
یکی از بنیادیترین مسائل در روانشناسی، «میل جنسی» و چگونگی شکلگیری و جهتدهی آن در روند رشد فرد است. زیگموند فروید میل جنسی را یکی از «ضروریترین و عمومیترین انگیزههای انسان» میدانست؛ نیرویی که به باور او از نخستین سالهای کودکی حضور دارد و در شکلگیری شخصیت نقشی اساسی ایفا میکند. فروید در کتاب سه رساله درباره نظریه جنسی مفهوم «لیبیدو» را مطرح کرد. لیبیدو در نظریه فروید صرفاً به معنای میل به رابطه جنسی در معنای محدود بزرگسالانه آن نیست، بلکه نوعی انرژی روانیِ بنیادین است که تمامی جلوههای لذت، دلبستگی، محبت و حتی خلاقیت را دربر میگیرد. به باور او، این انرژی از بدو تولد در کودک وجود دارد و در مراحل مختلف رشد دهانی، مقعدی، آلتی، دوره نهفتگی و بلوغ به اشکال متفاوتی سازمان مییابد. نحوه مدیریت، سرکوب یا تعارض این انرژی در هر مرحله، میتواند بر ساختار شخصیت بزرگسالی اثر بگذارد. ravizan.com/20001/

















