foxlover👑👑
6K posts

foxlover👑👑
@ichbinFuchs
🇮🇷👑برای عظمت و سربلندی دوباره ایران











I had a great conversation with Crown Prince Reza Pahlavi of Iran as he continues his relentless advocacy for the Iranian people and his continued resistance against the current regime. The people of Iran have suffered the tyranny of the Islamic fundamentalist regime for nearly 50 years. Thank you, Prince @PahlaviReza, for standing with your people!



خمینی پس از تبعید به ترکیه و سپس نجف، آرامآرام یک شبکه روابط عمومی و سازماندهی انقلابی بسیار حرفهای ساخت؛ شبکهای که بعدها ستون اصلی پیروزی ۵۷ شد. در آغاز، او حتی رهبر اصلی مخالفان شاه هم نبود. اما بهتدریج با روحانیونی مثل محمدباقر صدر در عراق و شبکههای مذهبی ایران پیوند گرفت. رادیو بغداد در مقطعی برای پخش پیامهایش علیه شاه زمان اختصاص میداد و پیامهای او آرامآرام از نجف به ایران میرسید. درون این ساختار، هرکس وظیفه مشخصی داشت. ابراهیم یزدی ارتباطات خارجی را مدیریت میکرد، صادق قطبزاده سخنان خمینی را برای رسانههای غربی ترجمه میکرد، ابوالحسن بنیصدر هماهنگیهای سیاسی و ارتباط با داخل ایران را انجام میداد و احمد خمینی حلقه ملاقاتها، پیامها و رفتوآمدها را کنترل میکرد. روزانه صدها نوار کاست ضبط و مخفیانه به تهران فرستاده میشد. این نوارها در مسجدها، بازارها و هستههای کوچک مذهبی و دانشجویی تکثیر میشد. شبکه داخلی روحانیونی مثل بهشتی، منتظری و هاشمی رفسنجانی نیز در بازار و حوزه فعال بود. وقتی خمینی به نوفللوشاتو رفت، انقلاب وارد فاز رسانهای جهانی شد. او تقریباً هر روز زیر درخت سیب معروف با خبرنگاران جهان مصاحبه میکرد. فقط در حدود صد روز آخر پیش از انقلاب، بیش از چهارصد مصاحبه و ملاقات ثبت شده؛ یعنی بهطور میانگین روزی چهار برنامه و گفتوگوی منظم. تصویری که از او ساخته میشد، تصویر یک رهبر ساده، ضد استبداد، ضد امپریالیسم و حامی آزادی بود؛ بدون ورود دقیق به جزئیات حکومت آینده. همین ابهام حسابشده باعث شد گروههای کاملاً متفاوت موقتاً کنار هم بایستند. مجاهدین خلق، ترکیبی از اسلامگرایی و مارکسیسم بودند. فداییان خلق جریان چپ و سکولار داشتند. ملیمذهبیها نگاه دیگری داشتند. بازار سنتی، روحانیون، دانشجویان و حتی بخشی از نظامیان نیز هرکدام خواسته متفاوتی داشتند. اما خمینی همه را تا لحظه پیروزی کنار هم نگه داشت. او استاد «اتحاد تاکتیکی» بود؛ یعنی نگه داشتن نیروهای ناهمگون زیر یک دشمن مشترک: شاه، آمریکا و اسرائیل. بیانیههایش عمداً کلی، احساسی و چندپهلو بود تا هر گروه، تصویر مطلوب خودش را در آن ببیند. هسته ثابت اطراف او در نوفللوشاتو شاید حدود بیست نفر بیشتر نبود، اما هنگام مصاحبهها و دیدارها، گاهی صدها نفر در رفتوآمد بودند. همان ساختار کوچک اما منظم، اجازه داد تصویری از یک رهبر عارف و مردمی ساخته شود، درحالیکه پشت صحنه، یک ماشین رسانهای و هماهنگی بسیار حرفهای فعال بود. شاید دقیقترین تحلیل این باشد: آنچه خمینی را پیروز کرد، فقط مذهب یا خشم مردم نبود؛ بلکه توانایی او در ساختن یک شبکه روابط عمومی قوی، شناخت محبوبیت مهرهها، مدیریت رسانه و نگه داشتن نیروهای متضاد کنار هم تا لحظه پیروزی بود. به خودتان بیایید. هر روز با یک توییت نصفه، عبور از این و آن و دعواهای درونگروهی مردم را ناامید نکنید. این مردم چهلهزار کشته دادهاند و هر روز با امید میآیند ببینند چه خبر است، نه اینکه اختلاف و دلسردی ببینند. هرکس هم انتقاد کرد، فوراً نگویید «شاه میداند». شاه هم از دادهها، تحلیلها و آدمهای اطرافش میفهمد. اگر قرار بود یک نفر بهتنهایی همهچیز را بداند و انجام دهد، هیچ انقلابی در تاریخ پیروز نمیشد. انقلاب بدون روابط عمومی قوی، شناخت محبوبیتها، نگه داشتن نیروهای ناهمگون کنار هم، کنترل اختلافات داخلی و حفظ امید مردم پیروز نمی شود.














