Drunken Huntsman retweetledi
Drunken Huntsman
3.9K posts

Drunken Huntsman
@godwithyoghurt
just wing it 🧘🏻
دو دیقه دیگه پیشتم Katılım Temmuz 2017
119 Takip Edilen87 Takipçiler

پدر و مادر و پدر بزرگ و کل خاندان مادری معلم بودن، پس من از حدود ۵-۶ سالگی سر رقابت با خواهرم خوندن رو شروع کردم و عاشق کتابذهای مثل به من بگو چرا، هزار و یکشب و داستان های شاهنامه شدم. غرق در شاهنامه بودم تا چند سال اول ابتدایی، کلاس دوم که بودم معلم مون مادر پدرو خواست
𓂀@pvrisatb
بامزه ترین دلیل احضار والدینتون از طرف مدرسه چی بوده ؟
فارسی

@halaanaranar ضمانت نامه بانکی با این که خود فرد اینقدر پول داشته باشه فرق داره
فارسی

جدی این چه قانون مسخرهایه رئال داره؟ چرا برای کاندید شدن باید ۱۵ درصد بودجه باشگاه دارایی داشت؟ تو کل اسپانیا ۱۰ نفر کلا انقدر پول دارن.
Madrid Zone@theMadridZone
🚨 OFFICIAL: Enrique Riquelme's candidacy has been APPROVED by Real Madrid's Electoral Board. For the first time since 2006, THERE WILL BE ELECTIONS FOR REAL MADRID PRESIDENCY!
فارسی

@AgostoyeSabegh تسلا بدون سنسوره و فقط با دوربین مسیریابی میکنه
فارسی

@F00lTom نه من برخلاف بومر ها حس خاصی به فوتبال ایتالیا ندارم.
فارسی


@behdaaad حسین رونقی چندباری تجربشو داره میخوای ازش بپرس
فارسی

@colbinab بینوایان هم تقریبا یه همچی مدلی بود، شصت هفتاد صفحه اولشو خوندم دیدم هنوز کوزت و ژان وال ژان وارد داستان نشدن بوسیدم گذاشتم کنار 😂
فارسی

داستانهای روسی معمولا اینجوری شروع میشن:
«در یک عصر بارانی، ایوان نیکولایویچ ایوانوف، پسر نیکولای الکساندروویچ ایوانوف، در حالی که با خدمتکار خانه، پراسکوفیا فئودوروفنا (دختر فئودور واسیلیویچ) صحبت میکرد، دچار فروپاشی فلسفی شد.»
مشکل اینجاست که نویسندههای روس فکر میکنن دارن شجرهنامه ثبت احوال مینویسن، نه رمان!
بیشتر وقتها یک نفر در طول کتاب پنج تا اسم داره و تو باید حدس بزنی الان کی به کیه! بعد از خواندن ۱۰۰ صفحه، تازه یادت میافته ایوان همون وانیا، وانیوشا، ایوانکا و ایوان نیکولایویچ است!
پر از توصیفات بیپایان و بی دلیله. ده صفحه توصیف سوراخ جوراب پیرزن همسایه که در نهایت هم هیچ نقشی در داستان نداره و سه صفحه بعد بر اثر سل میمیره. همه یا سل دارند، یا فقر مفرط، یا در سیبری تبعیدند، یا دارند به این فکر میکنند که چرا اصلاً به دنیا آمدهاند. یعنی کتاب را باز میکنی، بوی ناامیدی و سرما از لای صفحاتش میزند بیرون.
خلاصه که برای خواندن یک رمان روسی، باید یک دفترچه یادداشت کنار دستت بذاری و نمودار درختی فامیلها رو بکشی تا وسط داستان گم نشی!
رها🌊 زن، زندگی، آزادی@Raahaa_abd
جدی مشکل نویسندههای روس چیه؟ من نمیخوام اسم و فامیل و نام پدر خدمتکار خونه رو بدونم خب.
فارسی

@nimstraa @koonnkonn3 بر اساس میزان گریه از خودم تنها میشه حداقل ۱۵ تا رسپی ساندویچ در آورد.
فارسی













