وهم

2K posts

وهم banner
وهم

وهم

@vahmmmm

Katılım Nisan 2022
210 Takip Edilen455 Takipçiler
Sabitlenmiş Tweet
وهم
وهم@vahmmmm·
«زندگی! چقدر سر به ‌سرم می‌گذاری.»
فارسی
0
3
84
20.1K
وهم
وهم@vahmmmm·
۸ ساعت از این‌که بهش گفتم: «دلم برات تنگ شده.» گذشته. اما افسوس. ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد.
فارسی
3
0
26
468
وهم
وهم@vahmmmm·
اعتراضی نیست واقعا. اعتراض معنایی نداره وقتی هیچ‌جای این قضیه خواست و اراده‌ی من دخیل نیست. ولی... خیلی حیفه اگه برم و تو رو پیدا نکرده باشم.
فارسی
0
0
10
212
وهم
وهم@vahmmmm·
بعضی جمله‌ها رو این‌قدر شنیدیم و خوندیم که دیگه یادمون می‌ره چه معنای عمیق و دقیقی دارن. مثلا من هرچی فکر می‌کنم می‌بینم عمیق‌ترین حسم به این وضعیت اینه که من واقعا نمی‌خواستم «معنای زندگی‌م فقط دوام‌آوردن و ادامه‌دادن باشه.»
فارسی
0
0
12
163
وهم
وهم@vahmmmm·
باورم نمی‌شه که هنوز با هر صدای غیرمنتظره‌ای دلم می‌لرزه. باورم نمی‌شه که هنوز با شنیدن صدای ساخت و ساز، صدای کامیون، صدای ماشین و موتور و حتی صدای باز و بسته‌شدن در، برای چندلحظه از شدت دلهره تپش قلب می‌گیرم. هربار با خودم فکر می‌کنم که واقعا دوباره شروع شد.
فارسی
0
0
21
408
وهم
وهم@vahmmmm·
واقعا من هیچ شباهتی به آدم قبل از جنگ ندارم. انگار بعد از تجربه‌ی اون روزها، قسمت جدیدی در مغزم شکل گرفته. انگار همیشه بخشی از وجودم منتظر و نگرانه. همیشه یه احساس دلهره‌ و اضطراب عمیق همراهمه.
فارسی
0
0
17
308
وهم retweetledi
شفق
شفق@MareLontano·
اگر جنگ شد، اگر اینترنت قطع شد، اگر دیگر نتوانستیم از حال هم باخبر شویم، اگر برای هر کدام از ما اتفاقی افتاد فقط این را به یاد داشته باشید: ما زندگی را دوست داشتیم. ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم. ما با استبداد مخالف بودیم چه آن‌که در داخل، نفس را تنگ می‌کند و چه آن‌که از بیرون، با بمب و تحریم و تهدید بر سر مردم آوار می‌شود. دل ما برای مردم ایران می‌تپید. برای کودکی که باید آینده داشته باشد، برای زنی که باید بی‌ترس زندگی کند، برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم شود. ما زندگی بهتر می‌خواستیم. برای همه. بی‌استثنا. شاید آرمان‌گرایانه بود. اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی. اگر صدایمان قطع شد، بدانید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم.
فارسی
108
1K
5.9K
185.9K
وهم
وهم@vahmmmm·
یک مدت که از نوشتن دست می‌کشی و دیگه سعی نمی‌کنی احساسات و درونیاتت رو جمله‌بندی کنی و ازشون بنویسی، دیگه اساساً نوشتن معنای خودش رو از دست می‌ده.
فارسی
0
2
26
545
وهم retweetledi
mahi
mahi@regularrmoon·
کلا دو آتیشه ها منو میترسونن، فرقی نمیکنه در چه جبهه ای.
فارسی
205
377
4.3K
79.4K
وهم
وهم@vahmmmm·
هنوز احساس می‌کنم همه جاشون رو پیدا کردن جز من.
فارسی
0
0
17
252
وهم
وهم@vahmmmm·
@_piedaterre_ وای دقیقا منم همین‌طور! تمام بدنم سر شده بود...
فارسی
1
0
0
74
نیکولایویچ
نیکولایویچ@_piedaterre_·
جورى بخاطر صداى رعد و برق و تصور شروع حمله‌ی جنگی از خواب پريدم و چسبيدم به ديوار كه تا يك ساعت پشت دستام نبض ميزد.
فارسی
1
0
3
141
وهم
وهم@vahmmmm·
تا وقتی از دیدن و خوندن اخبار دوری می‌کردم، میلم به گریه‌کردن صفر شده بود. سر شده بودم. چیزی احساس نمی‌کردم. فقط ادامه می‌دادم و تقریبا به هیچ‌چیزی فکر نمی‌کردم. ولی حالا دقیقا برگشتم به همون‌ حالی که تمام این مدت ازش فرار کرده بودم. آسیب‌پذیر و رنجور و حساس و شکننده.
فارسی
0
0
23
497
وهم
وهم@vahmmmm·
برای فردا شب همین‌ موقع‌ها یه وقت گریه جور کردم. جاش رو هم انتخاب کردم از الان.
فارسی
1
0
12
278
وهم
وهم@vahmmmm·
همش احساس می‌کنم یه کار مهمی داشتم که یادم رفته انجام بدم. یه مهلتی برام تعیین شده بوده که دیگه تموم شده. دل‌شوره دارم. واقعا یه چیزی توی دلم داره می‌جوشه.
فارسی
0
1
25
481
وهم retweetledi
عروسَک گُمشُده
آدمی دوام می آورد، ورای حد تصور…
فارسی
1
4
100
1.5K
وهم
وهم@vahmmmm·
بغض می‌جوشه از سینه‌م. از راه گلوم خودش رو بالا می‌کشه. به چشم‌هام می‌رسه و سد بی‌صدا می‌شکنه. آه عزیز غریب ناآشنا. می‌دونم بیهوده‌ست و مدام می‌گم: «تو خیلی حیف بودی.»
فارسی
0
0
21
661
. ݁˖
. ݁˖@tinlibera·
@vahmmmm وای مرسی که خبر دادی، خیلی نگرانت بودیم هرجا هستی مواظب خودت باش دوست عزیزم
فارسی
1
0
1
29
وهم
وهم@vahmmmm·
نتونستم جلوی احساساتم رو بگیرم. حالا حتی بیشتر از قبل خسته و سردرگمم.
فارسی
0
1
17
328
وهم
وهم@vahmmmm·
دیدی یادت رفت؟
فارسی
0
0
20
753
مستسقی
مستسقی@AmirSahbaee·
گَرَم یادآوری یا نه (که به‌نظر میاد نمی‌آوری) من از یادت نمی‌کاهم❤️
فارسی
1
0
11
273