیل در واشنگتن است. با توجه به مجموعه شرایط فوق، تصمیمگیران آمریکایی و اسرائیلی به خوبی میدانند که جنگ با ایران اگر با واکنش شدید تهران، کشته شدن سربازان آمریکایی یا جهش نفت و طولانی شدن درگیری همراه شود، نه تنها به هدف مهار ایران نخواهند رسید بلکه ممکن است به قیمت از دست رفتن قدرت سیاسی خودشان تمام شود. بنابراین، تا زمانی که ایران قدرت خود را مقتدرانه نشان دهد و دشمن را نسبت به هزینههای گزاف هرگونه تجاوز آگاه نگه دارد، احتمال همراهی آمریکا با اسرائیل در ماجراجویی بزرگ نظامی پایین خواهد بود.














