
مصاحبه دوم در زمان آتش بس: مصاحبهشونده یک خانم آرایشگر حدود ۳۰ ساله اهل شهر تهران است. خلاصه نظر مصاحبه شونده: مصاحبهشونده جنگ را تنها راه ریشهکن کردن ظلم و بازسازی بنیادین کشور میداند و به دلیل سرخوردگی از مبارزات داخلی، از درگیری نظامی استقبال کرده و با آتشبس مخالف است. او معتقد است هرگونه توافق باعث تقویت دیکتاتوری و یأس جامعه میشود، اما در نهایت فشارهای موجود به فروپاشی حتمی نظام از درون یا بیرون میانجامد. ------------------------ - اکنون ما در یک آتشبس موقت قرار داریم. پیش از وقوع این آتشبس و در دوران جنگ، نظر شما چه بود و اکنون نظر شما چیست؟ آیا به نظر شما آتشبس ادامه پیدا میکند یا اینکه جنگ مجدداً رخ خواهد داد؟ - ببینید، ما انسانهای زخمخوردهای هستیم. به قدری زخم خوردهایم که این زخمها تنها فیزیکی نیستند؛ به این معنا که صرفاً عزیزانمان را از دست داده باشیم. خیر، ما از نظر روانی نیز زخمخورده هستیم. ما مدت چهل و هفت سال به قدری تحت فشار بودهایم که از وقوع جنگ خوشحال میشویم، در حالی که هیچ جامعهای و هیچ انسان سالمی از جنگ خوشحال نمیشود. ما منتظر بودیم که این جنگ رخ دهد. چرا؟ زیرا ما مسلح نبودیم که بخواهیم خودمان به پیش برویم و موفق شویم. وقتی مسلح نبودیم و جنگ آغاز شد، ما یک استراتژی داشتیم و گفتیم دشمنِ دشمنِ ما، دوست ما است. ما نمیگوییم اکنون کسی که به ما حمله میکند، لزوماً دشمن ما هست یا نیست؛ اساساً این مسئله متفاوت است. شاید در اصل این جنگ به ضرر ما باشد و آنها دشمن ما محسوب شوند. اما چون تبدیل به دشمنِ دشمنِ ما شدهاند، ما میگوییم دوست ما هستند. با این وجود، این دوستی تنها موقتی است. اگر به شکل یک معامله به آن نگاه کنیم، ما چیزهایی به آنها میدهیم و چیزهایی نیز از آنها میگیریم. ما داریم تاوان این جنگ را میدهیم؛ این ناراحتیها، بیکاریها، تورمها، همه این سروصداها و ترومایی که فرزندانمان اکنون به دلیل صداهایی که میشنوند دچارش میشوند و هنگامی که بزرگ شوند تبدیل به ترومای بزرگی برای آنها خواهد شد. چیزی که ما از آنها میخواهیم این است که کاری را که ما با دست خالی توان انجامش را نداشتیم، آنها انجام دهند. بنابراین، ما از جنگ خوشحال میشدیم. با شنیدن هر صدای بمب، میگفتیم خوشبختانه چند تن دیگر از آنها از بین رفتند؛ همانهایی که ما نتوانستیم از بین ببریم. - به نظر شما آیا این جنگ عاقبت خوبی دارد؟ یعنی نتیجه و سرانجام آن خوب خواهد بود؟ - بر اساس شرایطی که در آن قرار داریم، دو حالت وجود دارد: یا ما به قدری داغدار هستیم که متوجه نیستیم با خودمان و کشورمان چه کار میکنیم که در این صورت شاید یک خودزنی باشد، زیرا هیچکس آینده را نمیداند. مسئله دیگری نیز وجود دارد و آن این است که ما به قدری مردم آگاهی شدهایم که میدانیم حتی اگر پس از جنگ تنها یک ویرانه باقی بماند، تازه باید کمر همت ببندیم و آن را بسازیم. در آن زمان باید سازندگی کنیم و از بسیاری از چیزها و منافع خود بگذریم. مهندسان ما و همه افراد باید به کار مشغول شوند تا کشور و آیندهمان را بسازند، و این روند چند سال به طول خواهد انجامید. ما از آتشبس خوشحال نشدیم، زیرا احساس میکنیم تنها یک تحریک کوچک و یک رؤیافروشی بود که گذشت. هنگامی که جنگ دوباره آغاز شود، ما خوشحالتر خواهیم بود. چرا؟ زیرا امیدوار میشویم؛ هنگامی که یک بنا از پایه کج بالا رفته است، باید از ریشه ویران شود تا بتوانیم دوباره آن را پایهسازی و پایهریزی کنیم. - در دوران جنگ کجا بودید؟ - در دوران جنگ، مدتی را در تهران بودم و مدتی را خارج از تهران در شهرستان حضور داشتم. اما در اینجا مشکلی نداشتم. خانوادهام بسیار اصرار میکردند که نزد آنها بروم، ولی بخش زیادی از زمان را به دلیل کار شب عید به اینجا آمدیم. ما اینجا بودیم، صداهای بسیاری را شنیدیم، بارها ترسیدیم و نگران عزیزانمان شدیم. برای مثال، یک روز خیابان ترکمنستان را هدف قرار دادند و من به شدت نگران دوستانم شدم و به یاد دارم که حالم بسیار بد بود. اما در همان زمان نیز میگفتم که این افراد باید از بین بروند، زیرا در این چهل و هفت سال به قدری کشته دادهایم که تلفات این جنگ خارجی، یکهزارم آن نیز نمیشود. - آیا شما موافق جنگ هستید؟ - من موافق جنگی هستم که ریشه ظلم را از بین ببرد، نه هر جنگی. - در مورد اینکه آیا آنها توافق میکنند یا خیر، نظری دارید؟ به نظر شما اگر توافق صورت بگیرد، برای ایران از نظر سیاسی و اجتماعی خوب است یا بد؟ آیا حُسنی دارد؟ - خیر، به نظر من بسیار بد است؛ زیرا بار روانی و آسیب روانی به همراه دارد. اینکه همه جوانان ما شکستخورده شوند و همگی بگویند هیچ راهی نداریم و باید به ظلم تن بدهیم، بسیار آسیبزا است. اتفاقاً کتابی وجود داشت، کتاب ۱۹۸... نام آن را به خاطر نمیآورم، نام آن یک عدد بود. در آن کتاب چه میگفت؟ چند وقت پیش آن را خواندم، کتاب بسیار زیبایی است. میگفت مردم به قدری تحت تأثیر حکومت دیکتاتوری بودهاند که رهبرشان را «برادر بزرگ» میخواندند و حتی برای کارهای کوچک روزمره نیز از آنها اجازه میگرفتند. ما نیز مانند آنها میشویم. نوعی سرخوردگی به وجود میآید که عملاً هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم. هر ظلمی که اعمال شود را باید بپذیریم. سرخورده میشویم، توسری میخوریم و همواره غمی در دلمان وجود دارد. اگر این توافق صورت بگیرد، از طرف دیگر، خرابیهایی که این نیمهجنگ برای ما به بار آورد، زندگی ما را سختتر و فرسودهتر خواهد کرد؛ اعم از ابعاد روحی، اجتماعی و فیزیکی. بسیاری از افراد عزیزانشان را از دست دادهاند، بسیاری چشمانشان را از دست دادهاند و اعضای بدن بسیاری آسیب دیده است. از نظر اقتصادی و از همه جهات، سرکوب بسیار شدیدی اعمال خواهد شد. این شرایط برای یک جامعه اصلاً مناسب نیست و دیکتاتوری خودکامه تقویت میشود. - اگر توافق صورت بگیرد، به نظر شما وضعیت سیاسی چگونه خواهد شد؟ - وضعیت برای مردم بسیار اسفناک خواهد شد. برای سیاستمداران بزرگ، به خودشان بستگی دارد؛ آنها قطعا به نفع خود فکر میکنند و توافق را به پیش میبرند. - به نظر شما، اگر جنگ تمام شود، مردم ایران از چه طریق دیگری میتوانند به آزادی و آنچه میخواهند دست یابند؟ - ببینید، واقعیتی که وجود دارد این است که انقلاب به دو صورت رخ میدهد و این موضوع را همه میدانند: یکی انقلاب داخلی و دیگری انقلاب خارجی که باعث براندازی یک نظام میشود. ما انقلاب داخلی را انجام دادیم و انقلاب خارجی نیز تا حدودی رخ داد، اما نیمهکاره رها شد. من میخواهم این را بگویم که حتی اگر این جنگ خاتمه یابد، چه توافق کنند و چه نکنند، و اوضاع به همین شکل باقی بماند، فشارهای اقتصادی و روانی به قدری افزایش خواهد یافت که ما دوباره شاهد یک هجدهم و نوزدهم دیگر خواهیم بود. کودتا از داخل اتفاق خواهد افتاد و باز هم کشتار زیادی رخ خواهد داد. اما در نهایت، این شرایط ماندگار نخواهد شد. در تاریخ بشریت، هیچ ظلمی پایدار نمانده است؛ همانگونه که قوم مغول نیز از بین رفت. من عمیقاً به این موضوع باور دارم که ظلم پایدار نمیماند. اکنون نیز جوانانی مانند خود من میگویند که به خیابان میرویم؛ یا میکشیم و یا کشته میشویم. - از شما سپاسگزارم.


















